
پاسخ به اشکال لزوم اتصاف نفس به صور ذهنی
تبیین کیفیت تأثیرگذاری تخیلات بر نفس و مراتب وجودی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی و پاسخ به یکی از اشکالات مهم پیرامون نظریه وجود ذهنی میپردازند. محور اصلی بحث، پاسخ به این شبهه است که اگر صور اشیاء در ذهن حلول میکنند، چرا نفس انسان با تصور حرارت یا برودت، به این صفات متصف نمیشود. ایشان با تبیین دقیق جایگاه وجود ذهنی و تفاوت آن با وجود خارجی، توضیح میدهند که ادراک ذهنی به معنای حلول مادی صورت در نفس نیست، بلکه نفس با قدرت تجردی خود، به صور ذهنی هویت میبخشد. در ادامه، استاد با اشاره به نقش کلیدی قوه متخیله در شکلگیری ادراکات، بر اهمیت مدیریت تخیلات و تأثیر مستقیم آنها بر مراتب سلوک و حالات نفسانی تأکید میکنند. در نهایت، با ارائه راهکارهایی برای اصلاح افکار و تقویت حسنظن نسبت به دیگران، برکات معنوی این نوع نگاه در استجلاب فیض الهی تبیین میشود.
پاسخ به اشکال لزوم اتصاف نفس به صور ذهنی
10نکتۀ دوم در کلام مرحوم آخوند این است که ایشان فرمودند: در اختلاف بین مسئلۀ حمل که حمل اوّلی ذاتی و شایع صناعی است، تصور کفر، کفر را بهوجود نمیآورد که شخص متصف به کفر باشد.
تعریف کفر
بله! تصور کفر و نفس امثالذلک فردی از کفر نیست، آنچه که فردی از کفر است عبارت از مفهوم این ماهیت است! کفر عبارت از پردهپوشی است. یک وقتی شما یک معنایی را درنظر میآورید و این معنا یک جنبۀ طبیعی دارد و به معنای پردهپوشی است. این پرده پوشی که نگفتن حق و بیان باطل است و جنبۀ خارجی این معنای پردهپوشی عبارت از همین صور خارجی است که ما میبینیم. یک وقتی این معنا را در ذهن میآورید یعنی میگویید: کفر عبارت از پرده بر روی حق انداختن و واقع را بیان نکردن است!
عدم اتصاف انسان به کفر و ایمان به صرف تصور آنها
الآن این یک فردی از همین ماهیت است و تفاوتی نمیکند منتها شما به این وسیله کافر نمیشوید. چرا کافر نمیشوید؟! بهجهت اینکه شما معتقد به این نیستید بلکه صرفاً این مفهوم را در ذهن آوردهاید. مثل این است که یک نفر کافر را کنار دست خودتان بنشانید، وقتی یک کافر کنار آدم مینشیند که آدم کافر نمیشود! کافر به آنجا آمده و یک مؤمن هم به آنجا آمده است، با وجود مؤمن که من مؤمن نمیشوم. با همان مقدار شیشهخردهای که دارم، به همان کیفیت باقی هستم. حالا مگر از دعای دوستان مطلبی تغییر پیدا کند والاّ خودمان خبر داریم که چه کسی هستیم!
اتصاف انسان به کفر و ایمان بهخاطر منطبق کردن این معانی بر خود
تصور ایمان و کفر، انسان را متصف به ایمان و متصف به کفر نمیکند زیرا انسان خودش به این معنا عنایت ندارد. یک وقتی انسان معنای کفر را درنظر میگیرد و خودِ این معنا را بر خود منطبق میکند، در آنجا واقعاً فردی از کافر خواهد شد. یک وقتی انسان یک معنای ایمان را درنظر میگیرد و خود را بر او منطبق میکند، فردی از مؤمن خواهد شد. لذا ما در روایات داریم که از امام علیهالسّلام سؤال میکنند: آیا مؤمن گناه میکند؟ حضرت میفرمایند که نه. میگوید: پس این گناهانی که میکنند چیست؟ میگویند که در آن موقع مؤمن نیستند!1 یعنی در وقتی که انسان نیّت برای گناه میکند یعنی من نیّت گناه میکنم منبابمثال یک وقت فقط مفهوم زنا را درنظر میآورم و یک وقتی نه، خود را در این مفهوم دخیل میدانم، باید این دو را از هم جدا کنیم. یعنی کأنّ دارد آن مفهوم را در ذهن خود وجود نفسانی میبخشد، خب این فرق میکند!
- . الکافی، ج 2، ص 267، با قدری اختلاف.
