
معنای معقولات ثانیه در فلسفه و منطق
تفاوت مفاهیم فلسفی و منطقی در کلام مرحوم آخوند
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق جایگاه و معنای معقولات ثانیه در نظام فلسفی و منطقی میپردازند. بحث با تفکیک میان معقولات بالذات و معقولات بالعرض آغاز میشود و با بررسی نحوه انتزاع مفاهیم از واقعیتهای خارجی و ذهنی ادامه مییابد. ایشان با تکیه بر کلام مرحوم آخوند، مرز میان معقولات ثانویه فلسفی که ریشه در آثار وجود دارند و معقولات منطقی که صرفاً در ظرف ذهن تحقق مییابند را روشن میسازند. در این مسیر، مفاهیمی همچون وجود، امکان، وجوب و شیئیت مورد واکاوی قرار میگیرند تا مشخص شود هر یک در چه رتبهای از معقولیت قرار دارند. در نهایت، این جلسه به رفع ابهام از نحوه استناد معقولات ثانیه به معقولات اولیه میپردازد و تفاوت نگاه فلسفی به وجود با نگاه منطقی به قضایا را برای مخاطب تبیین میکند تا سیر منطقی انتزاع مفاهیم در ذهن روشن شود.
معنای معقولات ثانیه در فلسفه و منطق
3اما در معقولات منطقی از مفاهیمی که رابط بین قضایا را تشکیل میدهند بحث میشود. در منطق بحث از این است؛ بحث از این است که طبایع یا کلی هستند یا جزئی هستند. طبایع کلی به مابهالاِشتراک و مابهالاِفتراق تقسیم میشود. مابهالاِشتراک به جنس بعید و جنس قریب تقسیم میشود. مابهالاِفتراق فرض کنید به فصل و مثلاً نوع تقسیم میشود. لوازمی که مترتب بر این کلی هست، آثاری که مترتب بر این کلی هست، اینها مسائلی است که مربوط به منطق است.
پس ما در مسائل منطقی از وجود و از اثبات وجود موضوعات صحبت نمیکنیم؛ وجود موضوعات و اثبات آن موضوعات ولو در علم منطق حتی درصورتیکه موضوع برای علم منطق باشند. مثلاً انسان بهعنوان کلی طبیعی، موضوعی برای قضایای منطقیه است. ما از اینکه این انسان کلی و طبیعی وجود دارد یا وجود ندارد در منطق بحث نمیکنیم بلکه بحث ما این است که وقتی انسان را چیز میکنید باید چه محمولی برایش بیاورید و رابطۀ بین محمول و موضوع چیست، و اگر این قضیه در اینجا بخواهد قرار بگیرد آیا نسبت به این ضرورت هست یا ضرورت نیست، و اگر این بخواهد در یک قیاسی قرار بگیرد و شکل اول را بخواهد درست بکند قضیه دوم باید چه ارتباطی با این داشته باشد، حد وسط باید کجا باشد، چهکار باید بکنیم تا نتیجه بدهد، یا آیا قیاس ما در اینجا قیاس اقترانی است یا قیاس استثنائی است؟ آیا جهت در اینجا ضرورت است یا دوام است؟ هرکدام از اینها در کیفیت نتیجه تأثیرگذار است.
اما اینکه این انسانیت همین انسانیت که شما تصور کردید وجود خارجی دارد یا ندارد؟ این به منطق کاری ندارد. یا اگر وجود دارد این وجودش به چه شکل است؟ در ذهن هست یا در خارج هست؟ وجود در ذهن به چه شکل است؟ آیا ذهن از باب تقشیر و تحلیل و تجرید به این وجود رسیده است یا از باب اتصال به عالم تخیل و عالم مثال و جنبۀ عقلانی این صورت نوعیه به آن رسیده است.
