
مراتب تشکیکی وجود و جایگاه اعراض و معقولات
تحلیل کیفیت وجود در اعراض نسبی و هیولای مبهمه
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مراتب تشکیکی وجود و نحوه سریان آن در حقایق مختلف میپردازند. بحث با بررسی جایگاه وجودی اعراض نسبی و معقولات ثانیه آغاز شده و این پرسش اساسی مطرح میشود که آیا میتوان بر اموری که وجود خارجی مستقل ندارند، اطلاق وجود کرد یا خیر. در ادامه، استاد با نقد دیدگاههای رایج، به تبیین حقیقت هیولای مبهمه و نسبت آن با صورتهای خارجی پرداخته و نشان میدهند که چگونه هر مرتبه از وجود، از واجبالذات تا پایینترین مراتب مادی و اعراض، بهرهای از فعلیت دارند. این سیر بحث، مخاطب را با نحوه تقوّم اعراض و حرکت در بستر وجود آشنا کرده و تفاوت میان وجود عینی و انتزاعات ذهنی را روشن میسازد تا در نهایت، جایگاه دقیق هر موجود در نظام هستی و مراتب کمال و نقص آن تبیین گردد.
مراتب تشکیکی وجود و جایگاه اعراض و معقولات
1درس چهارصد و چهارم
بررسی کیفیت حقیقت وجود در دو ظرف خارجی و ذهنی (2)
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
مطلب جلسۀ قبل به اینجا منتهی شد که به عقیدۀ مرحوم آخوند و بسیاری از حکما، وجود بهواسطۀ حقیقت تشکیکیۀ خودش حتی در مسائل اعتباری هم تسری دارد و جاری است و بالنسبة به همین مسائل اعتباری از دیدگاه ما و از دیدگاه این آقایان مسائل خارجی یعنی حقایق وجودی خارجی بِنَحوٍ أدنیٰ و بِنَحوٍ أنزَل و أخَس باز شائبهای از حقیقت وجود در آنجا ساری و جاری است. بهنظر میرسد اگر بخواهیم در مسئلۀ وجود دقت بیشتری بکنیم و وجود را یک امر اصیل و حقیقی بدانیم این قضیه دیگر نباید به اینجا ختم بشود که حالا که این وجود میتواند تشکیک بردارد پس إلیٰ ما بَلغ ما این مسئله را همینطوری ولو به مسائل اعتباری استمرار بدهیم! نه دیگر! صرف الوجود قضایای اعتباریه فقط ذهن است. بله، به این مقدار میتوانیم این مطلب را قائل بشویم مانند تخیلات و تصورات و مسائل اعتباریهای که وجود خارجی ندارند.
یکی از همان مسائل اعتباریه اعراضی است که نسبی هستند و دلالت بر نسبت میکنند مثل فوقیت و تحتیت. فوقیت و تحتیت یک امر اعتباری است که معتبِر بهواسطۀ لحاظ شرایط و مقارنات و کیفیات خاصی آن را انتزاع میکند. اگر آن مقارنات و شرایط تغییر پیدا کند آن امر اعتباری هم منتفی میشود. یعنی فرض بکنید بنده کتاب را در دست میگیرم، الآن دست چپ من بالاتر از دست راست من قرار دارد، کاغذی که در دست چپ من هست بالتَّبع این کاغذ فوق این کتاب در اینجا تلقی میشود. بعد از این مسئله ما فوقیت را انتزاع میکنیم و آن را یک امر وجودی بهحساب میآوریم الفوقیّةُ أمرٌ موجودٌ فی الخارجِ متعیّنٌ. خب من حالا بهعکس میکنم؛ کتاب را بالا میآورم و این کاغذ در دست من هست هیچ چیزی تغییر پیدا نکرده است؛ دست همان دست است، کتاب همان کتاب است، کاغذ همان کاغذ است، در دست همان کاغذ هست و مکان همان مکان است؛ یعنی الآن یک مکانی را من از جای دیگر در اینجا نیاوردم. این رتبه و این فضا ـ خب فضا یک امر واقعی است دیگر ـ بهعنوان ظرف در اینجا تلقی میشود، فقط کاری که شده [این است که] یک تبدل انجام شده است. حالا اصلاً آن تبدل چه ربطی به فوقیت دارد؟ یا اگر فرض کنید الآن که ما در این نقطه از زمین قرار داریم آن افرادی که در آنطرف از زمین همینجا درست زیر ما هستند، بهنحو اینکه اگر از همین نقطه در حجرۀ مدرسۀ فیضیه چاهی بکنید که از مرکز زمین عبور کند و به آن زیر برسد، این قطر کرۀ زمین بهحساب خواهد آمد، آنهایی که آن پایین هستند زیر ما هستند دیگر. خب ما الآن در روی این کرۀ زمین قرار داریم اینهایی در اینجا هستند همین حالت برای آنها وجود دارد؛ یعنی آنها خودشان را بالا میدانند اگر یک چاهی بکنند که از این اتاق دربیاید ما در واقع زیر آن آقایان قرار گرفتهایم.
