اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

اتحاد نفس با صور ذهنی و عینی

تبیین کیفیت ظهور مراتب وجود در عالم ملکوت و ماده

14٬101
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین کیفیت اتحاد نفس با صور ذهنی و عینی می‌پردازند. بحث با بررسی چگونگی نقش بستن صور در ذهن و تأثیرات روحی آن آغاز می‌شود؛ به‌گونه‌ای که انسان با ادراک هر صورت، کدورت یا نورانیتی را در نفس خود احساس می‌کند. در ادامه، با استناد به آیات قرآن و مبانی فلسفی، مسئله مسخ و چگونگی تنازل روح از مراتب عالی به عالم ماده و مثال مورد تحلیل قرار می‌گیرد. استاد ضمن نقد دیدگاه‌هایی که علم را صرفاً یک کیف نفسانی می‌دانند، بر این نکته تأکید می‌کنند که صور علمی در عین برخورداری از حقیقت وجود، دارای تعینات و ماهیات خاصی هستند که آثار متفاوتی را در نفس ایجاد می‌کنند. این جلسه با بررسی تفاوت مراتب وجودی انسان و سایر موجودات و نحوه اتصال نفس به عوالم بالاتر، به پایان می‌رسد تا زمینه‌ای برای مباحث دقیق‌تر فلسفی در جلسات آتی فراهم شود.

اتحاد نفس با صور ذهنی و عینی

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین کیفیت اتحاد نفس با صور ذهنی و عینی می‌پردازند. بحث با بررسی چگونگی نقش بستن صور در ذهن و تأثیرات روحی آن آغاز می‌شود؛ به‌گونه‌ای که انسان با ادراک هر صورت، کدورت یا نورانیتی را در نفس خود احساس می‌کند. در ادامه، با استناد به آیات قرآن و مبانی فلسفی، مسئله مسخ و چگونگی تنازل روح از مراتب عالی به عالم ماده و مثال مورد تحلیل قرار می‌گیرد. استاد ضمن نقد دیدگاه‌هایی که علم را صرفاً یک کیف نفسانی می‌دانند، بر این نکته تأکید می‌کنند که صور علمی در عین برخورداری از حقیقت وجود، دارای تعینات و ماهیات خاصی هستند که آثار متفاوتی را در نفس ایجاد می‌کنند. این جلسه با بررسی تفاوت مراتب وجودی انسان و سایر موجودات و نحوه اتصال نفس به عوالم بالاتر، به پایان می‌رسد تا زمینه‌ای برای مباحث دقیق‌تر فلسفی در جلسات آتی فراهم شود.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

اتحاد نفس با صور ذهنی و عینی

12
  • تعریف صورت ماهوی یک شیء

  • صورت ماهوی یک شیء عبارت از همان تفاوت و مابه‌الاِمتیازی است که آن مابه‌الاِمتیاز مراتب نازلۀ آن حقیقة الشیء را تشکیل می‌دهد. این صورت نوعیه می‌شود و در اینجا بحثی نیست. حالا سراغ علم می‌آییم؛ در علم که مثل مرحوم آخوند و امثاله می‌گویند: وجود است، نفس آن صورت مستقله و نفس آن صورتی که ما او را ادراک می‌کنیم، همان‌طوری‌که گفتیم در این بحثی نیست که داخل در تحت مقولۀ خارجی خودش است. یعنی وقتی که شما غنم را در ذهن می‌آورید، به‌جای غنم درخت چنار در ذهن نمی‌آید بلکه همان غنم در ذهن می‌آید یا وقتی که یک درخت سرو را در ذهن می‌آورید به‌جای درخت سرو سجّاد و فرش در ذهن نمی‌آید بلکه درخت [در ذهن] می‌آید. آن صورت مستقله در تحت همان مقولۀ خودش هست و در این مسئله بحثی نیست. صحبت در این است که چرا یک صورتی مکدر است و چرا یک صورتی منور است؟ چرا یک صورتی برای انسان نور می‌آورد و یک صورت دیگری برای انسان کدورت می‌آورد؟ تصور یک صورت اشک را از چشمان انسان جاری می‌کند و تصور صورت دیگر حالت ظلمت بر نفس می‌آورد غلبه می‌کند؟ اگر خود آن صورت دارای تعین وجودی نباشد پس چطور در یک جا نور می‌آورد و در یک جا ظلمت می‌آورد؟ این ظلمت و این نور از کجا آمده است؟ اگر یک وجود بدون تعین و حقیقت ماهوی باشد پس چرا این صورت در یک جا نور می‌آورد و در یک جا ظلمت می‌آورد؟! چرا بعضی از این صور برای انسان خوشی می‌آورد و بعضی از این صور برای انسان تأسف و ناراحتی می‌آورد؟! چرا بعضی از این صور برای انسان روحانیت می‌آورد و بعضی از این صور انسان را در قبض فرو می‌برد؟! این تمایز از کجاست؟! شما که معتقد هستید بر اینکه حقیقت علم عبارت از حقیقت وجود است و وجود هم که تعین ندارد و آب دریا همه‌اش یکی است چه آب دریا را از کنار ساحل برداری چه آب دریا را از اعماق دویست فرسخی برداری، هردوی اینها دارای یک املاح و یک مسئله است، اگر این‌طور باشد بنابراین چرا این‌طرف آب دریا [انسان را] خوب می‌کند و آن‌طرف آب دریا می‌کشد؟ چرا این‌طرف آب دریا انسان را سیراب می‌کند اما آن آب دریایی که از وسط برداشتید انسان را بیشتر تشنه می‌کند؟! اینکه نباید این‌طور باشد‌! پس این اختلاف از کجا آمده است؟! پس معلوم است که این‌طور نیست که فقط از آب دریا باشد بلکه مسائل دیگری هم هست. گرچه حقیقت این صور علمی حقیقت وجود است ولی مگر وجودات در عالم دارای ماهیت نیستند؟! چه فرقی می‌کند بین وجوداتی که در عالم ـ البته از اینجا می‌خواهیم به آن مطلب آقای ... برسیم منتها چون دیگر فرصت نیست، این مطلب را برای جلسۀ بعد می‌گذاریم ـ دارای صور مختلف هستند، همۀ اینها از مقام وجود سرچشمه می‌گیرند ولی در خارج دارای وجودات مختلف هستند اما همین‌که صبحت و مسئله به علم می‌رسد، تمام تعینات و حدود و تشخصات را کنار می‌اندازید و می‌گویید که علم از مقولۀ وجود است؟! مگر بقیۀ اشیا خارجی از مقولۀ وجود نیستند؟! مگر تا وجود تشخص پیدا نکند، می‌شود به او اشاره کنید؟!

/ 260