
ماهیت وجود ذهنی و کیفیت خلاقیت نفس
تحلیل اتحاد صور ذهنی با حقیقت وجود و نقش فاعلیت نفس
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق ماهیت وجود ذهنی و ارتباط آن با نفس میپردازد. بحث با نقد دیدگاههای رایج درباره وجود ذهنی آغاز شده و بر این نکته تأکید میشود که صور ذهنی، اموری اعتباری یا صرفاً اضافه نیستند، بلکه از مقوله وجود بوده و دارای اصالت و واقعیتاند. استاد با تشریح دستگاه ذهن و نحوه احضار صور علمی، نشان میدهد که چگونه نفس در مقام تصویر، دارای نوعی فاعلیت و خلاقیت است که به ماهیات، وجود میبخشد. در ادامه، با بررسی نحوه اتحاد صور ذهنی با حقیقت وجود، تفاوت میان مابهالاشتراک و مابهالاختلاف در ادراکات تبیین میشود. این مباحث مقدمهای است برای ورود به بحث پیچیده کیفیت تبدل وجود جوهری به وجود مادی و اتحاد آنها در مراتب مختلف هستی که در جلسات آتی به تفصیل بررسی خواهد شد.
ماهیت وجود ذهنی و کیفیت خلاقیت نفس
1درس سیصد و هشتاد و یکم
بحث در تحقق وجود ذهنی در نفس و کیفیت خلاقیت نفس (1)
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
مفهومه من أعرف الأشیاء *** و کنهه فی غایة الخفاء1 بحث راجع به اتحاد وجود ذهنی با نفس و برگشتش به یکی از مسائلی که در آنجا مطرح میشود ارتباط وجود مجرد با وجود مادی و وجود طبعی است و به عبارت دیگر وجود ملکوتی با وجود ناسوتی، بنا بر اصطلاح متفاوت در السنۀ اهل شرع و اهل عرفان و اهل حکمت است.
تعریف وجود ذهنی بر مبنای مرحوم آخوند
در جلسۀ گذشته عرض شد که بنا بر مبنای مرحوم آخوند و بسیاری از حکمای دیگر مسئلۀ وجود ذهنی به اشکال برمیخورد. بنا بر مبنای مرحوم آخوند که معتقد هستند که وجود ذهنی عبارت از نفس الوجود بدون تعین و بدون تقید و بدون ماهیت است. عرض شد که این مسئله با استقلالی که در نفس تصورات ذهنی از وجود داریم متفاوت است بهجهت اینکه استقلال در تصور اقتضاء میکند که تمام وجودات ذهنی ما از مقولۀ همان ماهیت خارجی خودشان باشند با این اختلاف که وجود در اینجا تفاوت پیدا میکند اما خود آن ماهیت بِقوَّتِه و بِحیازِه باقی است. بنابراین ماهیت جوهر در وجود ذهنی متبدل به عرض نمیشود و ماهیت عرض متبدل به جوهر نمیشود و هرکدام از اعراض بحِذاء و قوت خود در وجود استقلالی ذهنی کَما یَشهَدُ بِه الوُجدانِ و الشُّهود باقی هستند.
امتناع عقلی انفکاک صور ذهنی و وجود عارضی بر آنها
الآن این مسئله را کاملاً ادراک میکنیم که تصورات ذهنی ما از نقطهنظر ماهوی متفاوت است. تصور امور خیر داریم، تصور امور شر داریم، تصور جواهر داریم، تصور اعراض داریم، تصور صور مجردۀ ملکوتیه داریم و تصور صور مادۀ کثیفه داریم، این از نقطهنظر نفسِ استقلالِ صور ذهنی و استقلال در وجود ذهنی است. با توجه به این مسئله که گفتیم: یک نوع اتحاد و عینیتی بین آن صور ذهنی و آن حقیقت وجودشان حاکم است بهطوریکه آن وجود ذهنی نیست مگر صور ذهنی و آن صور ذهنی نیست مگر وجود ذهنی، با توجه به این مسئله چطور میشود در اینجا بین آن صور و وجودی که بر آن صور عارض شده است انفکاک [باشد]؟! این عقلاً ممتنع است.
- . شرح المنظومة، حسن زاده آملی، ج 2، ص 59.
