اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین حقیقت وجود و کیفیت تعینات هستی

تحلیل وحدت وجود و نسبت میان ماده و مجرد

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مسئله وجود ذهنی و کیفیت ماهیت آن در وعاء تنوعات وجود می‌پردازند. بحث با بررسی صرافت و بساطت حقیقت وجود آغاز می‌شود و این نکته مورد تأکید قرار می‌گیرد که وجود به ذات خود دارای حد و تعین نیست. در ادامه، با نقد شبهات مخالفان اصالت و وحدت وجود، تفاوت میان «بعضِ انعزالی» و «حصّه‌ای از وجود» تشریح می‌شود. استاد با بهره‌گیری از مثال‌های عرفانی و فلسفی، نشان می‌دهند که چگونه تعینات خارجی، نه به معنای محدودیت ذات حق، بلکه به مثابه ظهورات و نمودهای آن حقیقت واحد هستند. در نهایت، با اثبات اینکه ماده و مجرد در حقیقتِ وجود، یک واحدِ سیال و غیرقابل‌تجزیه محسوب می‌شوند، این نتیجه حاصل می‌گردد که تمام کثرات عالم، جلوه‌هایی از یک حقیقت واحد هستند که در عین کثرت، وحدت خود را حفظ کرده‌اند.

تبیین حقیقت وجود و کیفیت تعینات هستی

1
  • درس سیصد و هشتاد و ششم

  • وجود ذهنی و کیفیت ماهیتش در وعاء تنوعات وجود

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم

  • بحث راجع به وجود ذهنی و کیفیت ماهیتش در وعاء تنوعات وجود به اینجا رسید که حقیقت وجود بذاته دارای صرافت محض است و هیچ نوع تشخص و تعین به ذات خودش ندارد چون نفسِ تعین و تشخص، حد برداشتن وجود است درحالی‌که وجود حدی ندارد.

  • حالا در اینجا مطالب مختلفه‌ای پیش می‌آید؛ یکی از آن متفرعاتش این است که نفس تصور صرف الوجود بودن،‌ خود تصور صرف الوجود بودن اقتضاء می‌کند که مانعی از تعین وجود،‌ وجود نداشته باشد. به عبارت دیگر اگر چنانچه ما قائل بشویم بر اینکه وجود، وجود بسیط و بالصرافه است و هیچ حدی ندارد در خود این تعریف ما قبول حد هم خوابیده است. چرا؟ چون لازمۀ عدم تعین، اجتماع با تعین است. یک وقت ما عدم تعین را به‌عنوان بشرط‌لا اخذ می‌کنیم و صرفیت و صرافت را به‌عنوان بشرط‌لا اخذ می‌کنیم مثل ماء قُراحی که بشرط عدم تغیّر لون و طعم و رائحه باشد خب این همان ماء قراح است. یک وقتی نه، آن حقیقت شیء را لابشرط از حدّیت تصور می‌کنیم؛ یعنی همان معنای سیال بودن که موجب اجتماع او با تقید و با تعین می‌شود. در اینجا خود ماء فی‌حدّنظر مطرح است اما آن بشرط‌لا بودن دیگر در اینجا مطرح نیست.

  • در مسئلۀ وجود هم با توجه به مطالبی که قبلاً گفته شد همین معنا را ما باید ملتزم بشویم؛ مسئلۀ وجود از نقطه‌‌نظر وحدانیت خودش و از نقطه‌نظر اصالت خودش و از نقطه‌نظر اشتراک در حقیقت و در تکوّن خودش اقتضاء می‌کند که تحقق اعیان به همین صرف الوجود باشد پس وقتی که ما به یک شیء نگاه می‌کنیم ...

  • پاسخ شبهۀ مخالفین با مسئلۀ اصالت وجود

  • ببینید شبهه‌ای که مخالفین با مسئلۀ اصالت وجود و وحدت وجود آن شبهه را ذکر می‌کنند الآن دیگر کاملاً به راحتی برطرف می‌شود. وقتی ما می‌گوییم وجود، وجودی است که حد ندارد بنابراین هر تعینی از این وجود که در خارج تکوّن پیدا کند او تعین تمام الوجود نیست زیرا نفس اثبات تعین برای یک تحقق و عین خارجی، او را از تمام الوجود بودن خارج می‌کند؛ همین‌که شما می‌گویید: زید، دیگر نمی‌شود تمام الوجود باشد چون شما به زید اشاره کردید و زید دارای حد و قید است، حد و قیودش مشخص است همین‌که گفتید: زید، پس زید نمی‌شود تمام الوجود باشد. زید عبارت از بعض الوجود است منتها نه بعض الوجودی که منفک از اصل است.