اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

وحدت حقیقی تعینات در هستی

تبیین نسبت میان کثرت ظهورات و وحدت وجود

14٬167
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مسئله «تعینات» و کیفیت وحدت آن‌ها در نظام هستی می‌پردازند. بحث با این محور آغاز می‌شود که هر تعینی در عالم، اعم از مادی، صوری یا معنوی، جلوه‌ای از حقیقت واحد وجود است و نباید تعین را امری جدا از وجود پنداشت. استاد با نقد دیدگاه‌هایی که برای ذات پروردگار مرتبه‌ای جدا از اسماء و صفات قائل‌اند، بر این نکته تأکید می‌کنند که حقیقت وجود حق در تمامی مراتب و تعینات جاری است. در ادامه، با بهره‌گیری از مثال‌های عرفانی و فلسفی، تفاوت میان «مرتبه» و «حقیقت» تبیین شده و روشن می‌گردد که چگونه کثرتِ ظهورات در عالم خارج، با وحدتِ حقیقتِ وجود منافاتی ندارد. این جلسه با هدف رفع شبهات پیرامون نحوه جمع میان کثرت‌های مشهود و توحید محض، به بررسی دقیق جایگاه اسماء و صفات الهی در نظام آفرینش می‌پردازد.

وحدت حقیقی تعینات در هستی

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مسئله «تعینات» و کیفیت وحدت آن‌ها در نظام هستی می‌پردازند. بحث با این محور آغاز می‌شود که هر تعینی در عالم، اعم از مادی، صوری یا معنوی، جلوه‌ای از حقیقت واحد وجود است و نباید تعین را امری جدا از وجود پنداشت. استاد با نقد دیدگاه‌هایی که برای ذات پروردگار مرتبه‌ای جدا از اسماء و صفات قائل‌اند، بر این نکته تأکید می‌کنند که حقیقت وجود حق در تمامی مراتب و تعینات جاری است. در ادامه، با بهره‌گیری از مثال‌های عرفانی و فلسفی، تفاوت میان «مرتبه» و «حقیقت» تبیین شده و روشن می‌گردد که چگونه کثرتِ ظهورات در عالم خارج، با وحدتِ حقیقتِ وجود منافاتی ندارد. این جلسه با هدف رفع شبهات پیرامون نحوه جمع میان کثرت‌های مشهود و توحید محض، به بررسی دقیق جایگاه اسماء و صفات الهی در نظام آفرینش می‌پردازد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

وحدت حقیقی تعینات در هستی

5
  • چطور می‌شود شما یک عکس انسان را بکشید که هم شامل بی‌دست و هم با دست شود! به من الآن نشان دهید! من تا حالا نفهمیدم! چطوری‌ می‌شود؟! یا هم شامل بدون پا شود هم با پا، مثل کسانی که پایشان را می بُرند! من‌باب‌مثال اینها که پایشان روی مین رفته و یا دچار سیاه‌زخم و قانقاریا1 شده و پایشان را قطع کرده‌اند. انسانی را شما اینجا بکشید که هم پاداشته باشد هم نداشته باشد، فرض این است که هردو انسان هستند [این نمی‌شود]! درحالی‌که همۀ شما‌ می‌گویید: «انسان». همه می‌گوییم: زید انسان است عمرو انسان است بکر انسان است خالد انسان است.

  • من‌باب‌مثال اگر بچۀ شما از شما بخواهد که انسان را برای من بکشید شما چطوری‌ می‌کشید؟! انسانی را که خب یک وقتی جنبۀ اثباتی دارد، نه! بلکه بعد از بیست سال دیگر که آمد و خودش اهل فلسفه شد به شما ایراد نگیرد! بگوید که جناب شما برای من یک انسان کشید ولی خیلی چیزهای انسان در آن نیست و اینجا من نمی‌بینم! انسان خیلی مسائل دارد که من نمی‌بینم و خیلی چیزهای دیگر نباید باشد که من اینجا‌ می‌بینم. این قضیه چیست؟ این طبیعت مهمله می‌شود؛ طبیعتی که در اینکه وجود دارد ما شک نداریم، همۀ الآن این انسانیت را الآن در ذهن داریم اما همین‌که می‌گویند: آقا آن را بکش، نمی‌توانیم بکشیم.‌ می‌گویند: بنویس، نمی‌توانیم بنویسیم. درحالی‌که ادراکش می‌کنیم اگر ادراکش نمی‌کردیم نمی‌گفتیم که انسان آمد. وقتی شخصی از در وارد شد می‌گوییم: انسانی وارد‌ شد. بنابراین اگر کسی دیگر الآن وارد بشود ما دیگر به او نباید انسان بگوییم؟! چون انسانیت در ایشان بود! یااینکه به او هم انسان می‌گوییم؟! چطور شد که دو نفر باهم یکی شدند؟! هم این انسان شد هم آن یکی! درصورتی‌که این دوتا با همدیگر فرق‌ می‌کنند. باید بگوییم که این دوتا باهم یکی‌اند، یکی نیستند خیلی مسئله فرق‌ می‌کند.

    1. . قانقاریا یا سیاه‌مُردِگی یا گانگرِن (به انگلیسی: Gangrene) فساد و عفونتی است که در قسمتی از ماهیچه یا استخوان پیدا شود و آن را سیاه و فاسد کند. (محقق)
/