
نقد و بررسی نظریه شیخ اشراق درباره عالم مثال
تحلیل جایگاه صور خیالی و انعکاسات در عالم مثال
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین و نقد دیدگاه شیخ اشراق پیرامون عالم مثال اعظم میپردازند. بحث با بررسی مبنای سهروردی در خصوص صور خیالی و انعکاسات در آینه و اشیاء صیقلی آغاز میشود که همگی را مرتبط با عالم مثال اعظم میداند. در ادامه، استاد با تکیه بر مبانی توحید افعالی، به نقد این دیدگاه پرداخته و میان «مثال اعظم» و «مثال متصل به نفس» تفکیک قائل میشوند. ایشان با توضیح نحوه تحقق قوای متخیله و تفاوت آن با حقایق عینی، بر این نکته تأکید میکنند که بسیاری از تصورات ذهنی، زائیده نفس بوده و نباید به عالم مثال اعظم نسبت داده شوند. در نهایت، استاد با تبیین جایگاه ظلی و بالعرضِ صور مرآتی و انعکاسات صوتی، بحث را به سوی درک حقیقتِ تجلیات الهی در عالم هستی هدایت کرده و تفاوت میان حقیقت و حکایت را روشن میسازند.
نقد و بررسی نظریه شیخ اشراق درباره عالم مثال
1درس سیصد و شصت و یکم
بیان شیخ اشراق در خصوص کیفیت ابصار (3)
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
نظر شیخ اشراق در مورد عالم مثال اعظم
نکتهای که در کلام شیخ اشراق بهنظر میرسید این بود که مرحوم سهروردی قائل هستند به اینکه تمام آنچه را که در قوۀ خیال نقش میبندد و تمام تخیلات و تصورات انسان و همینطور صوری که در مرآت هست مربوط به عالم مثال اعظم است. خب این صوری که در ظاهر است؛ صور ما، نفوس، عکسها و نقشها، از باب مقابلۀ دو شیء و به عبارت مرحوم شیخ اشراق اشرافی که از انسان بهواسطۀ مقابلۀ با شخصی بر جنبۀ مثالی او پیدا میشود، همینکه بین دو شخص مقابله پیدا میشود و یکسری مسائل و به تعبیر امروز امواج ردوبدل میشود، ذهن یکمرتبه بر آن جنبۀ مثالی که مربوط به مثال اعظم است اشراف پیدا میکند و از آن جنبۀ مثال اعظم پی به اشیاء خارج میبرد، خب این عبارت ایشان بود.
همینطور نسبت به آینه و صوری که در مرآت و ماء و اشیاء صیقل هست میباشد؛ این صور صورت اصلی نیستند بلکه همه صور بالعرض هستند و صورت اصلی مربوط به مرأی و اعیان است. ایشان میگویند: این نحوه صور هم مربوط به مثال اعظم است و در آنجا قرار دارد و به تبع آن امر مرئی که اصل برای تحقق این صورت خارجی است، نفس نسبت به آن مثال عالم برزخ اشراف پیدا میکند. این مبنای مرحوم [شیخ اشراق] است.
ابعاد شخصیتی مرحوم آخوند
مرحوم آخوند نسبت به اصل نظریۀ مثال اعظم به این مطلب معترفاند و حتی خود ایشان هم از ارباب مکاشفه بودهاند و جنبههای مکاشفۀ ایشان بسیار قوی هم بوده است و در اینکه ایشان اهل ریاضت، مراقبه، شبزندهدار و معنا بودند، در این مسئله شکی نیست. مرحوم آخوند دارای اوراد و اذکار بود و مطالب را بهصورت مکاشفه ادراک میکرد و در بعضی از موارد که مطلب برای او مشکل هم بود توسل پیدا میکرد و حتی میگویند: از کهک به حرم حضرت معصومه علیهاالسّلام میآمد و در بالاسر مینشست تااینکه آن مشکل و مسئلۀ علمی برای ایشان حل میشد! اینها جهاتی بود که نشان میدهد که بالأخره ایشان هم نسبت به مسائلِ عرفانی [یک دستی بر آتش داشت و] یک چیزیاش میشد!
