
تحلیل ماهیت وجود رابط و کیفیت تعقل آن
بررسی تفاوت وجود رابط و وجود رابطی در عالم ذهن و خارج
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق ماهیت وجود رابط و تفاوت آن با وجود رابطی میپردازند. بحث با تفکیک میان وجود فینفسه و وجود فیغیره آغاز شده و به این پرسش اساسی پاسخ میدهد که آیا وجود رابط، حقیقتی خارجی است یا امری اعتباری که تنها در ذهن تحقق مییابد. استاد با بررسی مثالهای زبانی و نحوی، نشان میدهند که چگونه ذهن برای برقراری ارتباط میان مفاهیم، دست به اعتبار میزند و این اعتبار را به عنوان وجود رابط نامگذاری میکند. در ادامه، ضمن نقد دیدگاههایی که وجود رابط را مرتبهای از مراتب تشکیک وجود میدانند، به اشکال تسلسل در ثبوت نسبتها اشاره شده و در نهایت، با استناد به کلام مرحوم آخوند، تفاوت میان اطلاق لفظ وجود بر حقایق خارجی و کاربرد آن در عالم اعتبار و ادوات تبیین میشود تا روشن گردد که وجود رابط در واقع، وجودی ذهنی و ابزاری برای فهم قضایاست.
تحلیل ماهیت وجود رابط و کیفیت تعقل آن
7عدم وجود و تشخص خارجی امور اعتباری
پس امور اعتباری وجود خارجی و تشخص خارجی ندارند و صرفاً به اعتبار معتبر است البته این اعتبار معتبر براساس یکسری از مسائل خارجی است که آن معنا از آن مسائل خارجی انتزاع میشود، در [مورد] آن مسائل خارجی حرفی نیست بالأخره باید یک عقیدهای باشد و آن عقیده در عالم عقیده یک وجود ذهنی دارد. ما قائل به این هستیم، شما هم میگویید که قائل بر این هستیم و شخص ثالث هم میگوید که ما هم قائل به این هستیم پس یک حزب شدهایم. حالا ما قائل به این هستیم کتاب چطور؟! هیچ. روزنامه چطور؟! هیچ. فقط ما قائل به چندتا عقیده هستیم و با همدیگر رفیق شدهایم و داخل در یک حزب هم قرار گرفتهایم فقط چون این عقیده را داریم! جا و وعاء عقیده کجاست؟! فقط وعائش ذهن است، عقیده در جای دیگر که وعائی ندارد. بنابراین این تحزّب که عبارت از یک امر اعتباری است، مستند به یک مشت عقایدی است که وجود آنها وجود ذهنی است نهاینکه وجود آنها وجود خارجی است، درعینحال ما به اینها میگوییم که وجود دارند. این چیست؟ این وجود، وجود در عالم اعتبار است یعنی وجود اعتباری، عبارت از وجود ذهنی است نهاینکه عبارت از وجود خارجی است.
بنابراین ما از اینجا به این نکته میرسیم که در بحث وجود رابط که شما فرمودید: وجود رابط، وجودشان وجود فی غیره است نه وجود فی نفسه، چه تشخص خارجیای وجود دارد که این وجود رابط حکایت از او میکند؟! بصره که سر جایش هست و سِرتُ هم که سر جایش هست، این «مِن» در اینجا از چه حکایت میکند؟! یعنی این «مِن» در اینجا محاکیٰ از چه محاکیٰای است که بهخاطر آن محاکیٰ شما به این «مِن» وجود ابتدائیت بگویید و بهخاطر «إلی» وجود انتهائیت بگویید؟! چه چیزی در آنجا هست؟! هیچ، فقط اعتبار معتبر است بر اینکه سیر را از این نقطه شروع کرده است و به اینجا ختم کرده است، چیز دیگری غیر از این نیست!
