
تحلیل وجود رابط و جایگاه آن در هستیشناسی
بررسی تفاوت وجود ذهنی و خارجی در قضایای منطقی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مفهوم «وجود رابط» و جایگاه آن در نظام هستی میپردازند. بحث با تفکیک میان وجود مطلق و وجود خاص آغاز شده و به بررسی نحوه اطلاق وجود بر موجودات استقلالی و روابط میان آنها میرسد. استاد با نقد دیدگاههای رایج، به این پرسش اساسی پاسخ میدهند که آیا وجود رابط، حقیقتی در عالم خارج است یا صرفاً تحلیلی ذهنی و اعتباری. در ادامه، با استفاده از مثالهای عرفی و منطقی، تفاوت میان مقام ثبوت در خارج و مقام اثبات در ذهن روشن میشود. این مباحث به مخاطب کمک میکند تا دریابد چگونه ذهن انسان با جعل مفاهیم رابط، به قضایای منطقی ساختار میبخشد و چرا اطلاق لفظ وجود بر این روابط، نیازمند دقت در مابهالاِشتراک میان وجودات استقلالی و رابط است. این جلسه با طرح یک چالش فلسفی درباره نحوه اطلاق وجود بر وجود رابط به پایان میرسد.
تحلیل وجود رابط و جایگاه آن در هستیشناسی
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مفهوم «وجود رابط» و جایگاه آن در نظام هستی میپردازند. بحث با تفکیک میان وجود مطلق و وجود خاص آغاز شده و به بررسی نحوه اطلاق وجود بر موجودات استقلالی و روابط میان آنها میرسد. استاد با نقد دیدگاههای رایج، به این پرسش اساسی پاسخ میدهند که آیا وجود رابط، حقیقتی در عالم خارج است یا صرفاً تحلیلی ذهنی و اعتباری. در ادامه، با استفاده از مثالهای عرفی و منطقی، تفاوت میان مقام ثبوت در خارج و مقام اثبات در ذهن روشن میشود. این مباحث به مخاطب کمک میکند تا دریابد چگونه ذهن انسان با جعل مفاهیم رابط، به قضایای منطقی ساختار میبخشد و چرا اطلاق لفظ وجود بر این روابط، نیازمند دقت در مابهالاِشتراک میان وجودات استقلالی و رابط است. این جلسه با طرح یک چالش فلسفی درباره نحوه اطلاق وجود بر وجود رابط به پایان میرسد.
تحلیل وجود رابط و جایگاه آن در هستیشناسی
6بنابراین بدون هیچ ملاکی معتبِر میآید و یک نفر را رئیس میکند. حالا که رئیس شد یک آثاری برای آن مترتب است؛ بقیه باید از آن حرف بشنوند و امرش مطاع است و همۀ کارهایی که در خارج انجام میدهد برایناساس است اما اصل قضیه که ریاست هست، این ریاست چه مسئلۀ خارجیای است؟! چه چیزی به او اضافه کرده است؟! کلاه سر او گذاشته است؟! تاج سر او گذاشته است؟! لباس او را عوض کرده است؟! قیافۀ او تغییر کرده است؟! نه! همینقدر که معتبِر بیاید در وعاء ذهن و در وعاء نفس یک مسئلهای را ایجاد بکند، بر آن اساس به آن جنبۀ خارجی میدهد. اول در عالم ذهن او را رئیس میکند و بعد به بقیه هم ابلاغ میکند که یا أیها الناس او رئیس است و مطاع است و همه باید از او اطاعت کنند! این را عالم اعتبار میگویند. وجود این مسئله اعتباری است؛ یعنی وجودش وجود خارجی نیست و وجود رابط است و مشخص شد که این وجود رابط در خارج تحقق ندارد.
مثالی را که مرحوم آخوند و همینطور بقیه نقل میکنند در قضایای هلیت مرکبه و کان ناقصه است. در قضایایی که جنبۀ هلیت بسیط است مثل زیدٌ موجودٌ یا کان تامه، در این مسائل نفس وجود آن ذات بر ذات حمل میشود که عبارت از وجود فی نفسه و لِنفسه است. اما در قضایایی که به هلیت مرکبه است؛ زیدٌ قائمٌ، در اینجا یک زیدی داریم، خب این زید یک ذاتی دارد و یک قائمی هم هست که این قائم عبارت از این استقامت زید و ایستادن زید است یا فرض کنید زیدٌ جالسٌ این هیئت کذایی، هردو وجود فی نفسه دارند. همینقدر که شما زید را میبینید یعنی وجود فی نفسه دارد همینقدر که شما جلوس زید را میبینید یعنی وجود فی نفسه دارد. همینقدر که شما قیام زید را میبینید، نه خوابیدنش را، این وجود فی نفسه میشود. وقتی که میخوابد هم وجود فی نفسه میشود. تمام خصوصیاتی که ادراک میکنیم وجود فی نفسه هستند یا مثل خود زید لنفسه هستند یا مثل عوارض و صفات زید لغیره هستند اما انتساب قیام به زید که ما در اینجا میگوییم: زید قائم است و قیام را منتسب به زید میکنیم و بهواسطۀ انتساب قیام به زید، غیر زید را از دایرۀ جعل قضیه خارج میکنیم؛ زید قائم است نه عمرو و خالد و بکر، این انتساب قیام به زید آیا باید در ظرف ذهن باشد یا در ظرف خارج باشد؟ این دیگر در ظرف ذهن هست. آنچه که در خارج هست زید و قیام اوست اما اینکه من آمدم قیام را بر زید حمل کردم در ظرف ذهن هست! امکان ندارد در ظرف خارج باشد!
