
تبیین حقیقت وجود رابط و وجود رابطی
تحلیل جایگاه ارتباط در قضایای منطقی و عالم تکوین
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مفهوم «وجود رابط» و «وجود رابطی» در قضایای منطقی میپردازند. بحث با تحلیل قضایای هلیّت مرکبه آغاز میشود و استاد توضیح میدهند که مقصود متکلم در این قضایا، نه اثبات وجود خارجی برای محمول، بلکه ایجاد یک ارتباط میان موضوع و محمول در مقام تکلم است. در ادامه، این بحث به عالم تکوین و نحوه اتکای موجودات به حقتعالی پیوند میخورد و با استفاده از مثالهای ملموس، تفاوت میان وجود مستقل و وجود وابسته (رابطی) روشن میشود. در بخش پایانی، استاد با نقد برخی رویکردهای سطحی در فتاوای فقهی و تقلید، بر ضرورت دقت در انتخاب مرجع تقلید و لزوم احراز صفات واقعیِ «صائن لنفسه» و «حافظ لدینه» تأکید میکنند. این جلسه با هدف اصلاح نگاه مخاطب نسبت به مبانی معرفتی و پیوند آن با عمل دینی ارائه شده است.
تبیین حقیقت وجود رابط و وجود رابطی
7بیان یکی از خصوصیات کلام معصومین و اولیاء علیهمالسّلام
امیرالمؤمنین علیهالسّلام هیچوقت در زندگیاش عوض نشد و دو حرف مخالف نزد! هر حرفی که اول زد موقع شهادتش هم همان حرف را زد. امام حسن علیهالسّلام دو حرف نزدند. امام حسین علیهالسّلام دو حرف نزدند. اولیاء دو نحو صحبت نمیکنند که امروز بنا بر مصالح یکطور حرف بزنیم فردا وقتی مصالح عوض شد یکطور دیگری بگوییم. نه! یک حرف و یک مسئله دارند و چقدر خوب است.
کلام مرحوم علامه طباطبایی راجع به تقلید
یک وقتی نزد مرحوم علامه طباطبایی ـ رضوان الله تعالی علیه ـ بودیم یک شخصی آمد شخص عامی و از عوام بود و یک جوانی بود. من نمیدانم چه کسی او را به اینجا هدایت کرده بود چون آن موقع که منزل علامه تابلو و اعلان مثل سایر آقایان نداشت! دفتر حضرت آیةالله فلان! نه، در [منزل] ایشان حتی بسته هم بود و ما روزهای پنجشنبه و جمعه هر هفته به منزل ایشان میرفتیم، جلسۀ سؤال و جواب بود. افراد میآمدند و سؤالات مختلف فلسفی، عرفانی، روایی و تفسیری [میکردند] و بسیار مجلس مفیدی بود. سالها این قضیه بود و یک روز یک جوانی آمد ـ اتفاقاً در آن روز آقای مکارم و آقای سبحانی هم آمده بودند ـ راجع به تقلید صحبت کرد که ما از چه کسی تقلید کنیم؟! من متحیرم! این قضیه برای خیلی وقت پیش است برای همان زمان شاه است. بعد صحبتی شد و فلان شد و مطالب ردوبدل شد. بعضی از افراد یک مطالبی گفتند که بگردید و چهکار کنید، همین مسائل روزمره دوتا اهل خبره چه کنند و... بعد مرحوم علامه راجع به تقلید یک صحبتی کردند که چه کسی باید مقلَّد باشد و مفتی باید چه شخصی باشد. باید مورد اعتماد باشد. ایشان فرمودند که نمیشود انسان به صرف رسالۀ عملیه از یک شخصی تقلید کند. انسان باید با او حشرونشر داشته باشد و او را در مسائل حلال و حرام معتمد خود ببیند و او را امین بر دین و دنیا [بداند]. عبارت ایشان بود! واقعاً خیلی عجیب بود که چقدر مطالب یک شخص حکیم مطالب پخته و بسیار قابل تأملی هست و سرسری نیست! این شخص فکری کرد و گفت که آقا اینطور که شما بیان میکنید ما باید دو سال بهدنبال یک مرجع بگردیم تا پیدا کنیم.
