
ماهیت و کیفیت وجود ذهنی در فلسفه
تحلیل جایگاه ماهیت و اعراض در ادراک نفسانی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق مبانی و اشکالات پیرامون مسئله وجود ذهنی میپردازند. بحث با مرور اجمالی بر اقوال فلاسفه و اشکالات مشهوری همچون اندراج ماهیت در دو مقوله و تبدل مقولات آغاز میشود. ایشان با نقد دیدگاههایی که وجود ذهنی را به ارتباط صرف نفس با خارج یا اشباح تقلیل میدهند، به تبیین دقیق نحوه انتقال ماهیت از خارج به ذهن میپردازند. در این مسیر، با تفکیک میان اعراض و طبیعت نوعیه، روشن میشود که چگونه ذهن با دریافت اعراض، به حقیقت جوهری و ماهیت اشیاء پی میبرد. این جلسه با تأکید بر اینکه واقعیتِ موجود در ذهن، به وزان واقعیت خارجی است، به این پرسش پاسخ میدهد که چرا ادراکِ ما از اشیاء، با وجود تفاوت در ابعاد و کیفیتهای عرضی، همچنان مطابق با واقعیت است و چگونه ذهن ظرفی برای تحقق صورِ علمی میگردد.
ماهیت و کیفیت وجود ذهنی در فلسفه
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق مبانی و اشکالات پیرامون مسئله وجود ذهنی میپردازند. بحث با مرور اجمالی بر اقوال فلاسفه و اشکالات مشهوری همچون اندراج ماهیت در دو مقوله و تبدل مقولات آغاز میشود. ایشان با نقد دیدگاههایی که وجود ذهنی را به ارتباط صرف نفس با خارج یا اشباح تقلیل میدهند، به تبیین دقیق نحوه انتقال ماهیت از خارج به ذهن میپردازند. در این مسیر، با تفکیک میان اعراض و طبیعت نوعیه، روشن میشود که چگونه ذهن با دریافت اعراض، به حقیقت جوهری و ماهیت اشیاء پی میبرد. این جلسه با تأکید بر اینکه واقعیتِ موجود در ذهن، به وزان واقعیت خارجی است، به این پرسش پاسخ میدهد که چرا ادراکِ ما از اشیاء، با وجود تفاوت در ابعاد و کیفیتهای عرضی، همچنان مطابق با واقعیت است و چگونه ذهن ظرفی برای تحقق صورِ علمی میگردد.
ماهیت و کیفیت وجود ذهنی در فلسفه
5بنابراین آنچه را که شما قبل از اینکه عکس را ببینید، نگاه به این صورت میکنید یک ذهنیتی و یک صورتی از این واقعیت خارجی در نفس شما هست. اینکه الآن به این عکس مثال زدم بهخاطر مسائلی است که راجع به قول به شبح خواهیم گفت و یکی از ادلۀ بطلان قول به شبح همین مطلبی است که من در اینجا مثال به عکس زدم. خب این صورتی که الآن در اینجا هست، شما یک صورتی از این زید جناب حکیم متأله ما از این در ذهن میآورید، بعد عکس ایشان را هم از جیب درمیآورید؛ عکس ایشان را از جیب کناری درمیآورید نگاه میکنید، میبینید که آنچه را که از ایشان در ذهن داشتید با آنچه که الآن در روی این عکس است دقیقاً تطبیق میکند. از اینجا ما این را میفهمیم که آنچه که ما از خارج در ذهن برداشت کردیم با آنچه که پدیدۀ انتقال صورت در خارج هست یکسان است و یک سر مو هم تفاوت نمیکند! اصلاً فرق نمیکند!
دلیلی بر ردّ مکتب اگزیستانسیالیسم
آنهایی که در مکتب اگزیستانسیالیست هستند و قائل هستند بر اینکه خارجی وجود ندارد، جز ذهن ما، یکی از ردهایش همین است که شما صورت ذهنی را که از اشیاء خارجی برمیدارید با آن پدیدهای که اصلاً ارتباطی به ذهن ندارد با هردو یکی است و هیچ تفاوتی نمیکند. مسائل خیلی مختلف است و یکی عبارت از وحدت ادراکی است که بین افرادی که متعدد هستند [وجود دارد] همه این را الآن لیوان میبینند و هیچکدام این را چغندر نمیبینند یا همه میبینید این ظرف آب است که در آنهم مایعی از این مایعات هست و ممکن است بعضیها براساس دید کمشان حالا تغییرٌمائی در نگاه و در نظر احساس کنند ولی همه این را آب میبینند مگر کسی چشمش علت و مرضی داشته باشد. خب چطور ممکن است وقتی که یک پدیدهای واقعیت ندارد افراد مختلفة السلیقه و مختلفة الافکار این پدیده را به این واقعیت واحد ببینند؟! این امکان ندارد. ادلهای راجع به این مسئله اقامه کردند که در جای خودش باید مطالعه و بررسی بشود.
