اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

پاسخ به اشکال لزوم اتصاف نفس به صور ذهنی

تبیین کیفیت تأثیرگذاری تخیلات بر نفس و مراتب وجودی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی و پاسخ به یکی از اشکالات مهم پیرامون نظریه وجود ذهنی می‌پردازند. محور اصلی بحث، پاسخ به این شبهه است که اگر صور اشیاء در ذهن حلول می‌کنند، چرا نفس انسان با تصور حرارت یا برودت، به این صفات متصف نمی‌شود. ایشان با تبیین دقیق جایگاه وجود ذهنی و تفاوت آن با وجود خارجی، توضیح می‌دهند که ادراک ذهنی به معنای حلول مادی صورت در نفس نیست، بلکه نفس با قدرت تجردی خود، به صور ذهنی هویت می‌بخشد. در ادامه، استاد با اشاره به نقش کلیدی قوه متخیله در شکل‌گیری ادراکات، بر اهمیت مدیریت تخیلات و تأثیر مستقیم آن‌ها بر مراتب سلوک و حالات نفسانی تأکید می‌کنند. در نهایت، با ارائه راهکارهایی برای اصلاح افکار و تقویت حسن‌ظن نسبت به دیگران، برکات معنوی این نوع نگاه در استجلاب فیض الهی تبیین می‌شود.

پاسخ به اشکال لزوم اتصاف نفس به صور ذهنی

2
  • تعریف علم حضوری

  • البته در مبحث علم و علومی که برای انسان حاصل می‌شود ـ در اینجا نه ـ در مباحث بعدی به‌خصوص در بحث علیت و معلولیت و همین‌طور در بحث توحید؛ توحید صفاتی و افعالی و در مباحث نفس، مرحوم آخوند به کیفیت مسئلۀ اتحاد علم و عالم و معلوم که قبلاً هم نسبت به این قضیه اشاراتی شد می‌پردازند و برگشت تمام علوم اکتسابی و حصولی را به علم حضوری قرار می‌دهند. علم حضوری علمی است که انسان بین خود و آن معلوم دوئیتی احساس نکند.

  • نظریۀ قائلین به علم حضوری در تمامی علوم

  • قائلین به این مسئله معتقدند که نفس فقط از این اسباب و آلات و ادوات بدن به‌عنوان وسیله استفاده می‌کند نه‌اینکه صورتی در چشم و قرنیه و عین انطباع پیدا کند و نفس بر آن صورت اطلاع پیدا کند. از آنجایی که اینها معتقدند بر اینکه صوری که در نفس پیدا می‌شود جنبۀ تجرد دارد، نتوانستند جمع بین این صورت خارجی که انعکاس نور در شبکیۀ چشم است و کیفیت استحصال نفس، صورت تجردی را از صورت خارجی بکنند لذا معتقدند که اصلاً انطباعی وجود ندارد و اشیاء خارجی در چشم منطبع و منعکس نمی‌شوند بلکه نفس از این چشم به‌عنوان آلت و وسیله برای علم حضوری خود استفاده می‌کند یعنی نفس قدرتی دارد که احاطۀ بر ماده پیدا می‌کند و با آن احاطۀ بر ماده و عبوری که می‌کند و به آن جهت تجردی می‌رسد، خود را با آن صورت مرئی واحد می‌بیند. خب این مسئلۀ مربوط به این قضیه بود.

  • تفاوت مفهوم یک صورت در ذهن با فرد و مصداق خارجی

  • صورت آن مرئی در ذهن حاصل می‌شود اما آثار خارجی آن مرئی مربوط به این صورت نیست بلکه مربوط به وجود خارجی آن مرئی است. بنابراین برودت به حمل شایع صناعی در ذهن نمی‌آید بلکه مفهوم برودت با نفس اتحاد پیدا می‌کند و همین‌طور بنا بر اعتقاد خودشان که انطباع صور است، باز نفس به وزان این امر و صورت مرئی یک صورت مجرده انتزاع می‌کند و در هردو حال مطلب فرق نمی‌کند؛ چه به صورت اشراف باشد و چه به صورت انطباع باشد. صورت که با برودت دوتاست و تفاوتی از این نقطه‌نظر ندارد.