
تحلیل هوهویت و صدق قضایا در فلسفه اسلامی
بررسی ضرورت وجود محمول در قضایای حملیه و سالبه
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مفهوم «هوهویت» در قضایای حملیه و سالبه میپردازند. بحث با تعریف هوهویت مصداقی و ماهوی آغاز شده و این نکته مورد تأکید قرار میگیرد که شرط اصلی صدق قضایا، اتحاد موضوع و محمول در نفسالأمر است، نه لزوماً در وجود خارجی. در ادامه، دیدگاه مرحوم آخوند مبنی بر لزوم وجود محمول برای صحت حمل، مورد نقد و بررسی قرار میگیرد. استاد با استناد به قواعد منطقی و فلسفی، این دیدگاه را به چالش کشیده و استدلال میکنند که برای صحت حمل، تنها ثبوت موضوع در نفسالأمر کفایت میکند و نیازی نیست که محمول نیز حتماً دارای حصهای از وجود باشد. این مباحث که در تقابل با نظرات محقق دوانی و میرسیدشریف مطرح شده، در نهایت به این نتیجه میرسد که در قضایای مرکبه، ثبوت موضوع، ملاک اصلی صحت حمل است و صفات عدمی یا سلبی نیازی به وجود ندارند.
تحلیل هوهویت و صدق قضایا در فلسفه اسلامی
1درس چهارصد و دوم
بیان کلام مرحوم آخوند نسبت به اثبات مراتب مختلفۀ وجود، در ارتباط با موجودات خارجیه (3)
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
تعریف هوهویت در قضایای وجودیه و سلبیه
بهنظر میرسد که گفتیم: مطلبی راجع به این بحث یعنی بحث لزوم تحقق وجود در قضایای حملیه و رد بر افرادی مانند سید شریف و محقق دوانی را پس از اتمام این بحث مطرح کنیم. شکی نیست در اینکه در هر حملی هوهویت شرط است، چه در قضایای وجودیه و چه در قضایای سلبیه منتها در قضیۀ وجودیه هوهویت عبارت از اتحاد در وجود بین موضوع و محمول است. در قضایای سلبیه هوهویت عبارت از سلب ربط بین موضوع و محمول در قضایای حملیه است.
تعریف هوهویت مصداقی و ماهوی
بنابراین وقتی که میگوییم: زیدٌ غَیرُ موجود، غیر موجود بودن که یک معنای نفیای است و با ماهیت زید هوهویت دارد و این هوهویت، هوهویت مصداقی است نه هوهویت ماهیتی و ماهوی! در هوهویت ماهوی در آنجایی این مسئله صادق است که ذاتیات یک شیء را بر آن شیء حمل کنیم مانند زیدٌ حیوانُ الناطق، این هوهویت، هوهویت ماهوی است. هوهویت مصداقی عبارت از تحقق موضوع و محمول و صدق محمول برای موضوع در نفسالأمر است و همانطور که صحبت شد نفسالأمر اعم از وجود خارجی و غیر وجود خارجی است. مقصود از نفسالأمر وجود خارجی نیست که وقتی میگوییم: زیدٌ غَیرُ موجود به این معنا باشد که زید با غیر موجود در خارج یکی هستند چون وقتی که سلب وجود از زید میکنید دیگر خارجی وجود ندارد تااینکه بخواهد اتحاد بین محمول و موضوع باشد! پس هوهویت در اینجا هوهویت نفسالأمریه است؛ یعنی در عالم واقع زید معدوم است ولا نَعنی بِالهوهویت إلاّ هذا.
شرط صادق بودن قضایا
بنابراین شرط صادق بودن قضایا چه در قضایای ثبوتیه و چه در قضایای غیر ثبوتیه، اتحاد محمول با موضوع در نفسالأمر است چه این اتحاد بهحسب وجود و در عالم اعیان باشد و چه این اتحاد و هو هویت در عالم واقع و نفسالأمر باشد. این ملاک، ملاک برای صدق قضایاست. بنابراین وقتی که میگوییم: زیدٌ حجرٌ، این زیدٌ حجرٌ قضیۀ کاذبه است زیرا حجریت با زید هوهویت ندارد، نه در عالم اعیان و چه در عالم نفسالأمر! این مسئله مسئلۀ کاذبه میشود. اما اگر بگوییم: زیدٌ راکبٌ درصورتیکه باشد، مسئلۀ صادقه میشود. زیدٌ غَیرُ موجودٍ درصورتیکه زید نباشد، صادقه میشود. پس مسئلۀ اتحاد بین موضوع و محمول در قضایای صادقه مسئلهای است که نیاز به دلیل ندارد و از جمله قضایای قیاساتُها مَعَها است! زیرا هرچه را که میخواهید بر موضوع حمل کنید، به این معنا است که میخواهید بین آنها یک نوع اتحاد برقرار کنید که عبارت از همان هوهویت است حالا چه آن هوهویت، هوهویت ذاتی باشد یا هوهویت نفسالأمری باشد، البته نفسالأمری اعم از ذاتی و غیر ذاتی است. و یا هوهویت، هوهویت ثبوتی باشد و یا هوهویت، هوهویت نفسالأمری باشد که حمل محمولات معدومه و سالبه بر موجودات که به معنای سلب ربط است، اینهم به معنای هوهویت است و در اینجا اشکالی بهوجود نمیآید.
