
پاسخ به اشکال لزوم اتصاف نفس به صور ذهنی
تبیین کیفیت تأثیرگذاری تخیلات بر نفس و مراتب وجودی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی و پاسخ به یکی از اشکالات مهم پیرامون نظریه وجود ذهنی میپردازند. محور اصلی بحث، پاسخ به این شبهه است که اگر صور اشیاء در ذهن حلول میکنند، چرا نفس انسان با تصور حرارت یا برودت، به این صفات متصف نمیشود. ایشان با تبیین دقیق جایگاه وجود ذهنی و تفاوت آن با وجود خارجی، توضیح میدهند که ادراک ذهنی به معنای حلول مادی صورت در نفس نیست، بلکه نفس با قدرت تجردی خود، به صور ذهنی هویت میبخشد. در ادامه، استاد با اشاره به نقش کلیدی قوه متخیله در شکلگیری ادراکات، بر اهمیت مدیریت تخیلات و تأثیر مستقیم آنها بر مراتب سلوک و حالات نفسانی تأکید میکنند. در نهایت، با ارائه راهکارهایی برای اصلاح افکار و تقویت حسنظن نسبت به دیگران، برکات معنوی این نوع نگاه در استجلاب فیض الهی تبیین میشود.
پاسخ به اشکال لزوم اتصاف نفس به صور ذهنی
1درس سیصد و شصت و پنجم
پاسخ به اشکال لزوم عکسالعمل نفس نسبت به تصورات ذهنی (1)
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
أنَّه یَلزَمُ عَلى القَولِ بِالوجودِ الذِّهنی أن یَصیرَ الذِّهنُ حارّاً حینَ تَصوِّرِ الحَرارَة بارداً عندَ تَصوِّرِ البُرودَة.1
وجود ذهنی، جنبۀ ربطی بین نفس و صور متخیله
اشکال چهارمی که بر وجود ذهنی وارد کردهاند چندان اشکال قابل توجهی نیست لذا جوابهایی هم که داده شده است جوابهای بسیط و قابل بیان و توضیح نیست برعکسِ اشکالات قبلی که راجع به کیفیت وجود ذهنی مطرح میشد. برگشت اشکال به این است که اگر قرار باشد به وجود ذهنی معتقد باشیم، نفس باید نسبت به تصوراتی که در ذهن پیدا میشود عکسالعمل نشان بدهد یعنی نفس باید به صوری که در خودش تحقق پیدا میکند متصف باشد و این تحقق صرف ارتباط نفس با صور خارجیه نیست بلکه به معنای وجود و ثبوت این صور در وعاء نفس بوده و قطعی است. وقتی که شیئی تحقق و ثبوت پیدا میکند، تأثیر میگذارد و خود محلّ را متصف به همین وصفی که در او حضور پیدا کرده است میکند. اگر شیئی بارد باشد ذهن باید برودت پیدا کند یا اگر حارّ باشد ذهن باید حرارت پیدا کند درحالیکه مسئله بر خلاف این است. از اینجا روشن میشود که آنچه که در ذهن پیدا میشود جنبۀ وجودی ندارد بلکه صرفاً یک ارتسام و جنبۀ ربطی بین نفس و صور متخیلهای است که نفس این صور متخیله را ادراک میکند.
پاسخ به اشکال چهارم وارده بر وجود ذهنی
جوابی که نسبت به این مطلب دادند جوابهای متعددی است! یکی از آنها که مرحوم آخوند آن را بهعنوان مهمترین و اصلیترین جواب میپذیرند این است که میفرمایند: همان مسلک و مبنایی که در مسئلۀ کیفیت اصدار نفس داشتیم که نفس نسبت به صوری که او را ادراک میکند جنبۀ علّی و ایجادی و خلقی دارد. بنا بر دو مسلک؛ یکی مسلک افرادی که قائل هستند که نفس بدون انطباع صور خارجیه بهواسطۀ مقابلۀ مرئی با جلیدیه یک علم حضوری پیدا میکند و توسط آن اضافۀ اشراقیهای که بر آن صورت مرئی دارد، حضور آن صورت را در خود و وحدتی که با آن صورت پیدا میکند بهواسطۀ اضافۀ اشراقیه از این نقطهنظر با آن صورت خارجی و آن شیء یک نوع اتحاد و وحدتی برای او حاصل میشود.
- . الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 308.
