
ماهیت صور ذهنی و خلاقیت نفس
تحلیل ارتباط نفس با عوالم مثال و عقل منفصل
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق ماهیت وجود ذهنی و چگونگی تحقق صور در نفس میپردازند. بحث با تبیین دیدگاه صدرالمتألهین درباره خلاقیت نفس و نقش آن در ایجاد صور ذهنی آغاز شده و سپس به این پرسش پاسخ داده میشود که آیا صور ذهنی صرفاً مخلوق ذهن هستند یا از عوالم برتر مانند عالم مثال و ملکوت به نفس القا میشوند. در ادامه، سیر حرکت نفس از طریق تهیؤ و آمادگی برای استجلاب صور روحانی و عقلی تشریح شده و تفاوت میان اتصال به خیال منفصل رحمانی و خیال منفصل شیطانی تبیین میگردد. این جلسه با تأکید بر اینکه نفس در اثر این اتصالات، صورتی متناسب با حقایق ادراکشده به خود میگیرد، به نقد و بررسی دیدگاههای موجود در باب تجرد نفس و نحوه اتحاد عالم و معلوم میپردازد تا در نهایت، حقیقتِ «شدن» نفس در مراتب مختلف هستی روشن شود.
ماهیت صور ذهنی و خلاقیت نفس
5منشأ همۀ تعینات
ملاک تشخیص عظمت یک شخص بزرگ
نتیجهای که ما از اینجا میگیریم این است که آیا نفس بهواسطۀ ارتباطش با خیال منفصل و یا عقل منفصل چیزی به او اضافه میشود؟ به عبارت دیگر کیسهای که دارد آن کیسه بهواسطۀ این القاء صور و یا القاء امور عقلانی اضافه میشود یا نه؟! نفس بهواسطۀ تجردی که پیدا میکند هرچه تجرد او بیشتر بشود هرچه به آن وجود بحت و بسیط از نقطهنظر تعلقات نزدیکتر بشود این صور در او بیشتر و آن صور عقلیه و معانی عقلیه در او قویتر میشود.
خصوصیت وجود منبسط
از آنجایی که وجود منبسط، مجرد از هرگونه تعینی است و همۀ تعینات، آثار، صفات و اسماء جزئیه بالأخره منشائش به همان وجود منبسط میرسد که آنها آثار و لوازم ذات است بنابراین سیر و حرکت نفس از جزئیت به کلیت، قطعاً باید از تعین بلا تعین باشد یعنی وقتی که نفس حرکت میکند و میخواهد خود را برای رسیدن به آن معانی عقلیه آماده بکند قطعاً باید آن تعلقات مادی، تعلقات شهوانی، تعلقات بهیمیت و تعلقات حیوانیت که آنها را از رسیدن به آن صور علمیه محروم میکند حذف کند.
علت عدم ادراکات کلیه توسط حیوانات
ذکر بعضی از مصادیق برای تجرد بیشتر و کمتر نفس
شما اگر در حیوان نظر کنید میبینید که ادراکات حیوان ادراکات جزئی است و نمیتواند ادراکات کلیه داشته باشد. چرا؟! چون در عالم حیوانیت و عالم بهیمیت گرفتار است. در اینجا یک قیاس برای انسان حاصل میشود به عبارت دیگر در اینجا برای ما یک تناسب رسم میشود. به هر مقدار که تعلقات ما نسبت به امور دنیا و نسبت به آنچه که موجب بُعد است کم بشود، تجرد نفس و حرکت او بهسمت تجرد جوهری خود قویتر خواهد شد. تجرد بیشتر موجب جلب معانی کلیتر و ادراک حقایق هستی بیشتر خواهد شد و هرچه از تجرد او کمتر بشود و نسبت به عالم حیوانیت نزدیکتر بشود و تعلق او به دنیا بیشتر بشود و گرفتاری او به مسائل دنیا مثل ریاستها، تعلق ظاهری به مالومنال، شهوت، غضب، أنانیت، خودیّت، خودمحور بودن برای خود دیدن، دیگران را درنظر نداشتن، شخصیت طلبی، فرعونیت بیشتر بشود آن ثقل و کثافت نفسی و روحی و ثقل نفسی و روحی او بیشتر [شده و] اتصال او به خیال منفصل، منتها نه خیال منفصل روحانی بلکه خیال منفصل شیطانی که عبارت از جنود شیطان است بیشتر خواهد شد و وقتی که اتصال او به خیال منفصل شیطانی بیشتر شد، صوری که در نفس او منتقش خواهد شد صور شیطانی خواهد شد و افکار او به تبع آن صور شیطانی خواهد شد. صورت اول، صورت جلب منافع شخصی خواهد شد. بهدنبال این صورت راههای رسیدن به این منافع شخصی و هواهای نفسانی و مطامع حیوانی مهیا خواهد شد. تمام اینها یعنی این دو قطب و این دو نحوۀ از وجود در آنطرف به شکل نورانیت و رحمانیت وجود دارد و در اینطرف به شکل شیطانیت و هواهای نفس وجود دارد.
