اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

اتحاد نفس با صور ذهنی و عینی

تبیین کیفیت ظهور مراتب وجود در عالم ملکوت و ماده

14٬101
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین کیفیت اتحاد نفس با صور ذهنی و عینی می‌پردازند. بحث با بررسی چگونگی نقش بستن صور در ذهن و تأثیرات روحی آن آغاز می‌شود؛ به‌گونه‌ای که انسان با ادراک هر صورت، کدورت یا نورانیتی را در نفس خود احساس می‌کند. در ادامه، با استناد به آیات قرآن و مبانی فلسفی، مسئله مسخ و چگونگی تنازل روح از مراتب عالی به عالم ماده و مثال مورد تحلیل قرار می‌گیرد. استاد ضمن نقد دیدگاه‌هایی که علم را صرفاً یک کیف نفسانی می‌دانند، بر این نکته تأکید می‌کنند که صور علمی در عین برخورداری از حقیقت وجود، دارای تعینات و ماهیات خاصی هستند که آثار متفاوتی را در نفس ایجاد می‌کنند. این جلسه با بررسی تفاوت مراتب وجودی انسان و سایر موجودات و نحوه اتصال نفس به عوالم بالاتر، به پایان می‌رسد تا زمینه‌ای برای مباحث دقیق‌تر فلسفی در جلسات آتی فراهم شود.

اتحاد نفس با صور ذهنی و عینی

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین کیفیت اتحاد نفس با صور ذهنی و عینی می‌پردازند. بحث با بررسی چگونگی نقش بستن صور در ذهن و تأثیرات روحی آن آغاز می‌شود؛ به‌گونه‌ای که انسان با ادراک هر صورت، کدورت یا نورانیتی را در نفس خود احساس می‌کند. در ادامه، با استناد به آیات قرآن و مبانی فلسفی، مسئله مسخ و چگونگی تنازل روح از مراتب عالی به عالم ماده و مثال مورد تحلیل قرار می‌گیرد. استاد ضمن نقد دیدگاه‌هایی که علم را صرفاً یک کیف نفسانی می‌دانند، بر این نکته تأکید می‌کنند که صور علمی در عین برخورداری از حقیقت وجود، دارای تعینات و ماهیات خاصی هستند که آثار متفاوتی را در نفس ایجاد می‌کنند. این جلسه با بررسی تفاوت مراتب وجودی انسان و سایر موجودات و نحوه اتصال نفس به عوالم بالاتر، به پایان می‌رسد تا زمینه‌ای برای مباحث دقیق‌تر فلسفی در جلسات آتی فراهم شود.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

اتحاد نفس با صور ذهنی و عینی

10
  • مراتب اسماء و صفات پروردگار در این عوالم وجود در هر مرتبه به یک کیفیتی ظهور دارند؛ یک مرتبه مرتبۀ مثال و مثال برزخ است که انسان فقط صور می‌بیند و می‌بیند که تمام اشیاء صور هستند. شما وقتی که خواب باشید صورت می‌بینید یا در یک محدودۀ خاص قرار دارید یا در یک محدودۀ وسیع صورت می‌بینید. مسائلی که در آینده اتفاق می‌افتد، شما آن مسائل را قبلاً در خواب می‌بینید. این به‌خاطر این است که نفس ما در عالم خواب به این مرتبۀ مثال متصل شده است. به ما کاری ندارد عالم مثال برای خودش هست و چرخش و گردش خودش را دارد چه من باشم یا نباشم. اگر من به مثال متصل شوم از مسائل مثال اطلاع پیدا می‌کنم و اگر متصل نشوم اطلاع هم پیدا نمی‌کنم، مثل خیلی از افراد که اطلاع ندارند ولی خیلی‌ها هم اطلاع دارند. همین‌طور هَلُمَّ جَرّا نسبت به سایر عوالم هم مطلب از همین باب است. اطلاع بر عالم ملکوت پیدا بکنند از علل و اسباب عالم مثال و عالم دنیا باخبر می‌شوند. اگر آن‌طور نباشد، نباشد.

  • معنای آیۀ ﴿وَكَذَٰلِكَ نُرِي إِبرَٰهِيمَ مَلَكُوتَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلأَرضِ﴾

  • ﴿وَكَذَٰلِكَ نُرِيٓ إِبۡرَٰهِيمَ مَلَكُوتَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ وَلِيَكُونَ مِنَ ٱلۡمُوقِنِينَ﴾؛1 ما به حضرت ابراهیم علیه‌السّلام آن جنبۀ علّی و اسباب عوالم مثال و مادون او را که عالم دنیاست نشان دادیم. ﴿مَلَكُوتَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾؛ یعنی چطور یک مشیت و تقدیر الهی حرکت می‌کند و سلسله‌ای را می‌پیماید تا در این عالم اتفاق بیفتد، ما این را به حضرت ابراهیم نشان دادیم. به حضرت ابراهیم نشان دادیم که ماه از خودش اختیاری ندارد، شمس از خودش اختیاری ندارد بلکه اینها بندگان مطیع پروردگار هستند که به‌دنبال برنامه و در تحت اطاعت او دائماً در حال چرخش و گردش هستند. ما این مسئله را به او نشان دادیم. این را نشان دادیم که الآن که شمس دارد می‌تابد براساس یک حرکت غیراختیاری نیست! شمس که دارد می‌تابد اراده دارد و می‌داند که دارد چه‌کار می‌کند و می‌داند که دارد می‌تابد و یک آثاری از خودش به‌وجود می‌آ‌ورد و دارد بروز پیدا می‌کند. حالا چه وقتی این شمس و این قمر به این ‌نحو درمی‌آید و چه وقتی این مسئله برای انسان روشن می‌شود؟ اینکه انسان همان حالتی را پیدا کند که امیرالمؤمنین علیه‌السّلام آن حالت را پیدا کرد که اشاره به شمس می‌کند و شمس را در تسخیر خودش برمی‌گرداند. امیرالمؤمنین که شمس را برگرداند، نه به این معنا که اختیار و اراده را از او گرفت و او را در تسخیر خودش درآورده بود. بلکه امیرالمؤمنین به شمس گفت که بیا اینجا و او آمد.2یعنی شمس در مقام اطاعت، اطاعت امیرالمؤمنین را کرد نه‌اینکه بی‌اختیار و بدون اراده آمد، مثل اینکه من این را از اینجا بردارم و بیاورم اینجا بگذارم و بیندازم. نه! امیرالمؤمنین به این [شمس] می‌گوید که تو از اینجا بلند شو و در اینجا بیا و این از آنجا بلند می‌شود و با اراده و اختیار در اینجا می‌آید.

    1. . سوره انعام (6) آیه 75.
      ترجمه: «و این چنین ما به ابراهیم ملکوت و باطن آسمان‌ها و زمین را ارائه دادیم (تا یکتایی پروردگارش را دریابد) و تا به مقام اهل یقین رسد.» (محقق)
    2. . الإرشاد، ج 1، ص 346.
/ 260