
ماهیت وجود ذهنی و کیفیت خلاقیت نفس
تحلیل اتحاد صور ذهنی با حقیقت وجود و نقش فاعلیت نفس
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق ماهیت وجود ذهنی و ارتباط آن با نفس میپردازد. بحث با نقد دیدگاههای رایج درباره وجود ذهنی آغاز شده و بر این نکته تأکید میشود که صور ذهنی، اموری اعتباری یا صرفاً اضافه نیستند، بلکه از مقوله وجود بوده و دارای اصالت و واقعیتاند. استاد با تشریح دستگاه ذهن و نحوه احضار صور علمی، نشان میدهد که چگونه نفس در مقام تصویر، دارای نوعی فاعلیت و خلاقیت است که به ماهیات، وجود میبخشد. در ادامه، با بررسی نحوه اتحاد صور ذهنی با حقیقت وجود، تفاوت میان مابهالاشتراک و مابهالاختلاف در ادراکات تبیین میشود. این مباحث مقدمهای است برای ورود به بحث پیچیده کیفیت تبدل وجود جوهری به وجود مادی و اتحاد آنها در مراتب مختلف هستی که در جلسات آتی به تفصیل بررسی خواهد شد.
ماهیت وجود ذهنی و کیفیت خلاقیت نفس
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق ماهیت وجود ذهنی و ارتباط آن با نفس میپردازد. بحث با نقد دیدگاههای رایج درباره وجود ذهنی آغاز شده و بر این نکته تأکید میشود که صور ذهنی، اموری اعتباری یا صرفاً اضافه نیستند، بلکه از مقوله وجود بوده و دارای اصالت و واقعیتاند. استاد با تشریح دستگاه ذهن و نحوه احضار صور علمی، نشان میدهد که چگونه نفس در مقام تصویر، دارای نوعی فاعلیت و خلاقیت است که به ماهیات، وجود میبخشد. در ادامه، با بررسی نحوه اتحاد صور ذهنی با حقیقت وجود، تفاوت میان مابهالاشتراک و مابهالاختلاف در ادراکات تبیین میشود. این مباحث مقدمهای است برای ورود به بحث پیچیده کیفیت تبدل وجود جوهری به وجود مادی و اتحاد آنها در مراتب مختلف هستی که در جلسات آتی به تفصیل بررسی خواهد شد.
ماهیت وجود ذهنی و کیفیت خلاقیت نفس
7از شما سؤال میکنند که آقا با فلان شخص که بودید، در فلان قضیه چه مطلبی بین شما و ایشان ردوبدل شد؟ شما میگویید: الآن یادم نیست. میگویند: آقا فکر کن یادت بیاید. فکر میکنید فکر میکنید فکر میکنید و یکدفعه میگویید: حالا یادم آمد. اینکه میگویید: حالا یادم آمد یعنی چه؟! یعنی نفس دارد با آن صورت ذهنی تعلق علمی ایجاد میکند! تا حالا یادتان نبود و اصلاً هم خبر نداشتید و نَسیاً مَنسیاً بوده است و شاید اگر این شخص یادآوری نمیکرد، دوباره تا پایان عمر به یاد شما نمیآمد! این یادآوری مجدد، آن تعلق نفس را به آن صورت علمی ایجاد میکند. خب آیا ما غیر از حضور آن صورت علمی در خود، چیز دیگری را هم احساس میکنیم که اسمش را وجود بگذاریم؟! فقط یک مسئله است و آن عبارت از همان خود صورت است. الآن وجود و حضور آن صورت علمی برای نفس حاصل شده است و این اتصاف نفس میشود، این اتصاف نفس به او و حضور او پیش نفس میشود اما دو اعتبار دارد. همانطوریکه وقتی در اشیاء خارجی طبایع نوعیه صورت خارجی پیدا کنند و صورت مشخص خارجی پیدا کنند و به صورت زید، غنم، شجر و امثالذلک دربیایند، دو اعتبار به اینها میدهیم؛ اعتبار اول، اعتبار ماهیت است که میبینیم این وجود با این وجود فرق میکند و میگوییم: این ماهیت با این ماهیت متفاوت است، این ماهیت آهن است و این ماهیت چوب است خب چوب چه ربطی به آهن دارد؟! این ماهیت لحم است و آن ماهیت سنگ است، این ماهیت ماهیت مائیه است و این ماهیت ماهیت حجریه است. این اختلافات را که میبینیم، اسامی متعددهای بر وزان اختلاف بر اینها قرار میدهیم که اسم آن اسامی ماهیت است؛ هذا ماءٌ، هذا حجرٌ، هذا شجرٌ و امثالذلک، این بنا بر آن اختلاف است. بعد مینشینیم و فکر میکنیم میبینیم آیا نفس اختلاف همین اختلافی که اسم گذاشتیم چه ریشهای دارد؟! چرا الآن این دو باهم مختلف هستند؟! چرا؟! چون هردو وجود دارند، اگر وجود نداشتند که باهم اختلاف نداشتند! اگر وجود نداشتند که شما اسم این را انسان و اسم آن را حجر نمیگذاشتید! پس معلوم است هردو وجود دارند.
