
حقیقت وجود و کیفیت ارتباط ماده با مجرد
تبیین وحدت حقیقت وجود در عین کثرت ظهورات عالم
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین حقیقت وجود و چگونگی ارتباط میان عالم ماده و عالم تجرد میپردازند. بحث با بررسی اصالت وجود و بداهت مفهوم هستی آغاز شده و به این پرسش کلیدی میرسد که چگونه حقیقت واحد وجود، در مراتب مختلف از مجردات تا ماده ظهور مییابد. استاد با نقد نگاه عرضی به عالم که تنها به دنبال یافتن حلقهای مفقوده در زمان و مکان است، رویکرد طولی را جایگزین میکنند. در این نگاه، ماده نه موجودی جدا از حقیقت وجود، بلکه اضعف مراتب آن است که در عین حفظ وحدت، به اشکال گوناگون متجلی میشود. در نهایت، با تکیه بر قدرت ولایی در تصرفات تکوینی، این نتیجه حاصل میشود که زمان و تعینات، خود مخلوقِ اراده و ظهور وجود هستند و حقیقتِ هستی همواره در عین کثرتِ ظهورات، بسیط و واحد باقی میماند.
حقیقت وجود و کیفیت ارتباط ماده با مجرد
12استاد: بله، اشکال ندارد مسئلهای نیست. یعنی در این قضیه اصلاً نیاز نداریم بحث بکنیم یا نکنیم. بهخاطر اینکه وقتی ما مسئله را عرضی کنار گذاشتیم بنابراین زمان در اینجا کنار رفت. خود زمان مخلوق میشود و صرف الوجود در هر وعائی که خودش را به ماده دربیاورد زمان از همانجا شروع میشود. [منبابمثال] امام رضا علیهالسّلام آمدند با آن مسئلۀ صرف الوجود یک اسدی را در خارج خلق کردند،1 اسدی که اصلاً در خارج وجود نداشته است. کردند یا نکردند؟ کردند. چشمبندی که نبود! یا موسی بن جعفر علیهماالسّلام،2 این اسدی را که موسی بن جعفر و امام رضا خلق کردند چشمبندی که نبود. نعوذ بالله سحر که نبود. یک شیری خلق کرد چهارصد کیلو هم وزنش بود. حالا امام رضا علیهالسّلام که این شیر را خلق کرد با خلق این شیر زمان پیدا شد؛ یک دقیقه گذشت، دو دقیقه گذشت، سه دقیقه گذشت، پنج دقیقه گذشت و ده دقیقه این جناب شیر بود، زد و گرفت و پارهاش کرد و همۀ آن را هم بلعید و بعد خدمت حضرت آمد، گفت که چه امر میفرمایید؟ ترتیب این [مأمون] را هم بدهیم یا نه؟ حضرت فرمودند که نه، یکی بس است فعلاً غذای امروزت [داده] شد. حالا فعلاً این را نگه میداریم. چه شد؟ پس الآن با نفس ارادۀ حضرت، زمان هم خلق میشود. نهاینکه حضرت این را در زمان بهوجود آورد! ببینید اشکال اینجاست که حضرت اسد را در زمان بهوجود نیاورد بلکه حضرت اسد را بهوجود آورد و با بهوجود آمدن اسد زمان هم شروع بهوجود آمدن کرد. بعد دوباره همین اسد را به همان تجرد خودش برمیگرداند.
تلمیذ: شما در واقع میگویید که یک شیء در عین تعین در تجرد محض است؟
استاد: بله.
تلمیذ: حرکت بهسوی تجرد چه میشود؟
استاد: آن حرکت از خودش است.
تلمیذ: خودش که نیست این کیست؟
استاد: خودش است. شما خودتان وجود ندارید؟!
- . عیون أخبار الرّضا علیه السّلام، ج ٢، ص ١٧١؛ عنوان بصری، ج 7، ص 267.
- . الأمالی، شیخ صدوق، ص ١٤٨؛ عنوان بصری، ج 7، ص 267.
