
تبیین حقیقت وجود ذهنی و پاسخ به اشکالات آن
تحلیل نسبت میان ماهیت، تشخص و عالم مثال در ادراک انسانی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق مبانی فلسفی وجود ذهنی و پاسخ به اشکالات مطرح شده بر آن میپردازند. بحث با تحلیل اشکالات مرحوم آخوند بر نظریه شیخ اشراق درباره عالم مثال آغاز شده و به تبیین تفاوت میان مثال متصل و مثال اعظم میانجامد. در ادامه، استاد با نقد دیدگاههای کلامی در فلسفه، به مسئله تشخص و نحوه ادراک مفاهیم کلی در ذهن میپردازند. محور اصلی بحث، پاسخ به این پرسش است که چگونه مفاهیم کلی و مجرد در ذهن انسان شکل میگیرند، بدون آنکه دچار تناقض میان ابهام و تشخص شوند. در نهایت، با تفکیک میان ماهیت و وجود، روشن میشود که آنچه در ذهن حاصل میشود، نه خودِ حقیقت خارجی، بلکه مفهومی است که به اعتبار وجود ذهنی، کیفیتی نفسانی یافته و به واسطه تجرید از تشخصات، بر کثیرین قابل انطباق است.
تبیین حقیقت وجود ذهنی و پاسخ به اشکالات آن
3تعریف سهو و نسیان
در اینجا یک اشکالی نسبت به مطلب وارد میشود که نسبت به این مطلب توضیح چندانی ندادم و آن اینکه اگر کسی بین سهو و نسیان یک ایراد بگیرد، سهو عبارت از همان ذهول است که ذهن نسبت به یک شیئی دچار خطا میشود که [از آن] تعبیر به خطا میشود، از صفحۀ ذهن برطرف میشود بهطوریکه دوباره انسان میتواند آن را احضار کند یا نسیان این است که برای او فراموشی پیدا میشود. همانطوریکه مرحوم آخوند گفتند، احتیاج است به اینکه دوباره جدید با آن صحنه برخورد کند یااینکه یک قرائن و علائمی موجود باشد که از آن قرائن و علائم و زمینۀ جدید یکمرتبه ـ مثل اینکه میگویید که شصتم خبر دار شد یا یکدفعه این من را به آن نکته انداخت ـ این حالت قبل برگردد. خب بنا بر اعتقاد مرحوم شیخ اشراق، سهو و نسیان در آنجا کاملاً مشخص است که فرق بین سهو و نسیان چیست. چون وقتی که همۀ آنچه را که ما ادراک میکنیم در عالم مثال باشد، صوری که نفس بهواسطۀ اطلاعش بر عالم مثال بهدست میآورد از دو حال خارج نیست؛ یعنی وقتی که یک صورت را بهدست میآورد اگر دوباره توانست این صورت را بهواسطۀ اطلاع بر عالم مثال بهدست بیاورد میگویند که سهو کرده است یعنی انسان در یک مرحله یک مطلبی را اشتباه میفهمد یااینکه از ذهن او غفلت مختصر میکند و بعد در یک فاصلۀ نزدیک بهواسطۀ اطلاعش بر عالم مثال، آن صورت برای او حاصل میشود. چون همۀ صور در پروندۀ عالم مثال هست، وقتی که نفس بر آن صوری که قبلاً بوده است اطلاع پیدا میکند، اشراف پیدا میکند مشکلی نیست. اگر این اتصال نفس با عالم مثال قطع بشود طبعاً میگویند: در اینجا نسیان پیدا شده است یعنی دیگر هیچ چیزی در این نیست و باید یک زمینۀ مساعدی پیدا بشود تااینکه دوباره جدید این صورت بهوجود بیاید.
