اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین کیفیت ابصار و ادراک در حکمت اشراق

نقش نفس در ادراک حضوری و جایگاه عالم مثال

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت ابصار و ادراک از منظر شیخ اشراق می‌پردازند. بحث با نقد نظریات پیشین پیرامون انطباع صورت در چشم یا خروج شعاع از آن آغاز می‌شود و با تکیه بر مبانی حکمت متعالیه، به این نتیجه می‌رسد که ادراک، امری مجرد و متعلق به نفس است. در ادامه، سیر بحث به تبیین جایگاه «عالم مثال» یا «خیال منفصل» به عنوان ظرف تحقق صور ادراکی کشیده می‌شود. استاد با تفکیک میان صور شبحی در عالم مثال و مُثُل نوریه افلاطونی، به تفاوت مراتب ادراک و لذات اخروی برای گروه‌های مختلف انسانی، از اصحاب یمین تا سابقون مقربون، اشاره می‌کنند. این جلسه در نهایت با تأکید بر اینکه حقیقت معرفت، نوعی اتحاد وجودی میان مدرِک و مدرَک است، به تبیین معنای تحیر اولیاء الهی در برابر تجلیات بی‌انتهای ذات پروردگار ختم می‌شود.

تبیین کیفیت ابصار و ادراک در حکمت اشراق

8
  • پس ایشان با نفی صورت در عین به این کیفیت به عدم خروج شعاع از عین و محالیت انطباع این صورت در دماغ به معنای عدم امکان انطباع کبیر بر صغیر و از آن‌طرف موجودیت این صورت، مثال، عالمی را برای تحقق این صور جعل کردند البته نه‌اینکه جعل کردند حالا مثلاً اِخبار دادند چون آن عبارت از خیال منفصل است.

  • لِکونهِ غَیرَ مادیٍ تَشبیهاً بِالخیالِ المتصلِ و هوَ الَّذی ذَهبَ إلى وجودهِ الحُکماءُ الأقدَمون کَأفلاطونَ و سُقراطَ و فیثاغورسَ و أنباذقلسَ و غیرِهم مِن المتألهینِ و جمَیعِ السُّلاک مِن الأممِ المُختلفة فإنَّهم قالوا العالمُ عالَمان عالمُ العَقل‌ المُنقسم إلى عالمِ الربوبیةِ و إلى عالمِ العقولِ و النفوسِ و عالمِ الصّورِ المُنقسمِ إلى الصّورِ الحِسیةِ و إلى الصّورِ الشَبحیَة.

  • چون این غیر مادی است به‌واسطۀ تشبیه به خیال متصل که او هم مادی نیست که همان ذهن است. این همان چیزی است که حکماء اقدمون مانند افلاطون، سقراط، فیثاغورث، انباذقلس و غیره از متألهین و جمیع سلاّک از امم مختلف قائل به خیال منفصل شدند.

  • اینها این‌طور قائل هستند که دو عالم داریم؛ یکی عالم عقل است که منقسم به عالم ربوبیت و به عالم عقول و نفوس می‌شود که اینها صورت ندارد و اینها عالم تدبیر کلی است و مشرف بر همۀ مجردات و غیر مجردات است. دیگر عالم صور است که منقسم به صور حسیه می‌شود که خارجیه است و صور شبحیه که ذهنیه است.

  • و مِن هاهُنا یُعلَم أنَّ الصّورَ الشَّبحیةَ لَیست مُثُلَ أفلاطون لِأنَّ هؤلاءِ العُظماء مِن أکابرِ الحکماءِ کَما یَقولون بِهذهِ الصّور یَقولونَ بِالمُثلِ الأفلاطونیَة و هی نوریةٌ عَظیمةٌ ثابتةُ فی عالمِ الأنوارِ العَقلیةِ و هذهِ مُثلٌ مُعلقةٌ فی عالمِ الأشباحِ المُجردة.

  • از اینجا مشخص می‌شود که صور شبحیه این صورت که در عالم خیال منفصل هست اینها مُثُل افلاطونی نیستند. این بزرگان قائل به هردو مطلب هستند؛ یکی قائل به صور در عالم مثال هستند و دیگری قائل به مٌثُل افلاطونی هستند. پس اینها باهم فرق می‌کنند.