اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

ماهیت صور ذهنی و خلاقیت نفس

تحلیل ارتباط نفس با عوالم مثال و عقل منفصل

14٬174
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق ماهیت وجود ذهنی و چگونگی تحقق صور در نفس می‌پردازند. بحث با تبیین دیدگاه صدرالمتألهین درباره خلاقیت نفس و نقش آن در ایجاد صور ذهنی آغاز شده و سپس به این پرسش پاسخ داده می‌شود که آیا صور ذهنی صرفاً مخلوق ذهن هستند یا از عوالم برتر مانند عالم مثال و ملکوت به نفس القا می‌شوند. در ادامه، سیر حرکت نفس از طریق تهیؤ و آمادگی برای استجلاب صور روحانی و عقلی تشریح شده و تفاوت میان اتصال به خیال منفصل رحمانی و خیال منفصل شیطانی تبیین می‌گردد. این جلسه با تأکید بر اینکه نفس در اثر این اتصالات، صورتی متناسب با حقایق ادراک‌شده به خود می‌گیرد، به نقد و بررسی دیدگاه‌های موجود در باب تجرد نفس و نحوه اتحاد عالم و معلوم می‌پردازد تا در نهایت، حقیقتِ «شدن» نفس در مراتب مختلف هستی روشن شود.

ماهیت صور ذهنی و خلاقیت نفس

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق ماهیت وجود ذهنی و چگونگی تحقق صور در نفس می‌پردازند. بحث با تبیین دیدگاه صدرالمتألهین درباره خلاقیت نفس و نقش آن در ایجاد صور ذهنی آغاز شده و سپس به این پرسش پاسخ داده می‌شود که آیا صور ذهنی صرفاً مخلوق ذهن هستند یا از عوالم برتر مانند عالم مثال و ملکوت به نفس القا می‌شوند. در ادامه، سیر حرکت نفس از طریق تهیؤ و آمادگی برای استجلاب صور روحانی و عقلی تشریح شده و تفاوت میان اتصال به خیال منفصل رحمانی و خیال منفصل شیطانی تبیین می‌گردد. این جلسه با تأکید بر اینکه نفس در اثر این اتصالات، صورتی متناسب با حقایق ادراک‌شده به خود می‌گیرد، به نقد و بررسی دیدگاه‌های موجود در باب تجرد نفس و نحوه اتحاد عالم و معلوم می‌پردازد تا در نهایت، حقیقتِ «شدن» نفس در مراتب مختلف هستی روشن شود.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

ماهیت صور ذهنی و خلاقیت نفس

8
  • از اینجا می‌خواهیم به آن مسئله برسیم که مرحوم آخوند یا بعضی از افرادی که معتقدند بر اینکه وجود ذهنی و علم و تصورات همه از سنخ وجود است و دارای جوهر و ماهیتی نیست. می‌خواهیم به این نکته برسیم که آیا این مطلب همین‌طور است یا تفاوت می‌کند؟! ببینید وقتی که نفس در مسئلۀ جوهریت و تجرد خودش به این صور نقش پیدا می‌کند، وجود او این نقش می‌شود. حقیقت او این نقش می‌شود. حال او این نقش می‌شود؛ نفس دارای این صورت علمیه است حالا این صورت علمیه یا صورت علمیۀ خیال منفصل روحانی و عقل منفصل روحانی است یا این صورت علمیه خیال منفصل شیطانی است یااینکه عقل شیطانی است که تعبیر به عقل در اینجا غلط است بلکه تعبیر به یک نوع رندی و شیطنت است.

  • معنای حقیقی عقل

  • به قول امیرالمؤمنین علیه‌السّلام می‌فرمایند: «لَولا کَراهیةُ الغَدرِ لَکُنتُ مِن أدهَى النّاسِ و لَکِن کُلُّ غُدَرَةٍ فُجَرَةٌ»1 معاویه عقل نداشت غَدَر داشت یعنی شیطنت داشت. اسم کلک‌هایی را که معاویه می‌زند نمی‌توانیم عقل بنامیم چون «العَقل ُما عُبِدَ به الرّحمٰنُ و اکتُسِبَ بِهِ الجِنانُ»،2 این عقل است. آن عقل منفصل هیچ‌وقت نمی‌آید درمقابل علی نقشه بکشد. آن عقل منفصل هیچ‌وقت نمی‌آید درمقابل حق نقشه طرح کند که چه‌کار کنم که علی را زمین بزنم! بروم جلوی نهر فرات را بگیرم تا لشکریان علی تشنه بمانند و تسلیم بشوند!

  • میزان برای اتصال شخص به عقل منفصل یا شیطنت

  • عقل منفصل این کار را نمی‌کند عقل منفصل وقتی که لشکریان می‌آیند آن مسئله را حل می‌کنند جنگ می‌کنند و معاویه و اصحاب معاویه را از آن شریعه دور می‌کنند، می‌گویند که خب حالا تو هم بیا تلافی کن. امیرالمؤمنین می‌گوید که ما تلافی نمی‌کنیم! ما شمشیر در دستمان هست، حیوان‌ها چه گناه کردند؟! این کار، کار افراد عَجَزه است!3 این چیست؟ این عقل منفصل است و عقل منفصل هست الآن دارد می‌آید این کار را انجام می‌دهد. شما به کلام معاویه نگاه می‌کنید، یک نگاه هم به کلام امیرالمؤمنین می‌کنید، این دوتا را کنار هم می‌گذارید آن‌وقت اگر شما عقلتان به غدر و شیطنت اتصال پیدا کرده باشد می‌گویید: معاویه درست می‌گوید! اگر عقلتان به عقل منفصل اتصال پیدا کرده باشد می‌گویید: علی درست می‌گوید. خیلی راحت ما یک میزان کلی داریم؛ این کلام معاویه است و این هم کلام امیرالمؤمنین است.

    1. . نهج البلاغة (صبحی صالح)، ص ۳۱۸.
      ترجمه: «اگر غدر و مکر نکوهیده نبود من از زیرک‌ترین مردمان بودم، ولى هر نیرنگى معصیت است. » (محقق)
    2. . الکافی، ج ١، ص ١١:
      «عن بعضِ أصحابِنا رَفَعَهُ إلیٰ أبی‌عبدالله علیه السّلام، قال: ”قلتُ له: ما العقلُ؟“ قال: ”ما عُبِدَ بِهِ الرّحمٰنُ و اکتُسِبَ بِهِ الجِنانُ.“ قال: ”قلتُ: فالّذی کان فی معاویةَ؟“ فَقالَ: ”تِلکَ النَّکراءُ، تِلکَ الشّیطَنةُ! و هی شَبیهةٌ بالعقلِ و لیسَت بالعقلِ.“» نور ملکوت قرآن، ج ٢، ص ٥٠٢:
      «من از حضرت سؤال کردم عقل چیست؟ حضرت فرمود: ”آن چیزی که با آن، خداوند رحمن مورد پرستش ما واقع می شود، و با آن بهشت به دست می آید.“ گفتم: پس آنچه در معاویه بود چه بود؟ فرمود: ”آن نکریٰ بود، آن شیطنت بود! و آن شبیه به عقل بود و عقل نبود!“»
    3. . جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به تاریخ الطبری، ج 4، ص 569؛ وقعة صفین، ج 1، ص 162.
/