
تبیین حقیقت وجود رابط و وجود رابطی
تحلیل جایگاه ارتباط در قضایای منطقی و عالم تکوین
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مفهوم «وجود رابط» و «وجود رابطی» در قضایای منطقی میپردازند. بحث با تحلیل قضایای هلیّت مرکبه آغاز میشود و استاد توضیح میدهند که مقصود متکلم در این قضایا، نه اثبات وجود خارجی برای محمول، بلکه ایجاد یک ارتباط میان موضوع و محمول در مقام تکلم است. در ادامه، این بحث به عالم تکوین و نحوه اتکای موجودات به حقتعالی پیوند میخورد و با استفاده از مثالهای ملموس، تفاوت میان وجود مستقل و وجود وابسته (رابطی) روشن میشود. در بخش پایانی، استاد با نقد برخی رویکردهای سطحی در فتاوای فقهی و تقلید، بر ضرورت دقت در انتخاب مرجع تقلید و لزوم احراز صفات واقعیِ «صائن لنفسه» و «حافظ لدینه» تأکید میکنند. این جلسه با هدف اصلاح نگاه مخاطب نسبت به مبانی معرفتی و پیوند آن با عمل دینی ارائه شده است.
تبیین حقیقت وجود رابط و وجود رابطی
3وجود ربط بین محمول و موضوع فقط در عالم ذهن
گفتیم که ربط بین محمول و موضوع در عالم ذهن هست، نه در عالم خارج! بله، ممکن است زید وجود خارجی داشته باشد و ممکن است محمول فیحدّنفسه وجود خارجی داشته باشد. بالأخره وجود محمول وجود ناعتی، وجود عرض و وجود فی نفسه است منتها فی نفسه و لِغیره، نه فی نفسه و لِنفسه مثل وجود موضوع! اما مقصود متکلم وجود محمول نیست که قائم در خارج هست. یک وقتی میگوییم: القائمُ فی الخارجِ موجودٌ قائم در خارج هست، هزار نفر ایستادهاند. در همین صحن فیضیه الآن ده نفر ایستادهاند. شخص، مورد نظر من نیست که چه شخصی ایستاده است بلکه آنچه که مورد نظر من است وجود محمول است یعنی محمول در خارج وجود دارد. القائمُ موجودٌ فی الخارجِ این مورد نظر است. در اینجا مقصود متکلم تحقق آن وجود محمولی و رابطی در خارج است، به این کاری نداریم.
وظیفۀ متکلم در مقام تکلم
اما یک وقتی ما به زید کار داریم و میخواهیم بین قائم و زید ارتباط برقرار کنیم. حالا آیا قائم در خارج هست یا نیست ما به او کاری نداریم. آیا غیر از این زید افراد دیگری قائم هستند یا نیستند؟ کاری نداریم. یک شخصی ایستاده است نمیدانیم کدام است، میگوییم که زید است که ایستاده است یااینکه نه، بهطورکلی میخواهیم زید را متصف به قیام کنیم یعنی بین قائم و زید ایجاد ارتباط کنیم. اسم آن ایجاد ارتباط، وجود رابط است. این متکلم در مقام این است. متکلم در قضایای مرکبه در مقام ایجاد ارتباط است سواءٌ اینکه بداند این قضیه کاذب است و سواء اینکه اصلاً این قضیه در هلیّت مرکب است. اصلاً قضیه ما قضیۀ سالبه باشد. متکلم میخواهد بین موضوع و محمول ربط ایجاد کند. قضیۀ سالبه، قضیۀ موجبه، قضیۀ کاذبه یا قضیۀ صادقه هرچه میخواهد باشد آنچه که وظیفۀ متکلم در مقام تکلم هست ایجاد ارتباط بین موضوع و محمول است یعنی متکلم میخواهد رابط ایجاد کند. چطور در سِرتُ مِن البَصرةِ إلی الکوفَةِ مقصود متکلم ایجاد وجود رابط است؟ متکلم، بصره را که ایجاد نمیکند! متکلم ماشی را که ایجاد نمیکند! متحرک و ماشی سرجای خودش هست. بصره هم سرجای خودش هست، ایجاد بصره که نمیکنیم پس چهکار انجام میدهیم؟ ایجاد وجود رابط میکنیم یعنی بین بصره و متحرک ربط برقرار میکنیم. این ربط، ربط ابتدایی است و یک ربط هم در انتهای قضیه برقرار میکنیم. بین کوفه و متحرک دوباره یک ربط دیگر برقرار میکنیم سِرتُ مِن البَصرةِ إلی الکوفَةِ پس متکلم دو ربط در اینجا بهوجود آورد؛ ربط اول، ربط بین بصره و متحرک است و ربط ثانی بین متحرک و کوفه است. در ربط اول ایجاد وجود رابطِ ابتدائیت کرد و در ربط ثانی ایجاد وجود رابطِ انتهائیت کرد. فقط متکلم این کار را انجام میدهد نه بیشتر، به چیز دیگر کاری ندارد. به وجود بصره که اصلاً بصره وجود خارجی دارد یا ندارد و متحرک وجود خارجی دارد یا ندارد، او کاری به این ندارد. میگویند که آقا تو بیا این حرف را بزن، حالا خودت معنایش را میفهمی یا نمیفهمی آن دیگر به تو ارتباطی ندارد! مثل آنهایی که از طرف دولت سخنگو هستند، به آنها میگویند که تو بیا این را برای مردم بگو حالا دروغ یا راست آن به تو کاری ندارد، تو حقوق ماهانهات را میگیری و بهدنبال کارت پیش زن و بچهات میروی!! حالا این [برگه] را جلوی او میگذارند و [میگویند که] آقا بیا این را بخوان، دیگری کاری به این ندارند. یا فرض کنید به ائمۀ جماعات [میگویند که] آقا این را باید امروز در [نماز] جمعه بگویید حالا دیگر به بقیۀ آن کاری نداشته باش!! البته اینجا که نه، منظورم همین کشورهای عربی و آنهایی هستند که [مسئولشان] اوقاف هستند! اینجا که نه [اینطور نیست] اینجا هر کسی حرف خودش را میزند! این متکلم هم در مقام بیان کاری ندارد به اینکه این موضوع یا محمول وجود دارد بلکه فقط میخواهد ربط را ایجاد بکند، این وجود رابط میشود.
