
ماهیت وجود ذهنی و کیفیت خلاقیت نفس
تحلیل اتحاد صور ذهنی با حقیقت وجود و نقش فاعلیت نفس
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق ماهیت وجود ذهنی و ارتباط آن با نفس میپردازد. بحث با نقد دیدگاههای رایج درباره وجود ذهنی آغاز شده و بر این نکته تأکید میشود که صور ذهنی، اموری اعتباری یا صرفاً اضافه نیستند، بلکه از مقوله وجود بوده و دارای اصالت و واقعیتاند. استاد با تشریح دستگاه ذهن و نحوه احضار صور علمی، نشان میدهد که چگونه نفس در مقام تصویر، دارای نوعی فاعلیت و خلاقیت است که به ماهیات، وجود میبخشد. در ادامه، با بررسی نحوه اتحاد صور ذهنی با حقیقت وجود، تفاوت میان مابهالاشتراک و مابهالاختلاف در ادراکات تبیین میشود. این مباحث مقدمهای است برای ورود به بحث پیچیده کیفیت تبدل وجود جوهری به وجود مادی و اتحاد آنها در مراتب مختلف هستی که در جلسات آتی به تفصیل بررسی خواهد شد.
ماهیت وجود ذهنی و کیفیت خلاقیت نفس
2انحاء وجود ذهنی
اگر شخصی در اینجا بگوید که ما در اینجا دو نحوۀ وجود داریم همانطوریکه بعضیها به این مسئله معتقد هستند که در وجود ذهنی دو نحوۀ وجود است؛ یک نحوه عبارت از همان نفس ماهیتِ حاضرۀ در ذهن است که الآن همۀ ما با مراجعه به ذهنمان میتوانیم این مطلب را ادراک کنیم. این صوری که الآن در ذهن داریم؛ صور قبیحه و صور غیر قبیحه، صور سیئه و صور حسنه، صور مجرده یا غیر مجرده و ـ همۀ صور مجرده هستند اما منظور من از مجرده، صور مجردۀ از ماده است یعنی بدون توجه به مادۀ خارجی ـ صور ملائکه، آن حقیقتی را که الآن از ملائکه ادراک میکنیم، بالأخره هر کسی یک حقیقتی را ادراک میکند حالا حتما لازم نیست که ملائکه را به شکل پرنده ادراک کنیم. نه، در اینکه مَلَکی به نام جبرائیل وجود دارد و این حقیقت موجب فیضان علم بر قلوب مستعدۀ از انبیاء و اولیاء و حتی سایر افراد است، به این حقیقت جبرائیل میگویند. یا ملک و آن قوه و آن موجودی که بهواسطۀ احاطۀ بر نفس و مُلک موجب انسلاخ مُلک از ملکوت خودش که نفس است بشود، اسم این قوه را جناب عزرائیل میگویند. خب این را ادراک میکنیم، همه هم ادراک میکنند حتی آن پیرزن که سوادی ندارد هم ادراک میکند. خب حالا بعضیها مانند اطفال او را به شکل انیاب اغوال ادراک میکنند و بعضیها که بزرگ هستند و از این مرتبه گذشتهاند صرفاً یک ادراکی بر این مسئله دارند. علیٰکلّحال بین این موجودات امتیاز قائل میشویم؛ بین جناب جبرائیل که یک صور عقلانی است و عزرائیل امتیاز قائل میشویم و بین صور قبیحه و حسنه امتیاز قائل میشویم. این حقیقتی که ما آن را در نفس خود مییابیم عبارت از وجودی است که این وجود همان نفسِ حضور این صور در ذهن و نفس است. همین حضور آنها که حضور آنها با خود آنها نمیتواند اختلاف داشته باشد. حضور آنها نحوهای از وجود باشد و خود آنها نحوۀ دیگری از وجود باشند!
