
پاسخ به اشکال لزوم اتصاف نفس به صور ذهنی
تبیین کیفیت تأثیرگذاری تخیلات بر نفس و مراتب وجودی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی و پاسخ به یکی از اشکالات مهم پیرامون نظریه وجود ذهنی میپردازند. محور اصلی بحث، پاسخ به این شبهه است که اگر صور اشیاء در ذهن حلول میکنند، چرا نفس انسان با تصور حرارت یا برودت، به این صفات متصف نمیشود. ایشان با تبیین دقیق جایگاه وجود ذهنی و تفاوت آن با وجود خارجی، توضیح میدهند که ادراک ذهنی به معنای حلول مادی صورت در نفس نیست، بلکه نفس با قدرت تجردی خود، به صور ذهنی هویت میبخشد. در ادامه، استاد با اشاره به نقش کلیدی قوه متخیله در شکلگیری ادراکات، بر اهمیت مدیریت تخیلات و تأثیر مستقیم آنها بر مراتب سلوک و حالات نفسانی تأکید میکنند. در نهایت، با ارائه راهکارهایی برای اصلاح افکار و تقویت حسنظن نسبت به دیگران، برکات معنوی این نوع نگاه در استجلاب فیض الهی تبیین میشود.
پاسخ به اشکال لزوم اتصاف نفس به صور ذهنی
4برگشت جواب سومی که به این مطلب دادهاند به دو حقیقت متفاوت در وجود است. آقایان در این باب فرمودند که آثار به هویتها برمیگردد نه به ماهیتها! یعنی این آثار مترتب بر وجود خارجی است و چون وجود خارجی وجود متأصل است بنابراین اثر بر وجود متأصل بار میشود و چون وجود ذهنی وجود تبعی است، این اثر بر این وجود تبعی بار نمیشود. بهطورکلی مطلبی که در اینجا عرض شد این بود، منتها خب بالأخره مطالب از روی متن کتاب عرض میشود و آنچه را که مرحوم آخوند میفرمایند روشن است و خیلی جای بحث ندارد.
نکتهای که در اینجا بهنظر میرسد این است که باید به دو سه مطلب در کلمات مرحوم آخوند توجه بیشتری کرد؛ مطلب اول اینکه باید ببینیم احساسی را که نفس از حرارت و برودت میکند صرفاً یک مفهوم است یا عبارت از یک حقیقت و هویت است؟! آن هویت و آن حقیقت به چه شکل است؟! آیا آن معنایی را که ما از برودت احساس میکنیم همان معنایی است که از یک امر معقول که انسانیت است احساس میکنیم یااینکه نه، مسئله تفاوت میکند؟ چطور اینکه اگر یک مقدار از یک شیء حامض را در دهانتان قرار بدهید، فعل و انفعالاتی در وجود شما پیدا میکند؟ تصور شیء حامض ممکن است همین مسئله را برای انسان بهوجود بیاورد! چرا؟ چون مدرَک نفس از یک حموضت، این حموضت بهعنوان یک هویت در ذهن قرار میگیرد. آن حقیقت و ماهیت حموضت یا حلاوت و امثالذلک همانطوریکه بعداً به این مطلب در نقل کلام محقق دوانی میپردازیم و در آنجا توضیح خواهیم داد که آنچه را که نفس بهعنوان صورت معانی یا صورت اشیاء مادی احساس میکند، تمام اینها جنبۀ تجردی دارد و ادراک آن صورت از نقطهنظر نفس ادراک هیچ تفاوتی ندارد مگر در مقام جزئیت و کلیت.
یک وقتی شما یک حموضت جزئی را احساس میکنید و آن وقتی است که یک لیمو ترشی را در دهانتان بگذارید، خب در اینجا یک حموضت جزئی احساس میشود و نفستان هم طبق این ادراک جزئی که در اینجا شده است حالت خاصی پیدا میکند، آنجاست که شما میگویید: من حموضت را ادراک کردم. والاّ اگر منبابمثال حسّ ذائقه را از انسان بگیرند و فرض کنید زبان انسان سِرّ شود، اگر دو کیلو آب لیمو هم در دهانتان بریزید احساس حموضت نمیکنید بااینکه نفس ماده در دهان موجود است ولی احساس حموضت با خود حموضت دوتاست، بحث ما در احساس حموضت و احساس حلاوت است.
