
ماهیت و اعتبار در فلسفه اسلامی
تبیین تفاوت میان امور اعتباری و حقایق وجودی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق مفهوم ماهیت و جایگاه آن در نظام هستی میپردازند. بحث با تحلیل ماهیت به عنوان یک امر اعتباری آغاز شده و با واکاوی نحوه ایجاد علقههای اعتباری همچون زوجیت و ملکیت ادامه مییابد. استاد با تفکیک میان عالم اعتبار و عالم تکوین، به نقد دیدگاههایی میپردازند که ماهیت را امری صرفاً ذهنی یا عدمی میدانند. در ادامه، ایشان با تبیین این نکته که ماهیات در واقع اطوار و تشکلهای وجود هستند، به بررسی رابطه میان وجود و ماهیت پرداخته و بر این حقیقت تأکید میکنند که وجود با حفظ وحدت خود، در قالبهای گوناگون تجلی مییابد. این جلسه با تبیین ضرورت شناخت اندازه و جایگاه وجودی انسان و پرهیز از خلط میان امور اعتباری و حقایق واقعی به پایان میرسد تا مخاطب به درک روشنتری از نسبت میان وجود، ماهیت و اعتبارات عرفی دست یابد.
ماهیت و اعتبار در فلسفه اسلامی
2نحوۀ رجوع در طلاق رجعی
حقیقت و مقصود از علقۀ زوجیت!
منبابمثال در مسئلۀ طلاق وقتی که زن در عدۀ رجعی است خب یک وقتی مرد میآید با او صحبت میکند و صحبت، صحبت عادی است، خب در اینجا رجوع صدق نمیکند. یک وقتی صحبت به یک نحوی است که مقصود از آن صحبت ایجاد ارتباط است، خب در اینجا رجوع صدق میکند و شارع هم به این مسئله ترتیباثر میدهد یا در مورد زواج وقتی که زن میگوید: زَوَّجتُکَ نَفسی، این دراینصورت چه چیزی را ایجاد میکند؟! یعنی با این زَوَّجتُکَ نَفسی در ذهن خودش، خودش را به این شخص مرتبط میکند و نحوۀ ارتباط هم فقط یک ارتباط دو نفر در یک دفتر و شرکت نیست که پیش همدیگر بنشینند و هرکدام یک وظیفۀ خاصّ به خودشان را انجام بدهند؛ این یک قسمت از کار را انجام بدهد و این خانم هم یک قسمت از کار را انجام میدهد، این نیست. یا ایجاد ارتباط یک ارتباط محرمیت نیست که محرمیت در اینجا انجام شود! مثل محرمیتی که بین پسر و مادر یا بین برادر و خواهر است! این محرمیت هم محرمیت نیست. همینطور منظور از ایجاد ارتباط، عمل نکاح نیست بهجهت اینکه در بسیاری از اینها ممکن است مواردی از این زوجین باشد که عمل نکاح ممتنع باشد؛ فرض کنید اصلاً مرد نتواند مضاجعت داشته باشد و اصلاً امکانش نباشد. خب بالأخره این در عالم اعتبار چه تصوری دارد که میگوید: من خودم را به زنیت تو درآوردم؟! اگر از او سؤال کنند که مقصود از زنیت چیست به ما چه جوابی میدهد؟! میگوید که منظور محرمیت است؟ میگوییم: خب بین برادر و خواهر هم محرمیت است. بگوییم: منظور از این «به زنیت درآوردم» این است که در تحت تکفل تو باشم؟ میگوییم: خب شخص به کلفت و نوکرش هم حقوق میدهد و در تحت تکفل او هستند! مرغ و خروسِ در حیاطش هم در تحت تکفل او هستند! صرف تحت تکلف بودن را که زوجیت نمیگویند! یا اگر بگوید: منظور من نفس عمل نکاح است. میگوییم: خب اینکه اصلاً امکان ندارد!
