
ماهیت و اعتبار در فلسفه اسلامی
تبیین تفاوت میان امور اعتباری و حقایق وجودی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق مفهوم ماهیت و جایگاه آن در نظام هستی میپردازند. بحث با تحلیل ماهیت به عنوان یک امر اعتباری آغاز شده و با واکاوی نحوه ایجاد علقههای اعتباری همچون زوجیت و ملکیت ادامه مییابد. استاد با تفکیک میان عالم اعتبار و عالم تکوین، به نقد دیدگاههایی میپردازند که ماهیت را امری صرفاً ذهنی یا عدمی میدانند. در ادامه، ایشان با تبیین این نکته که ماهیات در واقع اطوار و تشکلهای وجود هستند، به بررسی رابطه میان وجود و ماهیت پرداخته و بر این حقیقت تأکید میکنند که وجود با حفظ وحدت خود، در قالبهای گوناگون تجلی مییابد. این جلسه با تبیین ضرورت شناخت اندازه و جایگاه وجودی انسان و پرهیز از خلط میان امور اعتباری و حقایق واقعی به پایان میرسد تا مخاطب به درک روشنتری از نسبت میان وجود، ماهیت و اعتبارات عرفی دست یابد.
ماهیت و اعتبار در فلسفه اسلامی
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق مفهوم ماهیت و جایگاه آن در نظام هستی میپردازند. بحث با تحلیل ماهیت به عنوان یک امر اعتباری آغاز شده و با واکاوی نحوه ایجاد علقههای اعتباری همچون زوجیت و ملکیت ادامه مییابد. استاد با تفکیک میان عالم اعتبار و عالم تکوین، به نقد دیدگاههایی میپردازند که ماهیت را امری صرفاً ذهنی یا عدمی میدانند. در ادامه، ایشان با تبیین این نکته که ماهیات در واقع اطوار و تشکلهای وجود هستند، به بررسی رابطه میان وجود و ماهیت پرداخته و بر این حقیقت تأکید میکنند که وجود با حفظ وحدت خود، در قالبهای گوناگون تجلی مییابد. این جلسه با تبیین ضرورت شناخت اندازه و جایگاه وجودی انسان و پرهیز از خلط میان امور اعتباری و حقایق واقعی به پایان میرسد تا مخاطب به درک روشنتری از نسبت میان وجود، ماهیت و اعتبارات عرفی دست یابد.
ماهیت و اعتبار در فلسفه اسلامی
13بنابراین ما باید چه حقیقتی را برای وجود تصور کنیم که آن حقیقتِ وجود بتواند هم خود را با مجرد بسازد، هم خودش را با مثال بسازد، هم با صورت خودش را وفق دهد و هم بتواند خودش را با ماده بسازد، چه واقعیتی در اینجا هست؟! از اینجا به این نکته میرسیم که باید یک واقعیت را برای وجود تصور کنیم و ادراک آن خیلی مشکل است ولی میشود به حقیقت مسئله نزدیک شد، ادراک این مسئله خیلی سخت است! ما باید یک واقعیتی را تصور کنیم که آن واقعیت در نهایت درجۀ از صرافت، تحقق داشته باشد و آنهم عبارت از تجرد است. چون ماده دارای مِیز، حدود، شکل، ماهیت و تعین است. ماده این است که الآن در دست من هست، اینکه الآن در دست من هست حدودی دارد و این حدود اجازه نمیدهد که ما اسم این را بر این بگذاریم! اسم این آب را بر این بگذاریم. هرکدام حدودی دارند؛ همسایه حد دارد یااینکه برای زمینها حد میگذارند و میگویند: چرا در حدّ ما داخل شدی؟! میگویند: مواظب حدّ خودت باش و حساب خودت را داشته باش یعنی اندازه و مقدار و حساب خودت را داشته باش! احترام خودت را داشته باش!
معنای روایت: «رَحِمَ اللهُ مَن عَرف قَدرَه»
«رَحِمَ اللهُ مَن عَرَفَ قَدرَه»1 امیرالمؤمنین علیهالسّلام میفرماید: خدا پدر آن کسی را بیامرزد که اندازۀ خودش دستش باشد و پایش را از گلیم خودش بیرون نگذارد. اگر بیرون بگذارد آبروریزی بار میآید! اندازهاش دستش باشد که من الآن این مقدار هستم و بیش از این خودم را معرفی نکنم! اگر معرفی کنم فردا کار خرابی میشود. چرا؟ چون بیش از حد خودم آمدم خودم را جلوه دادم، بیش از حد خودم آمدم خودم را بروز و ظهور دادم! آدم عاقل نمیآید بیش از آن اندازه که خودش هست خودش را در مقام بیاورد! آدم رند کسی است که کمتر از آنچه که هست خودش را در مقام بیاورد! آدم رند اینطور است!
- . غرر الحکم، ص ٢٣٣، با قدری اختلاف.
