اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

نقد نظریه اشباح در بحث وجود ذهنی

بررسی تفاوت دلالت اعتباری الفاظ با حکایت ذاتی صورت‌های ذهنی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به نقد و بررسی نظریه «اشباح و اظلال» در مبحث وجود ذهنی می‌پردازند. بحث با طرح این پرسش آغاز می‌شود که آیا آنچه در ذهن ما از حقایق خارجی موجود است، عین همان حقیقت است یا تنها شبحی از آن؟ استاد با تبیین تفاوت میان «دلالت اعتباری» الفاظ و «حکایت ذاتی» صورت‌های ذهنی، نشان می‌دهند که قائلان به نظریه اشباح به دلیل ناتوانی در پاسخ به اشکالات وارد بر وجود ذهنی، به این مسلک روی آورده‌اند. در ادامه، ضمن نقد این دیدگاه، بر این نکته تأکید می‌شود که ادله وجود ذهنی، بر عینیت ماهیت در ذهن و خارج دلالت دارند و نمی‌توان صورت ذهنی را با نقوش کتابتی یا الفاظ که صرفاً دلالت وضعی دارند، یکی دانست. در پایان، مباحثی پیرامون کیفیت تعلیم و تربیت در عالم برزخ و نحوه دریافت حقایق ولایت توسط سالکان در آن نشئه مطرح شده است.

نقد نظریه اشباح در بحث وجود ذهنی

6
  • وضع الفاظ و اصوات براساس اعتبار معتبر

  • در باب الفاظ و اصوات اصلاً مسئله از باب اعتبار مُعتبِر است و معتبر زید را برای آن ماهیت و شیء خارجی وضع می‌کند. حالا معتبر به‌جای زید عمرو را وضع کند، عمرو حکایت از آن می‌کند و دلالت می‌کند. به‌جای عمرو، چورَک1 وضع کند چورک حکایت از آن می‌کند و این‌طور نیست که این حکایت حتماً باید در نفس قضیۀ طبیعیه موجود باشد! معتبر در زبان فارسی «آب» را برای مایع سیال وضع می‌کند و همین معتبر در زبان ترکی «سو» را برای آب وضع می‌کند و همین معتبر در زبان عربی «ماء» را برای آب وضع می‌کند! یک معتبر است اما در سه زبان سه اعتبار وضع می‌کند و معنا ندارد بگوییم که همۀ اینها نفس آن شیء است، این اعتبار است لذا ممکن است زبان‌ها برگردند و عرب بگوید که من از این‌دفعه آب را به‌جای ماء استعمال می‌کنم و فارس بگوید که به‌جای آب ماء را استعمال می‌کنم، باز همان معنا را دارد. اعتبار معتبر است. مثل اینکه کسی دو زبان یاد می‌گیرد؛ زبان فارسی و زبان عربی و یک کسی سه زبان یاد می‌گیرد؛ زبان فارسی و زبان عربی و زبان ترکی، خب این در اینجا بااینکه این سه زبان را می‌داند هرکدام از این الفاظ را دلالت بر همان معنا و مفهوم خارجی می‌کند. بنابراین بگوییم که همۀ الفاظ معانی هستند! وقتی که «آب» دلالت بر او بکند و «ماء» هم دلالت بر این بکند و «سو» هم دلالت بر این بکند و هزارتا زبان دیگر هم دلالت بر این بکند، این چه فنای اسم در مسمیٰ است؟! این عالم، عالم اعتبار است؛ یعنی در عالم اعتبار اسم بر یک مسمیٰ حکایت و دلالت می‌کند و این غیر از آن حکایت طبعی است! غیر از آن حکایت ذاتی است که در حکایت اسم جزئی از اسم کلی حکایت، حکایت طبعی و حکایت معلول از علت است و بحث بحث علیت است نه‌اینکه بحث بحث اعتبار و اینها باشد لذا این اشکال بر مرحوم آخوند وارد نمی‌شود و جوابی هم که به این مسئله می‌دهند می‌گویند: با توجه به ادلۀ وجود ذهنی دیگر نوبت به اشباح نمی‌رسد یعنی وقتی ادلۀ وجود ذهنی ما تام باشد دیگر شما باید ملتزم بشوید. نتیجه تابع مقدمات است و اگر مقدمات برهانی باشد شما باید نتیجه را بپذیرید حالا ولو برای شما مشکل بیاید! خب مشکل بیاید، شما به رفع اشکالات بپردازید. چرا در مقدمات خدشه وار‌د می‌کنید؟! وقتی مقدمات براساس برهان و بدیهیات استوار شده باشند طبعاً‌ نتیجه تابع برای خود تنظیم مقدمات و قیاس خواهد بود، این مطلب اول است.

    1. لغت‌نامه دهخدا: «چورک، چُرَک: کلمۀ ترکی است به معنی نان و خبز.»