
پاسخ به اشکال لزوم تأثر نفس از صور ذهنی
تحلیل نسبت میان وجود ذهنی، حمل اولی و حمل شایع
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق پاسخهای فلسفی پیرامون اشکال «لزوم تأثر نفس از صور ذهنی» میپردازند. بحث با بررسی دیدگاههای مختلف درباره نحوه قیام صور در ذهن آغاز شده و با تفکیک میان «حمل اولی ذاتی» و «حمل شایع صناعی» ادامه مییابد تا روشن شود که تصور یک مفهوم در ذهن، موجب اتصاف حقیقی نفس به آن مفهوم نمیشود. در ادامه، تفاوت میان وجود اصلی و وجود تبعی تبیین شده و این نکته مورد تأکید قرار میگیرد که احکام مربوط به ماهیت، وعاء تحققشان در ذهن است و نباید با وجود خارجی خلط شوند. استاد در پایان با اشاره به جایگاه وجود به عنوان اولین دریچه معرفت برای انسان، به تحلیل ماهیت امور عدمی و اعتباری میپردازند و تفاوت میان حکم عقل بر قضایای طبیعی و وجودات خارجی را به عنوان کلیدی برای حل نقوض فلسفی تشریح میکنند.
پاسخ به اشکال لزوم تأثر نفس از صور ذهنی
1درس سیصد و شصت و ششم
پاسخ به اشکال لزوم عکسالعمل نفس نسبت به تصورات ذهنی (2)
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
معنای اضافۀ اشراقیه و احاطۀ اشراقیه بر مرئی و مُدرَک
مرحوم آخوند جواب را نسبت به اشکال چهارم به دو طریق تقریر کردند؛ طریق اول عبارت از اضافۀ اشراقیه و احاطۀ اشراقیه بر مرئی و مُدرَک است که عبارت از یک نوع اتحاد با آن صورت مجردۀ مرئی و مدرک خارجی است. این به یک نحو بود. نحوۀ دوم عبارت از انطباع این صور در اعضاء و به تبع جعل مماثل بود که نفس مانند همین صور خارجی را در وجود خود جعل میکند. مطلب به این دو کیفیت عرض شد.
معنای قول به حلول
اما بنا بر قول به حلول؛ اینکه مدرکات خارجی و خود آن صور خارجی بر نفس عارض میشود و حلول میکند و به عبارت دیگر از خارج وارد بر نفس میشود دراینصورت هم مرحوم آخوند میفرمایند که اشکالی متوجه نمیشود و جهتش این است که هر حلولی تأثیر در آن محل نمیکند و به حالّ نمیتواند در آن محل اثر بگذارد. نفس قیام این صور به نفس و به ذهن، خود این قیام عبارت از ثبوت این صور برای ذهن است اما اینکه این صور بخواهد تأثیر بگذارد و ادراک برودت، موجب برودت ذهن بشود یا ادراک حرارت، موجب گرم شدن و حرارت ذهن بشود، این مطلب یک مطلب تخیلی است و برهان این مطلب را اثبات نمیکند.
معنای وجودات اوّلیۀ فعاله
همانطور که وجودات اوّلیۀ فعاله که اینها صوری هستند که موجب تحقق اعیان خارجی هستند و از آنها تعبیر به امور فعاله صادره از ناحیۀ ذات [میشود]، اسماء و صفات باری تعالی است بااینکه این صور خلایق خارجی و تعینات خارجی قائم به اوست ولیکن هیچگونه تأثیری در آن کیفیت و در آن امور فعاله ندارد بلکه او مؤثر است.
این مطلبی را که مرحوم آخوند در اینجا بهعنوان شاهد و نظیر برای مطلب نقل میکنند، ممکن است که به آن اشکال وارد بشود و آن اشکال از ناحیۀ جنبۀ علیت و از جنبۀ عرضیت و معروضیت است. مطلبی را که قائلین به حلول قائل هستند، آن مطلب این است که یک صورت از خارج وارد بر محل میشود؛ محلی که جنبۀ استعداد دارد و از این نقطهنظر هیولانی است، این خیلی فرق میکند با مثالی که شما دارید میزنید و مبادی فعالۀ برای وجود را بهعنوان مصادری که صور خارجی اعیان قائم به اوست بهعنوان شاهد بیاورید. در مورد این وجودات و مبادی فعاله، جنبۀ تأثیر از ناحیۀ آن وجود و مبدأ فعال است. در مورد نفس، جنبۀ تأثیر از ناحیۀ عرض و وجود حالّ است وَ بَینهُما بونٌ بَعید. شکی نیست در اینکه معلول نمیتواند مؤثر در علت واقع بشود بلکه مسئله بهعکس خواهد بود؛ یعنی علت است که موجب تنزل خود در مرتبۀ معلولیت است. پس علت است که معلول را میزاید و از خصوصیات خود در آن مرتبۀ نازلۀ از وجود خود در معلول قرار میدهد لا بالعکس. وجوداتی که حالّ در نفس هستند، این صور و این وجودات بر نفس هیولانی قائم میشوند و کسانی که قائل به این مطلب هستند قائل به اصدار نفس نیستند و میگویند که این وجودات حالّه میآیند در نفس قرار میگیرند و وقتی که در نفس قرار گرفت، چگونه ممکن است که یک کیفی عارض بر محل و معروضی بشود و آن معروض و آن محل را تغییر ندهد؟! لونی عارض بر این صفحه بشود و این صفحه متأثر از لون نباشد! گرمایی عارض بر یک موضعی بشود و آن موضع متأثر از آن گرما بالعرض نباشد! این مسئله بسیار بعید است!
