اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

نقد نظریه اشباح در بحث وجود ذهنی

بررسی تفاوت دلالت اعتباری الفاظ با حکایت ذاتی صورت‌های ذهنی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به نقد و بررسی نظریه «اشباح و اظلال» در مبحث وجود ذهنی می‌پردازند. بحث با طرح این پرسش آغاز می‌شود که آیا آنچه در ذهن ما از حقایق خارجی موجود است، عین همان حقیقت است یا تنها شبحی از آن؟ استاد با تبیین تفاوت میان «دلالت اعتباری» الفاظ و «حکایت ذاتی» صورت‌های ذهنی، نشان می‌دهند که قائلان به نظریه اشباح به دلیل ناتوانی در پاسخ به اشکالات وارد بر وجود ذهنی، به این مسلک روی آورده‌اند. در ادامه، ضمن نقد این دیدگاه، بر این نکته تأکید می‌شود که ادله وجود ذهنی، بر عینیت ماهیت در ذهن و خارج دلالت دارند و نمی‌توان صورت ذهنی را با نقوش کتابتی یا الفاظ که صرفاً دلالت وضعی دارند، یکی دانست. در پایان، مباحثی پیرامون کیفیت تعلیم و تربیت در عالم برزخ و نحوه دریافت حقایق ولایت توسط سالکان در آن نشئه مطرح شده است.

نقد نظریه اشباح در بحث وجود ذهنی

4
  • نظر مرحوم سبزواری در مانحن‌فیه

  • بعد مرحوم سبزواری می‌گوید که در این شک نداریم. سراغ زید و تلفظ و کتابت او می‌آییم. ایشان بر مبنای فنای محاکی در محاکات و فنای اسم در مسمیٰ می‌فرمایند: حتی در این اسم زید که می‌نویسید اصلاً ‌«زاء» و «یاء» و «دال» مطرح نیست. وقتی که می‌گوییم: زید، نفس آن زید خارجی در ذهن می‌آید یعنی دیگر در اینجا زیدی دیده نمی‌شود؛ «زاء» و «یاء» و «دال» دیده نمی‌شود بلکه وقتی می‌گوییم: زید، خود آن شیء و تعین را به این کیفیت بیان می‌کنیم. می‌گویند: در سابق وقتی که خط نبود، با نقاشی و اینها ارتباط برقرار می‌کردند فرض کنید اگر می‌خواستند به کسی بگویند: آب بیاور لابد کمی آب می‌کشیدند و نهر آب درست می‌کردند و دست طرف می‌دادند یعنی آب بیاور. اگر می‌خواستند بگویند: نان بیاور، یک نان می‌کشیدند. در کتاب‌ها این‌طور می‌گویند، نمی‌دانم درست است یا نه؟! می‌گویند که قبلاً‌ نقاشی بوده و بعداً از خط میخی، چدنی، چکشی و از این چیزها درست شده است!!

  • خب اینکه الآن می‌گوید: آب، در اینجا الآن خود آب را مطرح می‌کند! الآن که می‌گوید: نان، خود نان را مطرح می‌کند! اینکه الآن می‌گوید: کوه، خود کوه را می‌کشد و امثال‌ذلک. بچه‌ها هم همین‌طور هستند؛ بچۀ کوچک وقتی می‌خواهد یک چیزی را برساند عکس آن را می‌کشد، او که خط بلد نیست عکس آن را می‌کشد تااینکه نسبت به مخاطب مفهوم و مرادش را القاء کند. مرحوم سبزواری در اینجا می‌فرمایند: خود اسم فانی در مسمیٰ است بنابراین حکایت از آن مسمیٰ می‌کند و نمی‌توانیم بگوییم که اسم در اینجا جنبۀ اعتباری دارد و شبهی از آن صورت در این اسم هست و مثالی از آن صورت ذهنی در این لفظی که ما می‌نویسیم وجود دارد. نه، اصلاً خود زیدی که در اینجا می‌گوییم، خود زید در اینجا نفس همان صورت خارجی است و فانی است و هیچ تعین و استقلالی در اینجا ندارد.