اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

ماهیت و کیفیت وجود ذهنی در فلسفه

تحلیل جایگاه ماهیت و اعراض در ادراک نفسانی

14٬058
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق مبانی و اشکالات پیرامون مسئله وجود ذهنی می‌پردازند. بحث با مرور اجمالی بر اقوال فلاسفه و اشکالات مشهوری همچون اندراج ماهیت در دو مقوله و تبدل مقولات آغاز می‌شود. ایشان با نقد دیدگاه‌هایی که وجود ذهنی را به ارتباط صرف نفس با خارج یا اشباح تقلیل می‌دهند، به تبیین دقیق نحوه انتقال ماهیت از خارج به ذهن می‌پردازند. در این مسیر، با تفکیک میان اعراض و طبیعت نوعیه، روشن می‌شود که چگونه ذهن با دریافت اعراض، به حقیقت جوهری و ماهیت اشیاء پی می‌برد. این جلسه با تأکید بر اینکه واقعیتِ موجود در ذهن، به وزان واقعیت خارجی است، به این پرسش پاسخ می‌دهد که چرا ادراکِ ما از اشیاء، با وجود تفاوت در ابعاد و کیفیت‌های عرضی، همچنان مطابق با واقعیت است و چگونه ذهن ظرفی برای تحقق صورِ علمی می‌گردد.

ماهیت و کیفیت وجود ذهنی در فلسفه

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق مبانی و اشکالات پیرامون مسئله وجود ذهنی می‌پردازند. بحث با مرور اجمالی بر اقوال فلاسفه و اشکالات مشهوری همچون اندراج ماهیت در دو مقوله و تبدل مقولات آغاز می‌شود. ایشان با نقد دیدگاه‌هایی که وجود ذهنی را به ارتباط صرف نفس با خارج یا اشباح تقلیل می‌دهند، به تبیین دقیق نحوه انتقال ماهیت از خارج به ذهن می‌پردازند. در این مسیر، با تفکیک میان اعراض و طبیعت نوعیه، روشن می‌شود که چگونه ذهن با دریافت اعراض، به حقیقت جوهری و ماهیت اشیاء پی می‌برد. این جلسه با تأکید بر اینکه واقعیتِ موجود در ذهن، به وزان واقعیت خارجی است، به این پرسش پاسخ می‌دهد که چرا ادراکِ ما از اشیاء، با وجود تفاوت در ابعاد و کیفیت‌های عرضی، همچنان مطابق با واقعیت است و چگونه ذهن ظرفی برای تحقق صورِ علمی می‌گردد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

ماهیت و کیفیت وجود ذهنی در فلسفه

9
  • پس از کجا شما ماهیت را در ذهن آوردید؟ انتقال از عرض به معروض و به موضوع؛ این عرض بر موضوع خودش عارض شد و آن موضوع عبارت از بدن که این ماده است می‌باشد و از آن عرض و آن بدن که موضوع هست شما به یک حیات که عبارت از یک طبیعت نوعیه است می‌رسید. اسم این ماهیت می‌شود. بنابراین صور نفسانی و صور ذهنی، فقط اینها صورتی که قابل نقش باشند نیستند. ادراک حقائق کلی صورت ندارد. معانی است که آن معانی بر اعراضی در نفس عارض می‌شوند همان‌طوری‌که این طبیعت نوعیۀ انسانیه در خارج بر یک جسمی به نام زید عارض می‌شود شما می‌گویید: زیدٌ موجودٌ و زیدٌ حیٌّ آن‌وقت این معنا را که ما در ذهن آوردیم همراه با این معنا اعراضی هم در ذهن هست. از یک طرف آن زیدی را که شما در ذهن می‌آورید یک متر و هفتاد یا هشتاد سانت طول دارد. کمّ در اینجا در ذهن می‌آید واقعاً شما می‌گویید: این زید یک متر و هفتاد سانت است؟! یک متر و هشتاد سانت است؟! پس در اینجا کمّ در ذهن آمد. شما می‌گویید: این زید الآن ترسیده و رنگ صورت و لون صورتش زرد و اصفر شد. در اینجا عرض در ذهن آمد که کیف باشد. می‌گویید: این زید دارد حرکت می‌کند، وضع در ذهن آمد. می‌گویید: این زید لباس پوشید، مِلک و جده درنظر آمد. می‌گویید: این زید در این مکان دارد راه می‌رود، مکان و أین درنظر آمد. این زید پسر فلانی است، اضافه و مقولۀ مضاف در اینجا درنظر آمد. تمام اعراض را دارید در ذهن می‌بینید، یکی‌یکی آن اعراض در ذهن می‌آید و در جای خودش قرار می‌گیرد، به همراه آن ماهیت که عبارت از جوهریت زید است آن‌هم می‌آید در ذهن قرار می‌گیرد. لذا می‌گوییم: زیدٌ جوهرٌ، زیدٌ طبیعةٌ إنسانیةٌ، زیدٌ إنسانٌ، زیدٌ لیسَ بِحمارٍ و امثال‌ذلک. اینکه دارید می‌گویید: زیدٌ لیسَ بِحمارٍ، زیدٌ إنسانٌ و امثال‌ذلک اینها همه به‌خاطر این است که انسانیت را در ذهن آوردید. این انسانیت که عبارت از طبیعت نوعیه است، حقیقت جوهریۀ زید که عبارت از انسانیت است، این‌هم در ذهن آمده است. در کنار اعراض این انسانیت هم شما می‌بینید در ذهن می‌آید.

/ 0