
تبیین وجود ذهنی و قضایای غیر بتّیه
تحلیل فلسفیِ تصورِ ممتنعات و جایگاه آن در ذهن
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی یکی از مباحث دقیق فلسفی پیرامون «وجود ذهنی» میپردازند. محور اصلی بحث، پاسخ به این اشکال است که چگونه ذهن انسان میتواند اموری ممتنعالوجود مانند «شریکالباری» یا «اجتماع نقیضین» را تصور کند و بر آنها حکم براند، در حالی که این امور در خارج هیچ تحققی ندارند. استاد با تکیه بر مبانی حکمت متعالیه، تفاوت میان «قضایای بتّیه» و «قضایای غیر بتّیه» را تبیین میکنند. در این مسیر، ایشان توضیح میدهند که ذهن با فرضِ تقدیریِ موضوع، میتواند بر اموری که در خارج محال هستند، حکمِ امتناع صادر کند. در ادامه، ضمن اشاره به تفاوت میان مفهوم ذهنی و حقیقت خارجی، به نحوه ادراک مفاهیم عالیه همچون «واجبالوجود» و تفاوت آن با سایر مفاهیم پرداخته میشود. این جلسه با تأکید بر لزوم حفظ حریت و آزادگی انسان در برابر کثرات دنیوی و الگوگیری از سیره عملی اصحاب امیرالمؤمنین (ع) به پایان میرسد.
تبیین وجود ذهنی و قضایای غیر بتّیه
2لزوم حفظ حرّیت انسان در تمام احوال
چقدر انسان باید از اول مراقب باشد که به اینجا نرسد و از اول آزاد باشد. با مردم و با افراد هست و با اشیاء برخورد دارد ولی در تمام احوال آزاد است. هر وقت بخواهد میتواند تصمیم بگیرد. هر وقت بخواهد میتواند رها کند. هر وقت بخواهد میتواند، اختیار دارد مبسوطُ الید است و دستش باز است. نهاینکه وقتی گفتند: این کار را بکن، بگوید: آه! چرا دیر گفتی؟! حالا میشود، حالا نمیشود. حالا این را چهکار کنم؟! حالا آن را چهکار کنم؟! قضیه را باخته است. معطّلی ندارد که! همیشه انسان باید طوری باشد به قول مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ: ساک بهدست، وقتی به او میگویند که برو، فقط در را باز کند و راه بیفتد، برود!
طریقۀ ورود سلمان به مدائن برای حاکمیت
سلمان وقتی که حاکم مدائن شد همینطور بود؛ یک چمدان داشت، حالا چمدان نه، یک توبره داشت و سوار خرش شد و آمد. استاندار بود، جناب استاندار! استاندار عراق بود؛ مدائن یعنی عراق، کثیری از نواحی ایران هم جزو مدائن بود یعنی بعد از کرمانشاه، سر پل ذهاب و اینها همه در آن زمان جزو مدائن بهحساب میآمد. نقل میکنند که وقتی وارد شد یک چوبدستی داشت و یک انبان نان و یک توبره که لباسهایش را در آن گذاشته بود، با خرش میراند و میآمد! به مدائن رسید دید مردم جمع شدند و گفتند که هنوز سلمان نیامده است؟! گفتند که از سلمان چه خبر داری؟! گفت که با سلمان چهکار دارید؟! گفتند که حاکم مدائن است. گفت: حالا چهکارش دارید؟! گفتند که به استقبالش آمدیم. گفت: من سلمانم، من حاکمم! گفتند: تویی؟! گفت که بله منم. واقعاً عجیب است دیگر!
ذکر اسامی جمعی از دستپروردههای امیرالمؤمنین
اینها دستپروردههای امیرالمؤمنین هستند ها! میبینید امیرالمؤمنین چه میکند؟! چطوری دستپرورده درست میکند؟! سلمانش چطوری است! مالکاشترش چطوری است! قیس بن سعد بن عبادهاش چطوری است! محمد بن أبیبکرش چطوری است! عثمان بن حُنیفش چطوری است!
