
معنای معقولات ثانیه در فلسفه و منطق
تفاوت مفاهیم فلسفی و منطقی در کلام مرحوم آخوند
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق جایگاه و معنای معقولات ثانیه در نظام فلسفی و منطقی میپردازند. بحث با تفکیک میان معقولات بالذات و معقولات بالعرض آغاز میشود و با بررسی نحوه انتزاع مفاهیم از واقعیتهای خارجی و ذهنی ادامه مییابد. ایشان با تکیه بر کلام مرحوم آخوند، مرز میان معقولات ثانویه فلسفی که ریشه در آثار وجود دارند و معقولات منطقی که صرفاً در ظرف ذهن تحقق مییابند را روشن میسازند. در این مسیر، مفاهیمی همچون وجود، امکان، وجوب و شیئیت مورد واکاوی قرار میگیرند تا مشخص شود هر یک در چه رتبهای از معقولیت قرار دارند. در نهایت، این جلسه به رفع ابهام از نحوه استناد معقولات ثانیه به معقولات اولیه میپردازد و تفاوت نگاه فلسفی به وجود با نگاه منطقی به قضایا را برای مخاطب تبیین میکند تا سیر منطقی انتزاع مفاهیم در ذهن روشن شود.
معنای معقولات ثانیه در فلسفه و منطق
1درس سیصد و نود و هشتم
بررسی کلام مرحوم آخوند راجع به معقولات ثانویه (1)
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
فصلٌ (2).
فی أنَّ الوجودَ على أیِ وجهٍ یُقالُ إنَّه مِنَ المعقولاتِ الثانیةِ و بِأی معنى یوصَف بِذلک:
إنَّ کثیراً ما یُطلَق المعقولُ الثانی علَى المحمولاتِ العقلیةِ و مبادیها الانتزاعیةِ الذهنیةِ و مِن هذا القَبیلِ الطبائعُ المَصدریةُ و لوازمُ الماهیاتِ و النِسَبُ و الإضافاتُ.1
تعریف معقول بالذات و معقول بالعرض
در اینجا مرحوم آخوند راجع به معقولات ثانویه چه فلسفیه و چه منطقیه و میزانیه صحبت میکنند و مقصود خودشان را از معقولات ثانی و فرق آن با معقولات منطقی و میزان توضیح میدهند. وجود یک لفظی است که مابإزاء خارجی و یک صورت ذهنی دارد؛ مابإزاء خارجی آن عبارت از آن حقیقتی است که مساوق با تشخص است و مساوق با عینیت است و مساوق با هویت خارجی است. بنابراین خود آن وجود و حقیقت آن وجود آنچه که در خارج است مانند اعیان خارجی، آن معقول نیست یعنی معقول بالذات نیست. زیرا معقول بالذات عبارت از صورت ذهنیه است چه بر نفس اعیان خارجی تعلق بگیرد یا روابط آن اعیان خارجی. چه به خود زید تعلق بگیرد یا به صفتی که قائم به زید است و ربط بین زید و قائم تعلق بگیرد. این عبارت از معقول بالذات است اما معقول بالعرض عبارت از همان زید خارجی است که او در ذهن نمیگنجد. آن برای خودش وجود خارجی دارد و دارد راه میرود، به ذهن چه مربوط است و چه ارتباط و تعلقی به ذهن دارد؟! بنابراین هر چیزی که مابإزاء خارجی دارد اسم او معقول بالذات اولیه است.
پس معقول بالذات اول یا معقولات اولیٰ که معقولات ذاتی هستند عبارتاند از آن مفاهیمی که آن مفاهیم بلاواسطه مابإزاء خارجی دارند مثل کتاب، بیاض، کمّ کتاب، زید، سماء، ارض، همۀ اینها معقول اول هستند. آیا حقیقت وجود هم معقول اول هست یا نه؟! حقیقت وجود، آنچه که هستی واقعی خارجی است، آن معقول بالعرض است اما آنچه که از وجود در ذهن میآید که از آن تعبیر به مفهوم وجود است، نه خود وجود [اینطور نیست]. وقتی که شما زید را درنظر میآورید، خود زید که در ذهن نیست بلکه مفهوم زید در ذهن هست مابإزاء او در ذهن هست اما نفس آن زید که در ذهن نیست نفس آن زید برای خودش است و دارد راه میرود و ارتباطی با انسان ندارد. مفهومی از آن زید در ذهن میآید که آن مفهوم را معقول اول میگویند؛ این معقول اول عبارت از هر صورت ذهنیای است که بلاواسطه مابإزاء خارجی داشته باشد! در مقابل این، معقولات ثانیه است!
- . الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 332.
