
تبیین کیفیت ابصار و ادراک در حکمت اشراق
نقش نفس در ادراک حضوری و جایگاه عالم مثال
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت ابصار و ادراک از منظر شیخ اشراق میپردازند. بحث با نقد نظریات پیشین پیرامون انطباع صورت در چشم یا خروج شعاع از آن آغاز میشود و با تکیه بر مبانی حکمت متعالیه، به این نتیجه میرسد که ادراک، امری مجرد و متعلق به نفس است. در ادامه، سیر بحث به تبیین جایگاه «عالم مثال» یا «خیال منفصل» به عنوان ظرف تحقق صور ادراکی کشیده میشود. استاد با تفکیک میان صور شبحی در عالم مثال و مُثُل نوریه افلاطونی، به تفاوت مراتب ادراک و لذات اخروی برای گروههای مختلف انسانی، از اصحاب یمین تا سابقون مقربون، اشاره میکنند. این جلسه در نهایت با تأکید بر اینکه حقیقت معرفت، نوعی اتحاد وجودی میان مدرِک و مدرَک است، به تبیین معنای تحیر اولیاء الهی در برابر تجلیات بیانتهای ذات پروردگار ختم میشود.
تبیین کیفیت ابصار و ادراک در حکمت اشراق
1درس سیصد و شصتم
بیان شیخ اشراق در خصوص کیفیت ابصار (2)
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
و خلاصَةُ ما ذَکرَهُ الشّیخُ المُتأله شهابُ الدین السُهروردی فی حِکمةِ الإشراق لِإثباتِ هذا المَطلب أنَّ الإبصارَ لیسَ بِانطباعِ صورةِ المرئی فی العینِ علىٰ ما هوَ رأیُ المُعلِّمِ الأوّل و لا بِخروجِ الشُّعاعِ مِنَ العینِ إلى المَرئی کَما هوَ مَذهبُ الرّیاضیین فَلیسَ الإبصار إلاّ بِمُقابلةِ المُستنیرِ لِلعَینِ السَّلیمةِ لا غیر إذ بِها یَحصُلِ لِلنَّفسِ عِلمٌ إشراقیٌ حضوریٌ علَى المَرئیِ فَیَراه.1
مطالب را از خارج گفتیم، حالا از این جلسه تطبیق می کنیم و در بعضی از جاها که احتیاج دارد، صحبت میکنیم.
ملخّص کلام مرحوم شیخ اشراق برای اثبات وجود عالم مثال
ملخّص کلام مرحوم شیخ اشراق برای اثبات وجود عالم مثال این است که ابصار بهواسطۀ نقش و تصویر صورت مرئی در چشم نیست همانطوریکه ارسطو قائل به این مطلب هستند و همینطور بهواسطۀ خروج شعاع از چشم به مرئی نیست [همانطور که آن مذهب ریاضیین است].
دیدن عبارت از مقابلۀ مرئی و مستنیر است، آنچه که نور را قبول کرده و قابل برای رؤیت شده است برای چشمی که سالم است و میتواند این تقابل را بپذیرد. بهواسطۀ مقابلۀ مستنیر، اشیاء مرئی با چشم سلیم برای نفس یک علم اشراقی حاصل میشود؛ یعنی علمی که این علم یک طرف دارد و دو طرف ندارد، از باب مضاف و مضافٌإلیه و مقولۀ اضافه نیست بلکه آن علم فقط از ناحیۀ نفس، صدور پیدا میکند و مانند آنچه که در خارج هست در خود بهوجود میآورد. یک علم اشراقیِ حضوری بر آنچه که دیده شده حاضر میشود پس او را میبیند یعنی به مقابلۀ شخص رائی با مرئی نهاینکه نور وارد چشم میشود و از چشم خارج میشود و به مرئی میخورد بلکه صرف مقابلۀ انسان درحالیکه چشمش باز هست با آن مرئی و با اشیاء خارجی یک حالت احاطه و تجرد مثالی بر آن شیء خارجی وارد میشود؛ یعنی چشم در اینجا فقط حکم عضوی از اعضاء را دارد که نفس بهواسطۀ او صورت مجرده به خود میگیرد. عبارت شیخ اشراق مسئله را یکقدری بغرنج میکند یعنی ادراک مسئله را مقداری مشکل میکند.
- . الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 300 و 301.
