اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تحلیل هوهویت و صدق قضایا در فلسفه اسلامی

بررسی ضرورت وجود محمول در قضایای حملیه و سالبه

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مفهوم «هوهویت» در قضایای حملیه و سالبه می‌پردازند. بحث با تعریف هوهویت مصداقی و ماهوی آغاز شده و این نکته مورد تأکید قرار می‌گیرد که شرط اصلی صدق قضایا، اتحاد موضوع و محمول در نفس‌الأمر است، نه لزوماً در وجود خارجی. در ادامه، دیدگاه مرحوم آخوند مبنی بر لزوم وجود محمول برای صحت حمل، مورد نقد و بررسی قرار می‌گیرد. استاد با استناد به قواعد منطقی و فلسفی، این دیدگاه را به چالش کشیده و استدلال می‌کنند که برای صحت حمل، تنها ثبوت موضوع در نفس‌الأمر کفایت می‌کند و نیازی نیست که محمول نیز حتماً دارای حصه‌ای از وجود باشد. این مباحث که در تقابل با نظرات محقق دوانی و میرسیدشریف مطرح شده، در نهایت به این نتیجه می‌رسد که در قضایای مرکبه، ثبوت موضوع، ملاک اصلی صحت حمل است و صفات عدمی یا سلبی نیازی به وجود ندارند.

تحلیل هوهویت و صدق قضایا در فلسفه اسلامی

7
  • اشکال مرحوم سبزواری بر نظر مرحوم آخوند در هلیات مرکبه و بسیطه

  • روی این جهت اشکالی که بر مرحوم آخوند در اینجا وارد می‌شود این است که علت عدم حکم به وجود کردن برای قضایایی که دارای هلیّت بسیطه یا هلیّت مرکبه هستند، اگر قرار بر عدم تحقق هوهویت باشد، این اشکال چه در قضایای بسیطه و چه در قضایای مرکبه وارد می‌شود.

  • روی این جهت مرحوم حاجی سبزواری در اینجا اشکالاتی را به همین بیانی که من عرض کردم وارد کرده است البته ایشان خیلی مختصرتر [بیان کرده‌ا‌ند] و فقط به یک قسمت از مسئله پرداخته‌اند. اشکالی که مرحوم حاجی در اینجا وارد می‌کنند این است که می‌فرمایند: عدم و اینکه یک شیء معدوم باشد، نافی صحت حمل محمول بر موضوع نیست! آنچه را که در قضیه لازم داریم ثبوت موضوع است و اگر در قضایا موضوع ثابت نباشد، ـ البته در هلیّت مرکبه باز برمی‌گردد ـ قضیۀ ما منعقد نمی‌شود! اگر قضیه‌ای بخواهد صادق واقع باشد و منعقد بشود، ـ حالا انعقادش انعقاد پیدا می‌کند ولی خب قضیه کاذبه است نه‌اینکه صادقه است ـ این است که موضوع وجود داشته باشد و همین کفایت می‌کند. و از این موضوعی که وجود دارد یک صفتی را انتزاع می‌کنیم حالا یا صفت ثبوتی را انتزاع می‌کنیم؛ زید است و رکوب برای آن عارض شده است و ما می‌گوییم: زیدٌ راکبٌ. ما عدم بصیرت را از او انتزاع می‌کنیم، اشکال ندارد که انسان از یک امر وجودی یک صفت سلبی را انتزاع کند! زید است و جاهل است و ما عدم علم را از زید انتزاع می‌کنیم و می‌گوییم: زیدٌ غَیرُ عالمٍغیرُ عالمٍ یک اصل عدمی است ولی منشأ انتزاع آن، منشأ انتزاع زید است و قضیه هم قضیۀ صادقه است و اشکالی ندارد. بنابراین اینکه برای صحت حمل در قضایای مرکبه قائل به وجود طرفین شدید و اینکه می‌فرمایید: باید در ظرف اتصاف، طرفین وجود داشته باشند، این ظرف اتصاف اقتضای وجود طرفین را نمی‌کند بلکه ظرف اتصاف اقتضای هوهویت بین طرفین را می‌کند و ظرف اتصاف اقتضای ثبوت موضوع را می‌کند چه آن ظرف اتصاف خارجی باشد یا ظرف اتصاف، ظرف اتصاف ذهنی باشد!