
تحلیل ماهیت وجود رابط و کیفیت تعقل آن
بررسی تفاوت وجود رابط و وجود رابطی در عالم ذهن و خارج
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق ماهیت وجود رابط و تفاوت آن با وجود رابطی میپردازند. بحث با تفکیک میان وجود فینفسه و وجود فیغیره آغاز شده و به این پرسش اساسی پاسخ میدهد که آیا وجود رابط، حقیقتی خارجی است یا امری اعتباری که تنها در ذهن تحقق مییابد. استاد با بررسی مثالهای زبانی و نحوی، نشان میدهند که چگونه ذهن برای برقراری ارتباط میان مفاهیم، دست به اعتبار میزند و این اعتبار را به عنوان وجود رابط نامگذاری میکند. در ادامه، ضمن نقد دیدگاههایی که وجود رابط را مرتبهای از مراتب تشکیک وجود میدانند، به اشکال تسلسل در ثبوت نسبتها اشاره شده و در نهایت، با استناد به کلام مرحوم آخوند، تفاوت میان اطلاق لفظ وجود بر حقایق خارجی و کاربرد آن در عالم اعتبار و ادوات تبیین میشود تا روشن گردد که وجود رابط در واقع، وجودی ذهنی و ابزاری برای فهم قضایاست.
تحلیل ماهیت وجود رابط و کیفیت تعقل آن
8تعریف وجود رابط
بنابراین با توجه به این قضیه روشن میشود که وجود رابط عبارت از وجود ذهنی است، نه وجود خارجی! یعنی ذهن برای رابط وجود میتراشد ولی در خارج وجود رابط وجود ندارد! بصره که وجود رابط نیست، بصره خودش وجود فی نفسه است و تازه رابطی هم نیست! وجود بصره وجود فی نفسه است. وجود سِرتُ وجود فی نفسه است، تمام اینها وجودشان فی نفسه و لِنَفسِه است. این رابطی که در اینجا آمده است، وقتی میگوییم: زیدٌ قائمٌ، آن ارتباط و آن نسب بین قائم و زید که ما به او وجود میگوییم کجاست و چیست؟ فقط در ذهن متکلم و ذهن مخاطب هست اما نه در خارج. در خارج زیدی هست که ایستاده است، این زیدی که ایستاده است خودش یک زید است که عبارت از وجود فی نفسه و لِنَفسِه است و یک حالت قیام است که عبارت از وجود فی نفسه و لِغَیره است. تمام! دیگر چیز دیگری نیست؛ دیگر بین زید و قیامش امر دیگری نیست که ما اسم آن را وجود رابط و وجود نسبت بگذاریم! نسبت همیشه در قضایا هست و نسبت به امر اثباتی برمیگردد و امر اثباتی به اعتبار مثبت است بنابراین وجود رابط در عالم ذهن و در عالم نفس هست نهاینکه در عالم خارج باشد.
اشکال بر اقسام وجود خارجی در نظر برخی از مقررین و محشین
بنابراین اینکه بعضی از مقررین و محشین وجود خارج را به ـ اشتباه نکنیم ها! ـ فی نفسه و لِنَفسِه و وجود رابط تقسیم کردهاند، این مسئله محلّ اشکال و ایراد است. وجود خارج یعنی آنچه که در عالم اعیان تحقق پیدا میکند مگر اینکه منظورشان همان وجود ذهنی باشد گرچه این را مطرح نمیکنند. اگر منظور، عبارت از مرتبۀ ضعیفی از وجود است، هرچه هم ضعیف باشد بالأخره وجود هست یا نه؟! با ضعیف کردن که نمیتوانید آن حقیقت وجود را از آن سلب کنید! ضعیف هم باشد بالأخره موجود است یا نه؟! بالأخره کجای این قضیه است؟! بصره که تکان نخورده است و سِرتُ من هم که سر جایش هست، پس این وجود ابتدائیت «مِن» که سِرتُ با بصره است، در کجای این مسئله گنجانده شده است؟! شما این را بیرون بکشید و به ما نشان بدهید تااینکه ببینیم بالأخره این وجود رابط در این سِرتُ مِنَ البَصرةِ إلی الکوفِةِ چه محلی از اعراب دارد؟!
