
تبیین حقیقت وجود و کیفیت تعینات هستی
تحلیل وحدت وجود و نسبت میان ماده و مجرد
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مسئله وجود ذهنی و کیفیت ماهیت آن در وعاء تنوعات وجود میپردازند. بحث با بررسی صرافت و بساطت حقیقت وجود آغاز میشود و این نکته مورد تأکید قرار میگیرد که وجود به ذات خود دارای حد و تعین نیست. در ادامه، با نقد شبهات مخالفان اصالت و وحدت وجود، تفاوت میان «بعضِ انعزالی» و «حصّهای از وجود» تشریح میشود. استاد با بهرهگیری از مثالهای عرفانی و فلسفی، نشان میدهند که چگونه تعینات خارجی، نه به معنای محدودیت ذات حق، بلکه به مثابه ظهورات و نمودهای آن حقیقت واحد هستند. در نهایت، با اثبات اینکه ماده و مجرد در حقیقتِ وجود، یک واحدِ سیال و غیرقابلتجزیه محسوب میشوند، این نتیجه حاصل میگردد که تمام کثرات عالم، جلوههایی از یک حقیقت واحد هستند که در عین کثرت، وحدت خود را حفظ کردهاند.
تبیین حقیقت وجود و کیفیت تعینات هستی
4اینکه ابوسعید دارد: «لیس فی جبّتی إلی الله» کلام ایشان خیلی کلام صحیح و درستی است؛ یک وقت ایشان میگویند که الله فی جبّتی این همان حرف اشتباه است که اگر ایشان بگوید، میشود به ایشان اشکال وارد کرد که خدا را به فی ما جبّتی محدود کند، این کفر و شرک است، این محدودیت لا حد است و محدودیت حقیقت اطلاقی در یک امر مقید و متعین است و این واضحالبطلان است مثل اینکه من آب تمام حوض را در این شیشهای که الآن در اینجا هست محدود کنم و بگویم که آب حوض تماماً در این شیشه هست! این خلاف است و مسئله واضحالبطلان است اما یک وقتی اینطور میگویم که آنچه در این شیشه هست غیر از آب حوض نیست؛ یعنی از جوی برنداشتم، این شیشه را از آب حوض پر کردم. دقت کردید؟! اینجا مطلب و فرمایش جناب عارف بر این است که آنچه در جبۀ من هست غیر از خدا نیست؛ یعنی یک وجودی در حیاز وجود خدا و در کنار وجود خدا نیست که شرک لازم بیاید. آنچه که در جبۀ من هست نشئت گرفتۀ از وجود خداست. اینهم حرف درستی است، کجایش غلط است؟! آنچه که در جبۀ من هست جدای از آن وجود بسیط نیست و اقتضای آن به وجود بالصرافه این است که نهتنها خودش و نهتنها همۀ ظواهر خودش بلکه ما فی جبّتی را هم بگیرد. بسیار خوب اینکه مسئلهای نیست و اشکال به این قضیه وارد نمیشود. ببینید با یک «إلاّ» کفر میشود و ایمان، با یک تغییر، یک حرف یکمرتبه کفر میشود، یکمرتبه ایمان!
کلام امام رضا علیهالسّلام در خصوص جبر و تفویض
اتفاقاً یک روایت هم راجع به قضیۀ جبر و تفویض از امام رضا علیهالسّلام نقل شده که من اصل عبارت را نمیدانم و فراموش کردم اما این روایت قطعاً ـ بهنظرم میرسد ـ در جلد سوم الله شناسی مرحوم آقا آمده است در آنجا با «ما» یا «بما» حالا وجودش یا عدمش قضیه را کفر میکند و قضیه را ایمان میکند. حالا خودتان بروید پیدا کنید بسیار روایت دقیق و خیلی روایت عالی است! خیلی واقعاً روایت پر معنایی است. یک کلمه [یا] یک حرف میآید یکمرتبه مطلب را به این کیفیت تغییر میدهد.
