
تبیین حقیقت وجود رابط و وجود رابطی
تحلیل جایگاه ارتباط در قضایای منطقی و عالم تکوین
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مفهوم «وجود رابط» و «وجود رابطی» در قضایای منطقی میپردازند. بحث با تحلیل قضایای هلیّت مرکبه آغاز میشود و استاد توضیح میدهند که مقصود متکلم در این قضایا، نه اثبات وجود خارجی برای محمول، بلکه ایجاد یک ارتباط میان موضوع و محمول در مقام تکلم است. در ادامه، این بحث به عالم تکوین و نحوه اتکای موجودات به حقتعالی پیوند میخورد و با استفاده از مثالهای ملموس، تفاوت میان وجود مستقل و وجود وابسته (رابطی) روشن میشود. در بخش پایانی، استاد با نقد برخی رویکردهای سطحی در فتاوای فقهی و تقلید، بر ضرورت دقت در انتخاب مرجع تقلید و لزوم احراز صفات واقعیِ «صائن لنفسه» و «حافظ لدینه» تأکید میکنند. این جلسه با هدف اصلاح نگاه مخاطب نسبت به مبانی معرفتی و پیوند آن با عمل دینی ارائه شده است.
تبیین حقیقت وجود رابط و وجود رابطی
1درس سیصد و نود و پنجم
بحثی پیرامون وجود رابطی (2)
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
وَ ما حَکمَ بهِ السَّلفُ الصالحُ مِن أولیاءِ الحِکمةِ أنَّ المَحمولَ بِما هوَ مَحمولٌ لَیسَ وجودُهُ فی نَفسهِ إلاّ وجودُهُ لِمَوضوعهِ لَیسوا عَنوا بِذلکَ أنَّ وجودَهُ فی نَفسهِ هوَ بِعَینهِ وجودهُ لِمَوضوعِهِ کَما فی الأعراضِ و الصّورِ.1
صحبت در جلسۀ قبل به اینجا رسید که براساس مطلبی که راجع به کیفیت تحقق محمولات برای موضوعات در قضیۀ هلیّت مرکبه وجود دارد مرحوم محقق دوانی مسئلۀ عالم تکوین و عالم خلق را بر این اساس حمل کردند.
ایجاد ارتباط مقصود متکلم در قضایای مرکبه
محمول برای موضوع در قضیۀ هلیّت مانند زیدٌ قائمٌ و جالسٌ به صرف ثبوت برای موضوع است نه وجود آن برای موضوع. یک وقتی میگوییم: وجود فی نفسه محمول وجودش وجود موضوع است، در اینجا اعتراف به وجود محمول برای موضوع کردهایم یعنی تحقق آن و وجود خارجی برای موضوع. یک وقتی میگوییم که وجود این محمول برای موضوع است، نه بِعینه وجودش وجود محمول است. در اینجا مقصود از وجود، ثبوت است یعنی قائم را حمل به زید کردیم به این معنا که بین زید و قائم ارتباط برقرار کردیم. این ارتباط دلالت بر وجود محمول نمیکند چون ممکن است محمول وجود خارجی نداشته باشد ولی درعینحال بین موضوع و محمول ارتباط برقرار است مثل قضایای کاذبه که در قضایای کاذبه ارتباط هست گرچه این ارتباط، ارتباط خارج نیست بلکه ارتباط در عالم تکلم و ذهن هست یااینکه ما قضیۀ معدومة المحمول را برای زید ثابت میکنیم و میگوییم: زیدٌ لا قائم؛ ثبوت لا قائم برای زید که در اینجا به معنای معدوله است، نه به معنای یک امر وجودی و نه به معنای یک امر نفی است گرچه از این نفی، ثبوت خلاف قیام ثابت میشود ولی بهطورکلی در اینجا «لا» به معنای نفی است. زید نایستاده است حالا یا نشسته یااینکه خوابیده است، این دیگر در عهدۀ متکلم نیست و فقط همین نایستادن یا عدم قیام را دارد بر او حمل میکند. یعنی در واقع یک مسئلۀ ثبوتی غیر قیام را حالا یا جلوس یا نوم را فرق نمیکند دارد بر زید در اینجا حمل میکند. بنابراین در قضایای مرکبه به وجود محمول کاری نداریم چه محمول موجود باشد یا معدوم باشد. مقصود متکلم در قضایای مرکبه ایجاد ارتباط است که بین زید و محمول ارتباط برقرار کند. حالا این ارتباط در خارج موجود است یا موجود نیست به آن مسئله در اینجا کاری نداریم. بناءًعلیٰهذا اشکالاتی که در آن بحثهای قبلی و صحبتهایی که قبل از این تعطیلات راجع به بحثهای قبل بود دیگر در اینجا نمیآید که تسلسل لازم میآید و برای این ارتباط یک نحوۀ وجود دیگر لازم میآید و احتیاجی به او [هست] نه! فقط همین خود نفس محمول را برای موضوع در اینجا حمل میکنیم.
- . الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 329.
