اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین وجود ذهنی و پاسخ به اشکالات آن

تحلیل نسبت میان ذهن، خارج و تصورات ممتنعات

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی و پاسخ به اشکالات مطرح‌شده پیرامون نظریه «وجود ذهنی» می‌پردازند. بحث با طرح اشکال پنجم آغاز می‌شود که مدعی است بنا بر قاعده وجود ذهنی، اشیاء موجود در ذهن باید در خارج نیز موجود باشند، چرا که ذهن خود موجودی خارجی است. استاد در پاسخ، با تفکیک میان ظرفیت حقیقی و مجازی، تبیین می‌کنند که وجود صور در ذهن به معنای قیام به ذهن است، نه حلول در ظرف مادی. در ادامه، ایشان به اشکال ششم مبنی بر چگونگی تصور «ممتنعات» مانند شریک‌الباری یا اجتماع نقیضین می‌پردازند. در این بخش، با بهره‌گیری از تفاوت میان قضایای بتّیه و غیر بتّیه، توضیح داده می‌شود که حکم به امتناع، بر مفهوم ماهیت است نه بر وجود خارجی آن. در نهایت، استاد با نقد نگاه مادی به قوانین عقلی، بر تفاوت مراتب وجود و تفاوت احکام عالم ماده با عالم مثال تأکید می‌ورزند.

تبیین وجود ذهنی و پاسخ به اشکالات آن

2
  • وقتی که می‌گوییم: موجود در ذهن هست، نه به‌عنوان اینکه این ذهن ظرفی است و این تصورات در این ظرف قرار می‌گیرند و خود این ظرف هم در خارج هست پس این تصورات در خارج هست، نه. این موجودات که در ذهن هستند به معنای اینکه قائم به ذهن هستند و «فی» در اینجا آن ظرفیت واقعی و حقیقی خودش را ندارد. این بیان مرحوم آخوند است.

  • نسبت به این مسئله ممکن است این‌طور مطلب را تقریر کنیم که چه اشکال دارد بگوییم که اشیائی که در ذهن هستند، در خارج هستند و این چه مشکلی به‌وجود می‌آورد؟ اگر ما قائل باشیم بر اینکه این نقش بر دیوار هست و دیوار در این اتاق هست پس این نقش در این اتاق هست، این اشکالی ندارد، منتها به‌واسطه! وقتی که ما نفس را یک موجود خارجی می‌نامیم، روی این جهت آنچه که در نفس نقش می‌بندد ـ یا به‌عنوان حلول یا به‌عنوان قیام و صدور ـ می‌شود گفت که این امر، امر خارجی است و اشکالی در اینجا به‌هم نمی‌رساند! حالا ما باید معنای خارج را در اینجا توضیح بدهیم که خارج به چه چیزی گفته می‌شود؟ آیا خارج به‌عنوان مکان است که اشیاء در یک مکان خارجی هستند؟ اگر به این معناست پس ما این نفس را که مجرد است، برای او یک ظرف مکانی خارجی تصور کردیم و هو واضحُ البطلان!

  • آنچه که در خارج هست عبارت از ابدان ما است؛ بدن ما در خارج هست اما نفس و ذهن ما در این اتاق نیست، نفس و ذهن ما مربوط به عالم نفس و عالم تجرد خودش است، گرچه بدن ما در این اتاق است و او به این بدن تعلق گرفته است اما این به این معنا نیست که نفس ما که همان وجود ماست در این اتاق هست، چون اتاق مکان است و نفس مافوق مکان است و امر مجرد مظروف برای ظرف ماده واقع نمی‌شود. به‌واسطۀ تناسب بین ظرف و مظروف، هم آن مظروف باید جزو مجردات باشد و هم آن ظرف باید جزو مجردات باشد. بدن ما از این نقطه‌نظر که مادی است طبعاً مکان مادی را اقتضا می‌کند و ما اشتباهاً می‌گوییم که ما و نفس ما در این مکان قرار دارد. این مطلب اول بود.