اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

نقد دیدگاه محقق دوانی درباره وجود ذهنی

بررسی جوهریت صور ذهنی و چالش‌های انقلاب ماهیت

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی یکی از مباحث دقیق فلسفی پیرامون ماهیت صور ذهنی و تفاوت آن با وجود خارجی می‌پردازند. محور اصلی بحث، نقد دیدگاه محقق دوانی است که معتقد است حقایق جوهری در ذهن نیز همچنان جوهر باقی می‌مانند. استاد با تبیین اشکالات وارد بر این نظریه، به بررسی این پرسش می‌پردازند که آیا حلول صورت جوهری در نفس، موجب انقلاب ماهیت و تبدیل جوهر به عرض می‌شود یا خیر. در ادامه، ضمن تحلیل نسبت میان نفس و مدرکات آن، به تبیین جایگاه اضافات اشراقیه در پیدایش صور ذهنی پرداخته شده و تفاوت میان وجودات خارجی و ذهنی با تکیه بر مبانی فلسفی روشن می‌شود. این جلسه در نهایت با تأکید بر ضرورت دقت در تعاریف فلسفی و پرهیز از تأویلات تعسفی، به تبیین دقیق‌تر نحوه تحقق حقایق در عالم ذهن و نفس می‌انجامد.

نقد دیدگاه محقق دوانی درباره وجود ذهنی

5
  • وقتی که مشروطه بود مشروطه‌خواهان می‌گفتند که ما بیضۀ اسلام هستیم و سلطنت‌طلبان می‌گفتند که [ما بیضۀ اسلام هستیم] به آقا سید مرتضی کشمیری‌ گفتند که شنیدی؟! گفت که ما بین البیضتین هستیم!! این خودش را از بیضۀ اسلام می‌داند. مرحوم آقا سید مرتضی کشمیری زاهد معروف نجف که می‌گویند که اهل حالات و خوارق عاداتی هم بود.

  • چطور می‌شود واقعاً که انسان به اینجا می‌رسد که دیگر حیات و زندگی برایش معنا ندارد و زندگی او هدف ندارد؟! آمدن و رسیدن و صحبت کردن و ... خیلی هم خوش‌صحبت‌اند و خوب حرف می‌زنند و رتق و فتق می‌کنند ولی باطن مطلب را که می‌شکافید می‌بینید همۀ اینها پف و پفک و حباب است و تمام اینها پوچ است ظاهر و مغز ندارد. بیچارۀ بدبخت تو که ساعت یک بعد از نصف شب می‌خوابی باید هم موقع آفتاب نماز صبح را بخوانی! آخر این باید هم این‌طور باشد. چقدر فرق است بین این و آن کسی که شبش را زود می‌رود، زود آماده می‌کند، زود بخوابد، مقید است، مواظب است، کار دارد، مسئله دارد، درد دارد، بیچارگی دارد و دارد به‌دنبال درمان می‌گردد؟!

  • روش برخورد علامه طباطبائی با بازاری‌های نجف

  • مرحوم آقا رضوان الله تعالی علیه در یکی از نوارهایشان ـ رفقایی که در مشهد بودند، شنیدند ـ می‌گفتند:

  • به علامه طباطبائی ـ رضوان الله تعالی علیه ـ اشکال می‌کنند که چرا موقعی که در خیابان‌های نجف راه می‌رفت به این‌طرف و آن‌طرف نگاه نمی‌کند و به این و آن سلام نمی‌کند!

  • من خودم دیدم یک شخصی که از افراد معروف مشهد بود در حرم امام رضا علیه‌السّلام نماز می‌خواند اما چطوری نماز می‌خواند؟ الله اکبر بسم الله الرحمن الرحیم دائم چشمش به این بود که چه کسی از دوستانش که آشناست، می‌آید! جدّی ها! بالا سر ایستاده دارد نماز می‌خواند ولی ...! اما علامه طباطبائی که در نجف راه می‌رفت سرش پایین بود. مرحوم آقا فرمودند: