اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

نقد و بررسی نظریه شیخ اشراق درباره عالم مثال

تحلیل جایگاه صور خیالی و انعکاسات در عالم مثال

14٬132
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین و نقد دیدگاه شیخ اشراق پیرامون عالم مثال اعظم می‌پردازند. بحث با بررسی مبنای سهروردی در خصوص صور خیالی و انعکاسات در آینه و اشیاء صیقلی آغاز می‌شود که همگی را مرتبط با عالم مثال اعظم می‌داند. در ادامه، استاد با تکیه بر مبانی توحید افعالی، به نقد این دیدگاه پرداخته و میان «مثال اعظم» و «مثال متصل به نفس» تفکیک قائل می‌شوند. ایشان با توضیح نحوه تحقق قوای متخیله و تفاوت آن با حقایق عینی، بر این نکته تأکید می‌کنند که بسیاری از تصورات ذهنی، زائیده نفس بوده و نباید به عالم مثال اعظم نسبت داده شوند. در نهایت، استاد با تبیین جایگاه ظلی و بالعرضِ صور مرآتی و انعکاسات صوتی، بحث را به سوی درک حقیقتِ تجلیات الهی در عالم هستی هدایت کرده و تفاوت میان حقیقت و حکایت را روشن می‌سازند.

نقد و بررسی نظریه شیخ اشراق درباره عالم مثال

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین و نقد دیدگاه شیخ اشراق پیرامون عالم مثال اعظم می‌پردازند. بحث با بررسی مبنای سهروردی در خصوص صور خیالی و انعکاسات در آینه و اشیاء صیقلی آغاز می‌شود که همگی را مرتبط با عالم مثال اعظم می‌داند. در ادامه، استاد با تکیه بر مبانی توحید افعالی، به نقد این دیدگاه پرداخته و میان «مثال اعظم» و «مثال متصل به نفس» تفکیک قائل می‌شوند. ایشان با توضیح نحوه تحقق قوای متخیله و تفاوت آن با حقایق عینی، بر این نکته تأکید می‌کنند که بسیاری از تصورات ذهنی، زائیده نفس بوده و نباید به عالم مثال اعظم نسبت داده شوند. در نهایت، استاد با تبیین جایگاه ظلی و بالعرضِ صور مرآتی و انعکاسات صوتی، بحث را به سوی درک حقیقتِ تجلیات الهی در عالم هستی هدایت کرده و تفاوت میان حقیقت و حکایت را روشن می‌سازند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

نقد و بررسی نظریه شیخ اشراق درباره عالم مثال

8
  • تمام این مسائل همه عبارت از فعل الهی است! آن شمر وقتی سر امام حسین علیه‌السّلام را می‌برد، مگر خود این نفس بریدن بد است؟! خب چه اشکال دارد؟! واقعاً آدم فکر کند که اگر قرار است که انسان بمیرد حالا چه با سکته بمیرد، چه با تصادف بمیرد، چه موشک در کله‌اش بخورد و چه آجر بخورد، همه فوت است. از آن‌طرف برای سیدالشهداء علیه‌السّلام هم ارتقاء روح و مسائل شفاعت کبری و رسیدن به آن مقاماتی است که «إنّ لکَ فی الجنةِ درجاتٍ لا تنالُها إلاّ بِالشَّهادة»1 این مرتبه‌ای که مرتبۀ شفاعت کبری است به‌واسطۀ این مسئله پیدا می‌شود.

  • بنابراین آیا نفس بریدن سر و کشتن و تیر زدن به قلب و اینها قبیح است؟! نه، قبیح نیست. چطور اگر میکروب و ویروس در بدن انسان برود و انسان را از پا دربیاورد قبیح نیست اما همین‌که یک تیر زده می‌شود یا فلان، قبیح می‌شود؟! خب هردو که یکی است تازه اینکه راحت‌تر می‌میرد تااینکه یک مرض باشد و تبدیل به یک سرطانی بشود و بیچاره چهار ماه در بستر بیفتد و فلان و او را بلند کنند و چه‌کار کنند و قیافۀ عجیب‌وغریب پیدا کند و فلان کند و او را شیمی‌درمانی کنند و هزارتا بدبختی و بیچارگی پیدا بشود! خب اینکه مسئله زودتر تمام می‌شود! مسئله در انتساب این قضیه به فاعل است! اینکه الآن دارد این عمل جنایت‌کارانه را انجام می‌دهد، از روی بغض و عناد انجام می‌دهد و این مسئله جنبۀ قبح است اما نفس آن عمل و نفس آن صورت نه، عملی است مثل عمل خارج و تفاوتی ندارد.

  • در قضیۀ حر، حر یک آدم بود و آن موقعی که جلوی امام حسین علیه‌السّلام را سد کرد، آن حالتش حالت قبیح بود. همین حر در روز عاشورا توبه کرد و فکر خودش را تصحیح کرد. آن یک جنبۀ عناد بود و یک مطلب است. این قبح و حسن در انتساب به فاعل شکل می‌گیرد، نه در نفس تخیل و تخیلات!

    1. . الأمالی، شیخ صدوق، ج 1، ص 150. امام شناسی، ج 15، ص 333:
      «حقاً در بهشت براى تو منزلت و درجه‌اى است که بدون شهادت بدان دست نخواهى یافت!»
/