
نقد و بررسی نظریه انقلاب حقایق در وجود ذهنی
تحلیل دیدگاه سید و پاسخ به اشکالات علامه دوانی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق و نقد نظریه «انقلاب حقایق» در مبحث وجود ذهنی میپردازند. محور اصلی بحث، پاسخ به این پرسش است که آیا ماهیت اشیاء هنگام انتقال از ظرف خارج به ظرف ذهن، دچار دگرگونی و انقلاب میشود یا خیر. در این مسیر، ابتدا دیدگاه مرحوم سید مبنی بر تفاوت ماهوی میان وجود خارجی و ذهنی به دلیل تفاوت در نحوه وجود تبیین شده و سپس اعتراضات منتقدان، بهویژه علامه دوانی، مورد واکاوی قرار میگیرد. اشکال اصلی منتقدان این است که بدون وجود یک ماده مشترک، سخن گفتن از انقلاب یک حقیقت به حقیقت دیگر معقول نیست و این نظریه در نهایت به همان «قول به شبح» بازمیگردد. استاد با تحلیل دقیق این تقابل، نشان میدهند که چگونه تفاوت در ظرف وجود، ماهیت را نیز تحت تأثیر قرار میدهد و در نهایت، تفاوتهای ظریف میان این دیدگاه و قول به شبح را برای تبیین دقیقتر مسئله روشن میسازند.
نقد و بررسی نظریه انقلاب حقایق در وجود ذهنی
1درس سیصد و هفتاد و دوم
بررسی قول به شبح در وجود ذهنی (3)
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
فَإن قُلتَ إنَّما یَتصورُ هذا الانقِلابُ لَو کانَ بَینَ الموجوداتِ الخارجیةِ مِنَ الجَواهرِ ِوَ الأعراضِ و بَینَ الکیفیاتِ الذِّهنیةِ أی الصُّورِ العِلمیةِ مادةٌ مُشترکةٌ.1
مطلب مرحوم سید برایناساس بود که حقیقت نَفسُ الشّیء بهواسطۀ وجود، انقلاب پیدا میکند و چون وجود بالطبع بر ماهیت متقدم است وجود خارجی اقتضاء به ماهیتِ جوهر و عرضی را میکند و وجود ذهنی اقتضای کیف نفسانی را میکند درحالیکه شیء همان است منتها حقیقتش که عبارت از ماهیت اوست در دو ظرف وجود خارجی و وجود ذهنی تفاوت پیدا میکند.
اعتراض قائلین به قول شَبَح بر ایشان بهخاطر این است که شما هم دارید همین حرف ما را میزنید و در واقع مطلب ما را میگویید. وقتی که شما میگویید که انقلابِ حقیقت است و حقیقت در وجود خارجی بهصورت جوهر و عرض جلوه میکند و در وجود ذهنی بهصورت کیف نفسانی جلوه میکند پس آنچه که در ذهن هست عین آنچه که در خارج هست، نیست. نه وجوداً و نه ماهیتاً، وجوداً بهخاطر اینکه وجود ذهنی با وجود خارجی دوتا است. این وجود، وجود مجرد است و وجود خارجی مادی است. ماهیت هم دوتا است چون آنچه که در خارج هست از قبیل جواهر و اعراض است و آنچه در ذهن هست از قبیل کیف نفسانی است. قول به شبح هم همین است و همین را میگوییم که آنچه که در ذهن هست شبیه آنچه که در خارج هست میباشد و یک شَبح و نمودی از اوست و بهاصطلاح ممثل اوست نهاینکه واقعاً نفسِ آنچه که در خارج هست، باشد. این کلام ایشان بود که البته مرحوم آخوند هم راجع به این قضیه جوابی داده است.
اگر شخصی بیاید بر مرحوم سید ایراد وارد کند به این کیفیت که اگر همیشه در انقلاب قرار باشد یک امری منقلب به یک امر دیگری بشود چه این انقلاب در جواهر باشد یا در اعراض یا در اتصاف باشد باید یک امر مشترکی موجود باشد یعنی اگر شیئی میخواهد به شیء دیگر تبدیل بشود یک مابهالاِشتراک باید موجود باشد. مثلاً اگر نطفه و علقه میخواهد تبدیل به مضغه بشود، در این انقلاب باید مادهای موجود باشد که آن ماده، صورت بگیرد و بهواسطۀ انقلاب صورت جدیدی پیدا کند و همینطور هر انقلابی استدعای مادۀ مشترکهای را دارد. حالا اگر انقلابی وجود داشته باشد ولی شما مادۀ مشترک را پیدا نکنید، دراینصورت انقلاب نیست و نمیتوانید اسم این را انقلاب بگذارید. در مانحنفیه هیچ مابهالاِشتراکی بر مبنای شما وجود ندارد اما از نقطهنظر وجود ذهنی و خارجی که اینها دو وجود هستند و بههم ارتباط ندارند، آن [وجود خارجی] وزن دارد و آن [وجود ذهنی] وزن ندارد، هیچ ربطی بههم ندارند. از نقطهنظر ماهیت آن [وجود خارجی] از قبیل ماهیت جواهر و اعراض است و این یکی که در وجود ذهنی هست از قبیل کیف نفسانی است و اینها باهم ارتباطی ندارند. پس چه میخواهد منقلب بشود؟! یعنی شما یک وحدتی را پیدا نمیکنید که این وحدت راسم بین حلقههای متفاوت یک سلسله باشد، در اینجا چیزی وجود ندارد.
- . الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 317.
