اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

تبیین مسلک عرشی در باب وجود ذهنی

اتحاد علم و معلوم در پرتو حقیقت وجود

14٬037
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی یکی از مباحث دقیق فلسفی یعنی «وجود ذهنی» می‌پردازند. ایشان با نقد دیدگاه‌های پیشین که منجر به اشکالاتی نظیر انقلاب حقایق می‌شد، مسلک ویژه‌ای را که از آن به «مسلک عرشی» تعبیر می‌کنند، تبیین می‌نمایند. محور اصلی این بحث بر پایه حقیقت علم و اتحاد آن با معلوم استوار است. استاد با تکیه بر این مبنا که علم از مقوله کیف نفسانی است، توضیح می‌دهند که چگونه صورت ذهنی بدون تغییر در ماهیت، از خارج حکایت می‌کند. در ادامه، ایشان با استناد به روایات و تحلیل‌های فلسفی، به تبیین تأثیر علوم بر نفس و چگونگی شکل‌گیری شخصیت انسان بر اساس معلومات و محبوب‌های او می‌پردازند. این جلسه در نهایت با ارائه راهکاری برای حل تعارض میان انحفاظ ذاتیات و تبدل وجودات، به تبیین دقیق نسبت میان علم، معلوم و مقولات فلسفی ختم می‌شود.

تبیین مسلک عرشی در باب وجود ذهنی

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی یکی از مباحث دقیق فلسفی یعنی «وجود ذهنی» می‌پردازند. ایشان با نقد دیدگاه‌های پیشین که منجر به اشکالاتی نظیر انقلاب حقایق می‌شد، مسلک ویژه‌ای را که از آن به «مسلک عرشی» تعبیر می‌کنند، تبیین می‌نمایند. محور اصلی این بحث بر پایه حقیقت علم و اتحاد آن با معلوم استوار است. استاد با تکیه بر این مبنا که علم از مقوله کیف نفسانی است، توضیح می‌دهند که چگونه صورت ذهنی بدون تغییر در ماهیت، از خارج حکایت می‌کند. در ادامه، ایشان با استناد به روایات و تحلیل‌های فلسفی، به تبیین تأثیر علوم بر نفس و چگونگی شکل‌گیری شخصیت انسان بر اساس معلومات و محبوب‌های او می‌پردازند. این جلسه در نهایت با ارائه راهکاری برای حل تعارض میان انحفاظ ذاتیات و تبدل وجودات، به تبیین دقیق نسبت میان علم، معلوم و مقولات فلسفی ختم می‌شود.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تبیین مسلک عرشی در باب وجود ذهنی

13
  • این نحریر محقق [با تبعیت از عبارات قدماء] این‌طور فرمودند: عرض و عرضی مطلقاً، [ذاتاً] با همدیگر یکی هستند و از حیث اعتبار متغایر هستند مثل ابیض و بیاض که ابیض عرض است و بیاض عرضی می‌شود. فإنَّ الأبیضَ و البیاضَ عِندهُ أمرٌ ... [ابیض و بیاض] پیش ایشان امر واحد است؛ ذاتاً یکی است منتها چون ابیض را به ذات نسبت بدهید ابیض می‌گیرید و اگر نفس او را لابشرط تصور کنید بیاض می‌گیرید. و اگر از لابشرط‌شیء اخذ بکنید به او ابیض می‌گویید یعنی قابل صدق باشد و اگر بشرط‌لای صدق بر ذات باشد، بیاض می‌شود. شما به این نمی‌توانید بیاض بگویید ولی می‌توانید ابیض بگویید چون ابیض لا بشرط است؛ لا بشرط صدقش بر موضوع و عدم صدق است اما اگر یک صفتی را به شرط عدم صدق تصور کنید که نشود بر ذات حمل بشود، اسم آن بیاض می‌شود. پس سفیدی و سفید هردو یکی است و به دو اعتبار فرق می‌کند؛ سفید لابشرط اخذ شده و سفیدی بشرط‌لا اخذ شده است.

  • کَما أنَّ الصورةَ و الفصلَ واحدةٌ بِالذاتِ مُتغایرةٌ بِالاعتبارِ المَذکورِ کَما سَیقرعُ سمعَک إشباعَ القولِ فی ذلک و علىٰ هذا لا غُبارَ علىٰ ما ذَکرناه و لا یُشوِّشُ الأفهامَ وساوِسُ الأوهام‌.

  • صورت و فصل واحد بالذات هستند و متغایر به اعتبار مذکور هستند. صورت همان فصل است منتها صورت در آنجا لابشرط است و حملش بر آن ذات می‌شود و فصل به‌عنوان جنس است که بشرط‌لا است که جنبۀ کلی دارد و به شرط عدم صدق بر واحد است. کَما سَیقرعُ سمعَک إشباعَ القولِ فی ذلک ... [همان‌طور که گوش تو در این باره کامل خواهد شنید و به همین خاطر در آن چیزی که ذکر کردیم شکی نیست و وساوس توهمات، فهم‌ها را آشفته نمی‌کند]. بعداً راجع به این مسئله بحث خواهیم کرد.

  • أللهم صل علی محمد و آل محمد

/ 260