اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تحلیل ماهیت وجود رابط و کیفیت تعقل آن

بررسی تفاوت وجود رابط و وجود رابطی در عالم ذهن و خارج

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق ماهیت وجود رابط و تفاوت آن با وجود رابطی می‌پردازند. بحث با تفکیک میان وجود فی‌نفسه و وجود فی‌غیره آغاز شده و به این پرسش اساسی پاسخ می‌دهد که آیا وجود رابط، حقیقتی خارجی است یا امری اعتباری که تنها در ذهن تحقق می‌یابد. استاد با بررسی مثال‌های زبانی و نحوی، نشان می‌دهند که چگونه ذهن برای برقراری ارتباط میان مفاهیم، دست به اعتبار می‌زند و این اعتبار را به عنوان وجود رابط نام‌گذاری می‌کند. در ادامه، ضمن نقد دیدگاه‌هایی که وجود رابط را مرتبه‌ای از مراتب تشکیک وجود می‌دانند، به اشکال تسلسل در ثبوت نسبت‌ها اشاره شده و در نهایت، با استناد به کلام مرحوم آخوند، تفاوت میان اطلاق لفظ وجود بر حقایق خارجی و کاربرد آن در عالم اعتبار و ادوات تبیین می‌شود تا روشن گردد که وجود رابط در واقع، وجودی ذهنی و ابزاری برای فهم قضایاست.

تحلیل ماهیت وجود رابط و کیفیت تعقل آن

1
  • درس سیصد و نودم

  • وجود رابط و کیفیت تعقل در آن (1)

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم1

  • بحث دربارۀ وجود رابط و کیفیت تعقل این وجود بود. در جلسۀ گذشته راجع به تقسیم وجود بین وجود فی نفسِه و فی غَیرِه و خود وجود فی‌نفسه بین فی نفسه لِنفسِه بِغَیره و فی نفسه لِنَفسِه بِنفسِه که همان وجود ذات باری است صحبت شد. راجع به وجود رابط عرض شد که وجود رابط عبارت وجود فی غَیره درمقابل وجود فی نفسه است. حال صحبت در اینجاست که چگونه این وجود فی غَیره را تعقل کنیم و به چه نحو او را ادراک کنیم؟! در وجود فی نفسه شکی نیست که هر وجود فی نفسه یک استقلال خارجی و یک مابازاء خارجی دارد، چه آن وجود فی نفسه وجود جوهر باشد یا وجود اعراض باشد. در وجود جوهر، وجود جوهر وجود فی نفسه و لِنفسِه است ولی وجود عرض که در زیدٌ راکبٌ و زیدٌ قائمٌ از او تعبیر به وجود رابطی می‌کنند یا تعبیر به وجود محمولی می‌کنند عبارت از وجود فی نفسه و لِغَیره است؛ یعنی این وجود استقلالی خودش که ما می‌توانیم او را درمقابل جوهر تصور و تعقل کنیم، و این‌طور نیست که ما نسبت به معنای او گنگ و مبهم باشیم بلکه می‌توانیم توصیفات و اعراضی را که برای یک جوهر و موضوع حاصل می شود، آن اوصاف را به‌عنوان وجود محمولی بر آن موضوع حمل کنیم مانند زیدٌ قائمٌ و زیدٌ جالسٌ و زیدٌ آکلٌ و زیدٌ راکبٌ. زید خودش وجود فی نفسه و لِنفسه دارد اما گرچه وجود آن رکوب و قیام فی نفسه است و می‌تواند به‌عنوان محمول در قضیه مورد توجه قرار بگیرد به‌عنوان وجود رابطی، برای این یک موضوع دیگری اثبات می‌شود و لِغَیره بودن هم معنایش همین است؛ یعنی این وجود فی نفسه استناد به غیر دارد و متکی به غیر است و تا غیر نباشد، این وجود فی نفسه قوام ندارد! بله، خود آن وصف به‌عنوان قیام، قیام دارد، تعقل دارد، رکوب تعقل دارد و حالت أکل تعقل دارد اما این حالت قیام بدون موضوع معنا ندارد. بنابراین در وجود رابطی که همان وجود محمولی است، نیاز به وجود فی نفسه و لِنفسِه است که همان عبارت از وجود موضوع است اما در وجود فی نفسه و لِنفسِه، این قیام به ذات خودش است حالا این قیام به ذات خودش یا متدلّی به غیر است و از جای دیگر افاضه می‌شود و نفس تشخص این وجود ...

    1. . ... خودش چطور بود؟ وقتی حالش ـ ما که این چیزها را نمی‌فهمیم ـ یک‌طورهایی می‌شد یک‌دفعه می‌دید شتر دارد از یک طرف دیگر می‌رود، اصلاً خلاف آن مسیر منزل را می‌رفت! دوباره متنبه می‌شد و شتر را می‌زد و او را برمی‌گرداند و دوباره وقتی که محو جمال یار بود دوباره می‌دید شتر دنبال بچه شتر رفته است! گفت: بابا این‌طور نمی‌شود! پایین آمد و گفت که دنبال بچه‌ات برو، ما هم از این‌طرف می‌رویم که برسیم. گاهی اوقات وسایل دست‌وپاگیر هستند و آدم را نگه می‌دارند، گاهی وقت‌ها نه، خیلی وقت‌ها! وسایل دست‌وپاگیر هستند!