اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

کیفیت ادراک حقایق و نقش نفس در شناخت واقعیت

تفاوت ادراک ظواهر با درک حقیقتِ باطنی اشیاء

14٬048
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین کیفیت ادراک انسان از حقایق پیرامون و تفاوت میان مشاهده ظواهر و درک حقیقت باطنی اشیاء می‌پردازند. بحث با این پرسش آغاز می‌شود که چگونه ذهن انسان از میان اعراض و ظواهرِ یک موجود، به حقیقتِ ناطقیت یا باطنِ آن پی می‌برد و چرا در مواجهه با یک مجسمه یا عکس، این انتقالِ ذهنی به شکلی متفاوت رخ می‌دهد. استاد با تشریح نحوه نقش بستن صور در ذهن و نقش حواس در انتقال اعراض، بر این نکته تأکید می‌کنند که ادراکِ حقیقت، فراتر از صرفِ انتقالِ صورتِ ظاهری به مغز است و به موقعیت و سنخیتِ نفسِ مدرِک بستگی دارد. در نهایت، با ذکر مثال‌هایی از نحوه ارتباط قلبی با رسول خدا و تأثیر صفای نفس در درک حقایق، تبیین می‌شود که چگونه نفس با انضمام قرائن و شواهد، صورت‌های ذهنی را تحلیل کرده و به باطنِ اشیاء دست می‌یابد.

کیفیت ادراک حقایق و نقش نفس در شناخت واقعیت

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین کیفیت ادراک انسان از حقایق پیرامون و تفاوت میان مشاهده ظواهر و درک حقیقت باطنی اشیاء می‌پردازند. بحث با این پرسش آغاز می‌شود که چگونه ذهن انسان از میان اعراض و ظواهرِ یک موجود، به حقیقتِ ناطقیت یا باطنِ آن پی می‌برد و چرا در مواجهه با یک مجسمه یا عکس، این انتقالِ ذهنی به شکلی متفاوت رخ می‌دهد. استاد با تشریح نحوه نقش بستن صور در ذهن و نقش حواس در انتقال اعراض، بر این نکته تأکید می‌کنند که ادراکِ حقیقت، فراتر از صرفِ انتقالِ صورتِ ظاهری به مغز است و به موقعیت و سنخیتِ نفسِ مدرِک بستگی دارد. در نهایت، با ذکر مثال‌هایی از نحوه ارتباط قلبی با رسول خدا و تأثیر صفای نفس در درک حقایق، تبیین می‌شود که چگونه نفس با انضمام قرائن و شواهد، صورت‌های ذهنی را تحلیل کرده و به باطنِ اشیاء دست می‌یابد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

کیفیت ادراک حقایق و نقش نفس در شناخت واقعیت

9
  • اما آنچه که در جواب سؤال شما می‌شود داد این است که نفس به‌واسطۀ این صور که حیازت کرده، منتها هر کسی به مقدار مراتب تشکیک و سعۀ خودش، نفس می‌آید آن صورت را در او إعمال می‌کند یعنی همین‌طوری نگه نمی‌دارد و می‌گوید که این صورت، صورت مجسمه است یا صورت انسان است. از حواشی، از منضمات، از قرائن و از شواهد می‌آید این قرائن و شواهد را ضمیمۀ این صورت می‌کند بعد او را تبدیل به یک صورتی می‌کند که آیا از این صورت می‌شود انتزاع ناطقیت کرد یا نمی‌شود؟ لذا وقتی که به عکس زید نگاه می‌کند می‌گوید که ناطقٌ. به مجسمه نگاه می‌کند همان مجسمۀ زید که در کنارش هست می‌گوید که هذا غیرُ ناطقٍ هذا جُصٌ أو ترابٌ أو خشبٌ أو نحاسٌ به‌خاطر اینکه آن عکس و صورت یکی است اما یک منضماتی آن زید دارد که او این منضمات را ندارد. او حرکت، انعطاف، عمل و عکس‌العمل دارد اما چون او این عمل و عکس‌العمل را ندارد یا فرق می‌کند برفرض هم اگر او داشته باشد باز با این فرق می‌کند، من‌حیث‌المجموع آن صورتی را که در ذهن نقش می‌بندد این نفس می‌آید و در او إعمال می‌کند و آن معنا را ادراک می‌کند.

  • أللهم صل علی محمد و آل محمد

/