
تبیین وجود ذهنی و پاسخ به اشکالات آن
تحلیل نسبت میان ذهن، خارج و تصورات ممتنعات
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی و پاسخ به اشکالات مطرحشده پیرامون نظریه «وجود ذهنی» میپردازند. بحث با طرح اشکال پنجم آغاز میشود که مدعی است بنا بر قاعده وجود ذهنی، اشیاء موجود در ذهن باید در خارج نیز موجود باشند، چرا که ذهن خود موجودی خارجی است. استاد در پاسخ، با تفکیک میان ظرفیت حقیقی و مجازی، تبیین میکنند که وجود صور در ذهن به معنای قیام به ذهن است، نه حلول در ظرف مادی. در ادامه، ایشان به اشکال ششم مبنی بر چگونگی تصور «ممتنعات» مانند شریکالباری یا اجتماع نقیضین میپردازند. در این بخش، با بهرهگیری از تفاوت میان قضایای بتّیه و غیر بتّیه، توضیح داده میشود که حکم به امتناع، بر مفهوم ماهیت است نه بر وجود خارجی آن. در نهایت، استاد با نقد نگاه مادی به قوانین عقلی، بر تفاوت مراتب وجود و تفاوت احکام عالم ماده با عالم مثال تأکید میورزند.
تبیین وجود ذهنی و پاسخ به اشکالات آن
10جواب این مسئله این است که درصورتیکه دو وجود متأصل و اصیل باشند شما میتوانید بگویید که الموجودُ فی الشّیء، موجودٌ فی ذلک الشّیء. هرکدام از موجودات هویت استقلالی داشته باشند مثل وجود آب در کوزه و یکی هم وجود کوزه در خانه که خب هردوی اینها وجود اصلی و هویت استقلالی دارند. آنکه از معلوم در ذهن حاصل میشود صورت است اما هویت نیست یعنی وجود استقلالی نیست، وجود استقلالی برای ذهن است نه برای این.
الوجودُ ظلّیٌ لا متأصِّلٌ و مِن الذهنِ فی الخارجِ هویة و الوجودُ متأصل و معنى «فی»، فی الموضعینِ مختلف و کذا استعمالُها فیهما و فی المکانِ و الزمانِ لیسَ بِمعنى واحد بَل بِالحقیقةِ و المجازِ لأنَّ کونَ الشیءِ فی الخارجِ لیسَ مِن قبیلِ الماءِ فی الکوزِ بل معنى کونُ الشیءِ فی الخارجِ هو أن یترتبِ علیه الآثارُ المطلوبةُ منه و کونُه فی الذهن هو أن لا یکون کذلک.
وجود این صورت وجود ظلی و تبعی است، وجود اصلی نیست لذا وجودش وجود اصداری است و از نفس اصدار پیدا کرده است. و از آنکه ذهن در خارج هست یک هویت و وجودی است که وجودش متأصل است. یعنی هردوی هویت و وجود برای ذهن تأصلی هستند. برای «فی» دو معنا هست؛ یک معنا معنای ظرفیت واقعی است و یکی مجازی است. استعمال «فی» در این دوتا وجود و مکان و زمان به یک معنای واحد نیست و فرق میکند بلکه به حقیقت و مجاز است. لأنَّ کونَ الشیءِ فی الخارجِ لیسَ مِن ... اینکه شیئی در خارج هست از قبیل آب در کوز نیست که کوزه ظرف برای آب باشد و در آن آب بریزد بلکه معنایش این است که آثار مطلوبۀ از خارج بر این مترتب باشد یعنی مرحوم آخوند میخواهند بگویند که این شیئی که در خارج هست، این نیست که خارج یک ظرفی است و این در آن برود! معنایش این است که آثار مادی که ملموس است از این بربیاید، این را شیء در خارج میگوییم. این اینطور نباشد. بنابراین اینکه بگوییم: شیء در خارج است و آنکه در ذهن هست، ذهن هم در خارج هست پس در خارج هست، اینطور نیست یعنی در واقع آن چیزی که در ذهن هست، اولاً ذهن ظرف برای آن نیست بلکه قائم به ذهن است. دوم اینکه میگوییم: ذهن در خارج هست! این غلط است یعنی آثاری که در خارج هست بر ذهن مترتب نمیشود بلکه ذهن برای خودش ظرفی دارد و یک عالمی دارد و آن ملموسات هم برای خودشان عالمی دارند. بر کوزهای که در خارج هست آثار مادی و خارجی مترتب است و بر ذهن که در خارج هست آثار تجرد که مربوط به این خارج نیست مترتب است، هرکدام از اینها با همدیگر تفاوت دارند!
