اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین حقیقت وجود و کیفیت تعینات هستی

تحلیل وحدت وجود و نسبت میان ماده و مجرد

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مسئله وجود ذهنی و کیفیت ماهیت آن در وعاء تنوعات وجود می‌پردازند. بحث با بررسی صرافت و بساطت حقیقت وجود آغاز می‌شود و این نکته مورد تأکید قرار می‌گیرد که وجود به ذات خود دارای حد و تعین نیست. در ادامه، با نقد شبهات مخالفان اصالت و وحدت وجود، تفاوت میان «بعضِ انعزالی» و «حصّه‌ای از وجود» تشریح می‌شود. استاد با بهره‌گیری از مثال‌های عرفانی و فلسفی، نشان می‌دهند که چگونه تعینات خارجی، نه به معنای محدودیت ذات حق، بلکه به مثابه ظهورات و نمودهای آن حقیقت واحد هستند. در نهایت، با اثبات اینکه ماده و مجرد در حقیقتِ وجود، یک واحدِ سیال و غیرقابل‌تجزیه محسوب می‌شوند، این نتیجه حاصل می‌گردد که تمام کثرات عالم، جلوه‌هایی از یک حقیقت واحد هستند که در عین کثرت، وحدت خود را حفظ کرده‌اند.

تبیین حقیقت وجود و کیفیت تعینات هستی

2
  • مسئله مانند دانۀ پرتقالی است که شما این ده دوازده‌تا دانه‌ها و قسمت‌ها را یک‌به‌یک جدا کنید و بعد در آخر چیزی از این پرتقال باقی نماند، نیست. وقتی که می‌گوییم: زید، این زید نه تمام الوجود است که بگوییم: زیدٌ هو الوجود و الوجودُ هو زید، و نه زید بعض الوجود است به‌عنوان بعض منعزل! بعضیت به‌عنوان حصّه است نه به‌عنوان منعزل؛ شما وقتی که یک ظرف آبی را وارد حوضی که پر از آب هست می‌کنید، یک وقت ظرف را در عین اینکه داخل حوض کردید از حوض بیرون نمی‌آورید، طبعاً مقداری از این آب داخل کاسه هست، در آنجا می‌توانید بگویید: آب در این کاسه هست و کاسه‌ای که در این آب هست بعضی از حوض است و این بعض، بعض انعزالی نیست بلکه بعضی است که ارتباطی است یک وقت کاسه را داخل در آب می‌کنید و از حوض بیرون می‌آورید و کنار می‌گذارید. الآن می‌گویید که این آب داخل در کاسه هست و این آب بعضی از این حوض است که از این حوض منعزل شده است و این دو مسئله است.

  • بحث ما دربارۀ وجود به آن قسم اول از مثال برمی‌گردد نه به مثال ثانی؛ ما حصّه‌ای از وجود هستیم که در عین حصّه بودن در خود وجود مستغرق هستیم و جدای از وجود نشده‌ایم که این جنبۀ جدائیت ثانی برای وجود را اثبات می‌کند و طبعاً ثنویّت در اینجا لازم می‌آید. ما حصه‌ای هستیم که در عین تبعّضیت درعین‌حال منغمر در اصل الوجود و فی صرافة الوجود! هوایی که الآن در اینجا هست این هوا دارای حصص مختلف است ولی همۀ این حصص باهم ارتباط دارند. یک وقتی شما هوا را می‌گیرید و داخل در پلاستیکی قرار می‌دهید؛ مثلاً یک مقداری از هوای این اتاق وارد پلاستیک می‌شود و در آن را می‌بندید، الآن می‌توانید بگویید که هوای محفظۀ پلاستیک منعزل از هوای اطاق است چون این محدودیت و این قید و این ماهیت آمده این هوا را از هوای اطاق خارج کرده است. می‌توانید این پلاستیک را هم از این اتاق بیرون ببرید. این توپ را می‌توانید از همین هوای اطاق پر کنید و ببندید و بعد این را خارج کنید. این بعضیت انعزالیه می‌شود اما مسئلۀ وجود این‌طور نیست بلکه وجود همان بعض است در عین این‌که بعض است حصّه‌ای از اوست و این حصّه در همان ماهیت غوطه‌ور و منغمر است و جدای از او نمی‌شود به‌طوری‌که نه از او جدا می‌شود و نه تمام اوست!