
کیفیت ادراک حقایق و نقش نفس در شناخت واقعیت
تفاوت ادراک ظواهر با درک حقیقتِ باطنی اشیاء
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین کیفیت ادراک انسان از حقایق پیرامون و تفاوت میان مشاهده ظواهر و درک حقیقت باطنی اشیاء میپردازند. بحث با این پرسش آغاز میشود که چگونه ذهن انسان از میان اعراض و ظواهرِ یک موجود، به حقیقتِ ناطقیت یا باطنِ آن پی میبرد و چرا در مواجهه با یک مجسمه یا عکس، این انتقالِ ذهنی به شکلی متفاوت رخ میدهد. استاد با تشریح نحوه نقش بستن صور در ذهن و نقش حواس در انتقال اعراض، بر این نکته تأکید میکنند که ادراکِ حقیقت، فراتر از صرفِ انتقالِ صورتِ ظاهری به مغز است و به موقعیت و سنخیتِ نفسِ مدرِک بستگی دارد. در نهایت، با ذکر مثالهایی از نحوه ارتباط قلبی با رسول خدا و تأثیر صفای نفس در درک حقایق، تبیین میشود که چگونه نفس با انضمام قرائن و شواهد، صورتهای ذهنی را تحلیل کرده و به باطنِ اشیاء دست مییابد.
کیفیت ادراک حقایق و نقش نفس در شناخت واقعیت
2[علیٰکلّحال] آنچه را که مشاهده میکنید عبارت از اعراض است. این اعراض قائم به یک موضوعی هستند، این موضوع عبارت از جوهر است، جوهر را هم احساس میکنیم یعنی همان جسمیت او که این اعراض قائم به او هستند آن عبارت از همین جوهریت است. جوهریتِ لحمیت که در اینجا آن جوهریت به این کیفیت برای این اعراض موضوع قرار گرفته است. تا اینجا بین مجسمه و زید تفاوتی نمیکند. از اینجا شما به یک مرتبۀ دیگر منتقل میشوید و احساس میکنید این جسم شعور دارد یعنی ادراک دارد.
اتفاقاً برای ما هم یک وقت این قضیه اتفاق افتاده بود و ما برای چند ثانیه دچار سردرگمی شده بودیم! دیدهاید بعضی از مجسمههایی هستند که انسان داخل آن میرود و آن را باد میکنند! یک چیزهایی هست مثل پلاستیک یا لاستیک که آنها را باد میکنند و در تبلیغات [استفاده میشود] مثلاً یک شخصی راه میرود ولی یک سری اینقدر [بزرگ] دارد و یک بدن عجیب و غریبی دارد و حرکت میکند، در وهلۀ اول که انسان این را میبیند [نمیفهمد که او انسان است].
ما چند سال پیش یک وقتی به نمایشگاه کتاب رفته بودیم. در نمایشگاه کتاب یکی از اینها در این صحن آمده بود و با دستش اشاره میکرد که از این غرفه دیدن کنید. ما اول خیال کردیم که این مجسمه است که درستش کردند. بعد به او اشاره کردیم و دیدیم با ما سلام و علیک هم کرد! بعد باز هم شک کردیم. خب [متوجه] نبودیم و نمیدانستیم که این را اینطوری درست کردند یا نه! تااینکه چند ثانیه طول کشید تا فهمیدیم! بقیه زودتر از ما فهمیدند. ما بعد از مدتی فهمیدیم یکی داخل این رفته و دارد به کارهای ما عکسالعمل نشان میدهد مثلاً سلام میکند. الآن ما تازه فهمیدیم این روح دارد! چند ثانیه طول میکشد. ما فقط جوهر جسمیت و موضوع برای اعراض را میبینیم اما اینکه این انسان هست را در اولین دفعه نفهمیدیم.
