اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اتحاد نفس با صور ذهنی و عینی

تبیین کیفیت ظهور مراتب وجود در عالم ملکوت و ماده

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین کیفیت اتحاد نفس با صور ذهنی و عینی می‌پردازند. بحث با بررسی چگونگی نقش بستن صور در ذهن و تأثیرات روحی آن آغاز می‌شود؛ به‌گونه‌ای که انسان با ادراک هر صورت، کدورت یا نورانیتی را در نفس خود احساس می‌کند. در ادامه، با استناد به آیات قرآن و مبانی فلسفی، مسئله مسخ و چگونگی تنازل روح از مراتب عالی به عالم ماده و مثال مورد تحلیل قرار می‌گیرد. استاد ضمن نقد دیدگاه‌هایی که علم را صرفاً یک کیف نفسانی می‌دانند، بر این نکته تأکید می‌کنند که صور علمی در عین برخورداری از حقیقت وجود، دارای تعینات و ماهیات خاصی هستند که آثار متفاوتی را در نفس ایجاد می‌کنند. این جلسه با بررسی تفاوت مراتب وجودی انسان و سایر موجودات و نحوه اتصال نفس به عوالم بالاتر، به پایان می‌رسد تا زمینه‌ای برای مباحث دقیق‌تر فلسفی در جلسات آتی فراهم شود.

اتحاد نفس با صور ذهنی و عینی

2
  • یک وقتی ما با مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ داشتیم در طهران به یک جایی می‌رفتیم. در راه با یکی از آقایان برخورد کردیم؛ از آقایان معروف طهران و از ائمۀ جماعات طهران بود. ظاهراً بعد از انقلاب بود منتها همان سال اول و دوم بود یا سال اول بود که ایشان هنوز به مشهد مشرف نشده بودند. خلاصه با یکی از این آقایان برخورد کردیم که هر سال مکه می‌رفت و به‌عنوان روحانی کاروان هم می‌رفت. البته در جلوی ما اظهار می‌کرد که بله، می‌آیند از ما درخواست می‌کنند و ما ناچاریم قبول کنیم و باید بپذیریم چاره‌ای نداریم و خواست مؤمنین است. ما هم می‌دانستیم پدرسوخته کلک می‌زند اما ما هیچ چیزی نگفتیم! خیلی هم مرد معنونی بود و شصت هفتاد سال سن داشت. بعد شروع کرد که بله، إن‌شاءالله می‌خواهیم حج برویم و آنجا دعاگو هستیم. بله، ما خیلی خسته می‌شویم آقا اما ناچاریم که آنجا برویم و یک استراحتی بکنیم. حالا نمی‌داند دو دقیقۀ قبلش گفت که مؤمنین به زور از ما درخواست می‌کنند که آنجا برویم!! شما الحمدلله خیلی با مردم سروکار ندارید و خسته نمی‌شوید! آقا پدر بابایمان دارد درمی‌آید، در مسجد و خانه [با افراد ارتباط دارد]. ما تو را می‌شناسیم شب تا صبح فیلم تماشا می‌کنی! علیٰ‌کلّ‌حال بعد یک‌خرده گذشت و گفت که گرچه در آنجا هم مشغول هستیم اما نمی‌گذارند راحت باشیم! رفتیم آمدیم آقا گفتند که این چندتا تناقض در حرفش هست؟! پنج دقیقه حرف زد ده‌تا تناقض در حرف‌هایش بود!!

  • ﴿وَلَتَعۡرِفَنَّهُمۡ فِي لَحۡنِ ٱلۡقَوۡلِ﴾یعنی همین. وقتی که طرف بیاید صحبت بکند یک مسیر مستقیم ندارد لذا اعوجاج در کلمات و تعبیراتش پیدا می‌شود اما آدم صادق یک مسیر دارد، همان را می‌گیرد و جلو می‌رود. آدمی هم که خلاف و بر انحراف هست ولی در خلافش هم صادق است، او هم یک مسیر را می‌گیرد و می‌رود و این‌طرف و آن‌طرف را نگاه نمی‌کند اما آدم منافق نه! می‌خواهد جانب‌داری کند و از آن‌طرف بر خلاف میلش حرف بزند و از آن‌طرف ظاهرسازی کند خلاصه حرف‌هایش بالا و پایین است. این یک معنا [از این آیه است].