اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

شرط تحقق اتصاف در قضایای هلیات مرکبه

بررسی ضرورت وجود موضوع و محمول در ظرف اتصاف

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبنای دقیق فلسفی در باب «اتصاف موصوف به صفت» در قضایای هلیات مرکبه می‌پردازند. بحث با طرح دیدگاه برخی از محققین آغاز می‌شود که معتقدند در قضایا تنها وجود موضوع در ظرف اتصاف کفایت می‌کند و وجود محمول یا صفت برای تحقق قضیه ضروری نیست. در مقابل، ایشان با استناد به قاعده «ثبوت شیء لشیء فرع ثبوت مثبت‌له»، این دیدگاه را مورد نقد قرار داده و تأکید می‌کنند که برای انعقاد قضیه، تحقق هر دو طرف (موضوع و محمول) در ظرف اتصاف ضروری است. در ادامه، کیفیتِ وجودِ اوصافِ عدمی، اضافات و اعتبارات در ظرف اتصاف بررسی شده و تبیین می‌شود که حتی در این موارد نیز، نوعی رائحه و مرتبه‌ای از وجود برای محمول لازم است تا اتصاف معنا یابد. این جلسه با تأکید بر لزوم تغایر بین طرفین قضیه و نقد دیدگاه‌های سخیف در این زمینه به پایان می‌رسد.

شرط تحقق اتصاف در قضایای هلیات مرکبه

1
  • درس چهارصدم

  • بیان کلام مرحوم آخوند نسبت به اثبات مراتب مختلفۀ وجود، در ارتباط با موجودات خارجیه (1)

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم

  • وجود دو قول راجع به مسئلۀ اتصاف موصوف به صفتی

  • مرحوم آخوند در اینجا مطلبی به‌دنبال مطالب قبل که راجع به کیفیت وجود بر نحوی که موجب اتصاف به صفتی باشد بیان کردند، حالا ببینیم که نظر ایشان به چه نحو است. راجع به مسئلۀ اتصاف موصوف به صفتی دو قول وجود دارد؛ یکی نظر مرحوم آخوند است و دیگر نظر افراد دیگر و جمع دیگری از محققین که از جمله محقق دوانی است. نظر این قوم بر این است که باید در قضایای مرکبه و به تعبیر قوم هلیّت مرکبه موصوف به‌نحوی باشد که بتوان صفتی را از او انتزاع کرد، حالا این ظرف موصوف در خارج باشد قضیۀ خارجیه می‌شود، در ذهن باشد قضیۀ ذهنیه می‌شود و در نفس‌الأمر و واقع باشد قضیۀ حقیقیه می‌شود که از آن تعبیر به ظرف اتصاف می‌آورند، یعنی ظرف اتصاف یا خارج است یا ذهن است و یا نفس‌الأمر است.

  • عدم اثبات وصف بر موصوف عدمی

  • در هر قضیه‌ای به مقتضای ثبوتُ شیءٍ لِشیءٍ فرعُ ثبوتِ ثابت اگر شما یک وصفی را برای یک موصوفی ثابت می‌کنید باید آن موصوف شما وجود داشته باشد و وصف را بر موصوف عدمی نمی‌توان ثابت کرد! این وجود موصوف سواءٌ اینکه یک صفت خارجی بر او حمل بشود یا یک صفت ذهنی بر او حمل بشود، نه خارجی، یااینکه در همین بیان معنای دوم وصفی از آن موضوع انتزاع بشود و بر او حمل بشود، مثلاً در بیاض می‌گوییم: هذا القِرطاسٌ أبیَض، الآن در اینجا موضوع ما یک موضوع خارجی است و این قرطاس یک قرطاس خارجی است و بیاض هم یک وصف خارجی است، بیاض با کتاب و با قرطاس فرق می‌کند، این بیاض در خارج حمل بر این قرطاس شده است، الآن ظرف اتصاف در خارج هست، هم موصوف ما موصوف خارجی است، هم وصف ما وصف خارجی است، ظرف اتصاف هم خارج می‌شود.